در شرق شهر مقدس قم، جایی که کویر مرکزی ایران نفسهای آخر خود را میکشد، دریاچهای نمکی با ارتفاع ۷۹۰ متر از سطح دریا قرار گرفته که بیشتر روزهای سال را به بیابانی سفیدپوش تبدیل میشود و تنها در زمستانها جان دوباره میگیرد. اما این پهنه خشکیده، حالا به مرکز توجهی تازه در صنعت معدن کشور تبدیل شده است.
کشفی که معادلات را تغییر میدهد
اسفندماه سال گذشته، وزارت صنعت، معدن و تجارت ایران با انتشار گزارشی تکاندهنده، از کشف ذخایر قابل توجه لیتیوم در آب شور دریاچه نمک قم خبر داد. این کشف حاصل یک پروژه یکساله با همکاری کارشناسان روسی و استفاده از فناوریهای پیشرفتهای مانند ICP-OES بود که ۴۶ ایستگاه در استانهای قم، اصفهان و سمنان را زیر پوشش قرار داد.
نتایج نمونهبرداریها نشان داد که غلظت لیتیوم در این منطقه به حداکثر ۸۱.۴ قسمت در میلیون میرسد؛ رقمی که بالاترین سطح را در میان مناطق موردمطالعه داراست. برآوردهای اولیه حاکی از آن است که ذخایر لیتیوم ایران، با میانگین غلظت ۶۰ تا ۷۰ پیپیام در آب شور، به بیش از ۸.۵ میلیون تن میرسد.
اما حقیقت تلخ پشت اعداد شیرین
با این حال، برخی کارشناسان این ارقام را اغراقآمیز میدانند و معتقدند با چنین غلظتی، تنها حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ تن لیتیوم قابل استخراج باشد. این لیتیوم عمدتاً در رسوبات نمکی و آب شور انباشته شده و میتواند از طریق روشهای نوینی مانند استخراج مستقیم لیتیوم با نرخ بازیابی ۸۰ تا ۹۵ درصد استخراج شود.
چرا لیتیوم اینقدر مهم است؟
اهمیت اقتصادی این کشف زمانی روشن میشود که بدانیم لیتیوم ماده کلیدی در تولید باتریهای خودروهای الکتریکی، گوشیهای هوشمند و فناوریهای انرژی تجدیدپذیر است. در جهانی که هر روز به سمت برقی شدن پیش میرود، این ماده به “طلای سفید” شهرت یافته است.
پروژههای اولیه در دریاچه نمک قم بیشتر روی برداشت نمک و مواد معدنی دیگر متمرکز بود، اما حالا تمرکز بر لیتیوم افزایش یافته و میتواند به تنوعبخشی اقتصاد ایران کمک کند. گزارشها نشان میدهد که این دریاچه حدود ۲۴۰ میلیون تن مواد معدنی دارد و استخراج لیتیوم میتواند حدود ۴۰ گرم از هر تن نمک تولید کند.
سایه سنگین چالشها بر رویاهای شیرین
اما مسیر استخراج لیتیوم در قم با موانع جدی روبروست. خشکشدن دریاچه نمک قم میتواند به فاجعهای زیستمحیطی شبیه دریاچه ارومیه منجر شود؛ با افزایش گرد و غبار نمکی و تأثیر مخرب بر اکوسیستم محلی. مصرف بالای آب در فرآیندهای استخراج و نوسانات قیمت جهانی لیتیوم نیز از دیگر موانع جدی هستند.
علاوه بر این، ادعاهای اغراقآمیز در رسانهها ممکن است انتظارات را بیش از حد افزایش دهد، در حالی که استخراج واقعی نیاز به سرمایهگذاری خارجی و فناوری پیشرفته دارد. رویکردهای پایدار مانند بیوجذب و کاهش اثرات زیستمحیطی میتواند راهگشا باشد، اما تحقق این مهم نیازمند عزمی جدی و برنامهریزی دقیق است.










