فهرست بستن
fidarpolymer.com

علی بندری و طوفان انتقادات در شبکه‌های اجتماعی

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
علی بندری و طوفان انتقادات در شبکه‌های اجتماعی

امروز اگر سری به فضای مجازی فارسی بزنید، با صحنه‌ای آشنا مواجه می‌شوید: نام علی بندری، پادکستر سرشناس، بار دیگر در مرکز توجه است، اما این بار نه به خاطر یک روایت تاریخی جذاب یا معرفی کتابی مهم، بلکه به دلیل موضع‌گیری‌ای که به ظاهر ساده، اما در باطن عمیقاً چندلایه و بحث‌برانگیز بود. این ماجرا تنها یک اختلاف نظر ساده نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک شکاف عمیق‌تر در جامعه ایران است، شکافی بین نگاه‌های مختلف به مفاهیمی چون مقاومت، واقع‌بینی، امید و پذیرش.

برای درک ابعاد این جریان، باید از خود بپرسیم چه شد که یک چهره فرهنگی که سال‌هاست با روایت‌های خود مخاطبان گسترده‌ای را گرد هم آورده، ناگهان تبدیل به موضوعی برای چنین نقدهای تند و تیزی شود؟ پاسخ در ترکیب سه عامل نهفته است: زمان حساس کنونی، نقش رسانه‌های اجتماعی و ماهیت پیام بندری.

علی بندری در سال‌های اخیر با پادکست‌هایی مانند چنل بی و بی‌پلاس، موفق شده بود فضایی امن و جذاب برای مخاطب فارسی‌زبان ایجاد کند. او تاریخ و اندیشه‌های پیچیده را به زبانی روایی و قابل درک تبدیل می‌کرد. این دستاورد باعث شده بود بسیاری او را نه به عنوان یک ایدئولوگ، که به عنوان یک راوی یا قصه‌گو بپذیرند. اعتماد مخاطب به چنین چهره‌ای معمولاً بر اساس این پیش‌فرض بنا می‌شود که او در فضایی بی‌طرفانه یا دست‌کم با درنظرگرفتن ابعاد مختلف یک موضوع صحبت می‌کند.

اما آنچه اخیرا از سوی او بیان شد، توسط بخش قابل توجهی از مخاطبان، نه به عنوان یک تحلیل، که به عنوان یک «موضع‌گیری» تفسیر شد. محتوای کلی صحبت‌های او این برداشت را ایجاد کرد که گویی جامعه ایران باید از آرزوهای خود برای تغییرات بنیادین دست بکشد و با شرایط موجود سازگار شود. فارغ از درستی یا نادرستی این تفسیر، همین احساس کافی بود تا سدی بین گوینده و شنونده ایجاد شود. در شرایطی که بسیاری از مردم، به ویژه نسل جوان، درگیر احساس ناامیدی و خستگی از وضع موجود هستند، شنیدن سخنانی که حتی اشاره‌ای به پذیرش این وضعیت داشته باشد، می‌تواند شبیه به تایید رنج‌های آنان تلقی شود.

نکته ظریف دیگر، مسئله «جایگاه» است. علی بندری اکنون خارج از ایران زندگی می‌کند. این جغرافیا، اگرچه به خودی خود نقصی برای تحلیل محسوب نمی‌شود، اما در بستر احساسی کنونی، به ابزاری برای بی‌اعتبارکردن سخن او تبدیل شده است. مخاطب داخل کشور ممکن است با خود بگوید: «کسی که خود تجربه مستقیم شرایط سخت را ندارد، حق نصیحت کردن ندارد.» این احساس، هرچند ممکن است از نظر منطقی چندان استوار نباشد، از نظر روان‌شناختی کاملاً قابل درک و نیرومند است.

واکنش تند کاربران شبکه‌های اجتماعی را نیز باید در چارچوب ماهیت خود این پلتفرم‌ها بررسی کرد. فضای مجازی امروز، به ویژه در جوامع پرتنش، تمایل ذاتی به دوقطبی‌سازی و افراط دارد. پیام‌ها اغلب از متن اصلی جدا شده و در قالب جمله‌های کوتاه و احساس‌برانگیز منتشر می‌شوند. فضای گفتگو به سرعت از حالت عقلانی خارج شده و به عرصه‌ای برای بروز خشم و ناامیدی تبدیل می‌گردد. در چنین محیطی، هر سخنی که اندکی از خط قرمزهای احساسی جمعی عبور کند، ممکن است طوفانی غیرمنتظره به پا کند.

در کنار همه این موارد، باید به انتقادات قدیمی‌تری که همواره متوجه کار بندری بوده نیز اشاره کرد. برخی از اساتید تاریخ و پژوهشگران، پیش از این نیز به روش روایی او و احتمال ساده‌سازی وقایع پیچیده تاریخی اشاره کرده بودند. اما در گذشته، این نقدها بیشتر در حلقه‌های آکادمیک و محدود مطرح می‌شد. آنچه اکنون رخ داده، ادغام این نقدهای تخصصی با خشم عمومی و سیاسی کاربران عادی است. این ترکیب، آتش بحث را به طور قابل توجهی داغ‌تر کرده است.

با نگاهی کلان‌تر، این ماجرا بیش از آنکه درباره یک فرد باشد، درباره وضعیت گفتگو در جامعه ایران است. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که تحمل شنیدن نظرات متفاوت به حداقل خود رسیده است. فضای عمومی پر از اضطراب و بی‌اعتمادی است. در چنین شرایطی، هر سخنی می‌تواند به سرعت در یکی از دو جبهه «موافق» یا «مخالف» دسته‌بندی شود، بدون آنکه فرصتی برای فهمیدن منظور واقعی گوینده باقی بماند.

آینده رابطه علی بندری با مخاطبانش به عوامل مختلفی بستگی دارد. آیا او توضیح بیشتری درباره منظور خود ارائه خواهد داد؟ آیا گذر زمان می‌تواند از شدت احساسات بکاهد؟ یا اینکه این اتفاق به نقطه عطفی در مسیر حرفه‌ای او تبدیل خواهد شد و بخشی از مخاطبانش را برای همیشه از دست خواهد داد؟ پاسخ به این پرسش‌ها را باید در رفتارهای بعدی او و واکنش جامعه دنبال کرد.

این رویداد در نهایت یک درس مهم برای تمام کسانی است که در جایگاه تأثیرگذاری بر افکار عمومی قرار دارند: در دوره‌های بحرانی، کلمات وزن سنگین‌تری پیدا می‌کنند. هر جمله‌ای می‌تواند فراتر از یک نظر شخصی، به نماد یک جریان فکری تبدیل شود. مسئولیت اخلاقی در چنین مواقعی تنها در صحت اطلاعات نیست، بلکه در درک حساسیت‌های روحی جمعی نیز هست. شاید بزرگ‌ترین چالش برای روشنفکران و صاحبان رسانه در زمانه ما، یافتن تعادلی ظریف میان بیان حقیقت از نگاه خود و حفظ پیوند عاطفی با جامعه‌ای است که در رنج به سر می‌برد.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله

برچسب‌ها:

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x