بازداشت علی شکوریراد، فعال سیاسی اصلاحطلب، به دنبال اظهارات بحثبرانگیز او درباره اعتراضات دیماه، فراتر از یک رویداد قضایی، به سرعت به یکی از موضوعات داغ سیاسی کشور تبدیل شد. ادعای او مبنی بر «کشتهسازی توسط حاکمیت»، واکنشهای گستردهای را در پی داشت که در این میان، موضعگیری صریح و تند مسعود پزشکیان بیش از سایرین بازتاب یافت. با این حال، تغییر محسوس لحن و ادبیات رئیسجمهور در روزهای بعد، خود به مسئلهای قابل تأمل در تحلیل رفتار سیاسی او بدل شده است.
واکنش اولیه: چالشی و بیپرده
به گزارش رویداد ۲۴، در پی مصاحبه علی شکوریراد که در آن مدعی شده بود بر اساس برخی گزارشها، نیروی انتظامی رویکرد «کشتهسازی توسط خود حاکمیت» را در حوادث دیماه دنبال کرده است، فضای سیاسی کشور متشنج شد. مسعود پزشکیان در نخستین واکنشها با لحنی تند و انتقادی خطاب به مدعیان گفت: «میخواهم بگویم بیایند بیرون و ادعایش که خود نظام مساجد را آتش زده، بررسی کند؛ اگر ثابت کرد، ما را دار بزنند. انصاف هم خوب چیزی است.»
این سخنان که ترکیبی از رد قاطع اتهام و مطالبه بررسی بیطرفانه بود، بهعنوان موضعی صریح در برابر جنجالآفرینیها تعبیر شد و مرزهای بیان سیاسی را مشخص میکرد.
تغییر رویکرد: از هیجان به محافظهکاری
اما با گذشت زمان، ادبیات پزشکیان دستخوش تغییر قابل توجهی شد. او در اظهارات بعدی خود با لحنی محتاطتر از عدم فرصت کافی برای پیگیری فضای مجازی سخن گفت و اشاره کرد که در جلسهای مطرح شده «یکی از برادران اصلاحطلب پیامهایی مطرح کرده که اگر درست باشد، فاجعه است». وی افزود که دستور داده این موضوع از طریق وزیر مربوطه و استانداران بررسی شود.
این تغییر زبان، نشاندهنده فاصلهگیری از ادبیات جنجالی و حرکت به سمت رویکردی نهادی و رسمی است. در بیان جدید، نامی از شکوریراد برده نمیشود و با عبارت «یکی از برادران اصلاحطلب» از او یاد میگردد که نوعی فاصلهگیری از جنجال رسانهای و حساسیتهای جناحی را نشان میدهد. حذف جملات احساسی و چالشبرانگیزی مانند «ما را دار بزنند» و جایگزینی آن با «اگر درست باشد، فاجعه است»، بر کاهش هیجان و تمایل به تحلیلمحوری و محافظهکاری دلالت دارد.
چرایی تغییر لحن
چند عامل را میتوان برای این تغییر رویکرد برشمرد:
۱. بازخوردهای سیاسی و رسانهای: واکنشها به سخنان نخستین احتمالاً پزشکیان را به این نتیجه رساند که برای کاهش تنش و جلوگیری از تشدید جنجال، باید لحن خود را تعدیل کند.
۲. حساسیت امنیتی موضوع: اتهام «کشتهسازی توسط حاکمیت» از چنان حساسیتی برخوردار است که هرگونه اظهارنظر غیرمحتاطانه میتواند پیامدهای حقوقی و سیاسی سنگینی به دنبال داشته باشد.
۳. حفظ توازن سیاسی: پرهیز از رویارویی مستقیم با نهادهای امنیتی و تلاش برای حفظ همدلی محدود با جریان اصلاحطلب، از دیگر دلایل فاصلهگیری از لحن تند و تأکید بر مسیرهای نهادی است.
۴. مدیریت بحران از مسیر قانونی: ارجاع موضوع به وزیر مربوطه و استانداران، نشاندهنده تلاش برای مدیریت بحران از طریق سازوکارهای رسمی و پرهیز از واکنش صرفاً رسانهای است.
پیامدهای دوگانگی در بیان
این دوگانگی در بیان پزشکیان پیامدهای چندگانهای دارد. از یک سو، کاهش هیجان و حرکت به سمت مسیرهای نهادی میتواند به کاهش تنش و جلوگیری از قطبیشدن بیشتر فضا کمک کند. از سوی دیگر، تغییر سریع لحن ممکن است از نگاه افکار عمومی بهعنوان عدم ثبات موضع یا عدم شفافیت تعبیر شده و به کاهش اعتماد نسبت به تصمیمات سیاسی بینجامد. این پیچیدگی در شرایطی که جامعه نسبت به عملکرد نهادهای امنیتی حساس شده و شبکههای اجتماعی قدرت بالایی در انعکاس رویدادها دارند، دوچندان میشود.
تحلیل نهایی
رفتار مسعود پزشکیان در این ماجرا، نمونهای بارز از چالشهای پیش روی سیاستمداران میانهرو در ایران است؛ جایی که فشارهای جناحی، حساسیتهای امنیتی، انتظارات عمومی و الزامات رسانهای همزمان بر موضعگیریها تأثیر میگذارند. این تغییر رویکرد نشان میدهد که حتی چهرههای باسابقه نیز برای حفظ تعادل میان نیروهای متضاد، ناچار به تعدیل زبان و ادبیات خود و حرکت از بیان جنجالی به مسیرهای نهادی و تحلیلمحور هستند.
در نهایت، این دو بیان متفاوت نمایانگر واقعیت مهمی در فضای سیاسی و رسانهای ایران است: فشارهای اجتماعی، رسانهای و جناحی میتوانند موضعگیری شخصیتهای برجسته را دستخوش تغییر کنند. پزشکیان با فاصله گرفتن از ادبیات اولیه و تمرکز بر مسیرهای رسمی، تلاش کرده هم اعتبار خود را حفظ کند و هم پیامدهای احتمالی جنجال رسانهای را محدود سازد. این تجربه نشان میدهد که سیاستمداران برای بقا و اثرگذاری در ایران امروز، ناچارند میان اظهارنظر رسانهای، مسیرهای نهادی و فشارهای جناحی، تعادلی پیچیده برقرار کنند.











