یک مستند تازه تولیدشده در بریتانیا دوباره نگاهها را به سوی یکی از جنجالیترین موضوعات مربوط به آدولف هیتلر برگردانده است؛ موضوعی که سالها میان پژوهشگران، مورخان و حتی پزشکان محل بحث بوده است. این برنامه تلویزیونی با پرداختن به وضعیت احتمالی جسمانی، جنسی و روانی رهبر آلمان نازی، موجی تازه از تحلیلها را ایجاد کرده است. در این مستند ادعا میشود که تحلیل دیانای استخراجشده از لکههای خون بهجامانده در محل مرگ هیتلر، اطلاعات قابل توجهی درباره اختلالهای رشدی و مشکلات هورمونی او ارائه میدهد. این برنامه با نام دیانای هیتلر: نقشه ژنتیکی یک دیکتاتور توسط شبکه چهار بریتانیا منتشر شده و ادعا میکند که برای نخستینبار دیانای منسوب به هیتلر با روشهای نوین توالییابی بررسی شده است.

نتیجهگیری اصلی این مستند بر پایه یک نمونه خون خشکشده است که روی پارچه مبل موجود در پناهگاه برلین یافت شده و گفته میشود به هیتلر تعلق دارد. این پارچه سالها در اختیار خانواده یک افسر آمریکایی بود و چند دهه بعد به موزه جنگ گتیسبرگ فروخته شد. گروه پژوهشی به رهبری پروفسور توری کینگ، متخصص شناختهشده ژنتیک پزشکی، پس از مقایسه کروموزوم Y موجود در نمونه با دیانای یکی از وابستگان پدری هیتلر، به این نتیجه رسیدهاند که نمونه خون، واقعی است. این تحلیل چهار سال به طول انجامید و مانند پروژههای قبلی این دانشمند، جنبه تاریخی و زیستی آن توجه گستردهای را برانگیخت.

یکی از یافتههای مهم این مستند شناسایی جهشی در ژنی است که نقش مهمی در رشد شبکه عصبی و تنظیم هورمونهای جنسی دارد. بر اساس تحلیلها، این تغییر ژنتیکی میتواند به سندرم کالمن مرتبط باشد. این سندرم در بسیاری از افراد موجب تأخیر شدید بلوغ، سطح پایین هورمونهای جنسی، رشد ناقص ویژگیهای مردانه و حتی کوچکتر بودن غیرعادی اندام تناسلی میشود. مستند همچنین این احتمال را تقویت میکند که هیتلر با مشکل عدم نزول یکی از بیضهها همراه بوده باشد؛ موضوعی که در اسناد پزشکی مربوط به دوران زندان او در سال ۱۹۲۳ نیز مطرح شده بود.
بخشی از مستند به ادعای دیرینهای درباره احتمال وجود ریشه یهودی در تبار هیتلر میپردازد؛ موضوعی که سالها پیش و در زمان جنگ جهانی مطرح شده بود. تحلیل ژنتیکی جدید نشان میدهد که بخش پدری خانواده هیتلر از نظر ژنتیکی کاملاً با نمونه دیانای یافتشده همخوانی دارد و هیچ نشانهای از ریشه یهودی در آن دیده نمیشود. پژوهشگران مستند توضیح میدهند که در صورت وجود چنین خاستگاهی، الگوی کروموزومی به شکل دیگری ظاهر میشد.

بخش دیگری از مستند به پیچیدگیهای روانی احتمالی هیتلر توجه دارد و تلاش میکند با استفاده از محاسبه امتیاز خطر چندژنی تصویری کلی از زمینه روانی او ارائه دهد. در این تحلیل اشاره شده است که دادههای ژنتیکی ممکن است احتمال آمادگی برای اختلالهای روانپزشکی مانند اسکیزوفرنی، بیشفعالی و رفتارهای مرتبط با طیف اوتیسم را در سطحی بالاتر از میانگین نشان دهد. با این حال پژوهشگران تأکید میکنند که چنین محاسباتی هیچ حکم قطعی صادر نمیکند و تنها درباره میزان خطر نسبی صحبت میکند.
در کنار دادههای زیستی، این مستند بار دیگر به اسناد سازمان خدمات راهبردی آمریکا رجوع میکند؛ گزارشهایی که در دهه چهل میلادی و در زمان جنگ تهیه شده بود. در این اسناد هیتلر شخصیتی معرفی شده که در روابط عاطفی و جنسی خود دچار ناسازگاری و بلوغ ناکامل بوده و بسیاری از رفتارهای او ریشه در حس ناتوانی و کمبود داشته است. برخی تحلیلگران آن زمان معتقد بودند که بخشی از رفتارهای تند و نمادگرایانه هیتلر، از جمله علاقه به کنترل کامل در روابط با زنان، نشانهای از مشکلات هویت جنسی و روانی بوده است.

با وجود جنجالهای فراوان، متخصصان ژنتیک که خارج از پروژه فعالیت داشتهاند، به رسانهها گفتهاند که تا زمانی که نتایج در قالب یک پژوهش علمی منتشر نشود و امکان بررسی دادههای خام فراهم نگردد، نمیتوان درباره صحت نهایی آن اظهار نظر کرد. برخی دانشمندان همچنین به اهمیت رعایت اصول اخلاقی در استفاده از دادههای ژنتیکی افراد تاریخی اشاره کردهاند؛ زیرا ممکن است چنین تحلیلهایی به برداشتهای نادرست درباره بیماران امروزی یا کلیشهسازی درباره اختلالهای روانی منجر شود.
در مجموع، مستند جدید شبکه چهار تلاش نمیکند تصویری قطعی یا نسخه نهایی از شخصیت هیتلر ارائه دهد. اما با ارائه دادههایی تازه از ژنتیک، پزشکی و روانپزشکی، لایه دیگری بر روایتهای پیشین درباره او افزوده است. این یافتهها اگرچه پاسخی نهایی به رازهای زندگی شخصی هیتلر نیست، اما نشان میدهد که بخشی از آنچه سالها به صورت شایعه مطرح بود، اکنون با نشانههای علمی احتمالی همراه شده است. پژوهشگران همچنان تأکید دارند که عوامل متعدد محیطی، تربیتی، روانی و تاریخی در شکلگیری شخصیت هیتلر نقش داشته و ژنتیک تنها قطعه کوچکی از یک پازل بزرگ و پیچیده است.










