مرور مستند رویداد۲۴ از سیر تحول محدودیتها؛ ردپای طراحان قدیمی در طرحهای جدید «دسترسی گزینشی»
مناقشه بر سر اینترنت در ایران از مرز فیلتر کردن چند پلتفرم خاص فراتر رفته و حالا به مرحله طراحی یک سیستم کامل برای کنترل رفتار کاربران رسیده است. آنچه از قطع یکپارچه اینترنت در آبان ۱۳۹۸ آغاز شد، امروز در قالب طرحهایی مانند «دسترسی کنترلشده»، اینترنت طبقاتی، سیمکارتهای سفید و اسناد محرمانه منسوب به معماران محدودسازی، چهره تازهای به خود گرفته است. گزارش اخیر رویداد۲۴ با نگاهی به این تحولات، این پرسش اساسی را مطرح میکند که آیا سیاست رسمی فضای مجازی در ایران، به جای حرکت به سمت اینترنت باز، مسیر «اینترنت گزینشی و چندلایه» را برای گروههای مختلف اجتماعی در پیش گرفته است؟
به نوشته رویداد۲۴، اینترنت در ایران سالهاست که به میدان نبردی بیپایان میان حاکمیت و جامعه تبدیل شده و هر موج تازه از این کشمکش، تأثیری مستقیم بر میزان دسترسی شهروندان به جهان دیجیتال گذاشته است. در این تقابل دیرپا، به ندرت دورهای را میتوان یافت که دو طرف به نقطهای از توافق نسبی رسیده باشند.
از دهه ۱۳۸۰ و به ویژه در سالهای ریاستجمهوری محمود احمدینژاد، محدود کردن سرعت اینترنت و گسترش دامنه سانسور، به تدریج به جزئی جداییناپذیر از سیاستهای رسمی تبدیل شد. این روند در دوران حسن روحانی هم ادامه پیدا کرد، با این تفاوت که افزایش نسبی سرعت در کنار تداوم محدودیتها، نوعی تناقض ساختاری پدید آورد. در آن سالها، هر موج اعتراضی معمولاً با اضافه شدن یک یا چند اپلیکیشن پرمخاطب به لیست سانسور همراه بود؛ از فیسبوک و یوتیوب و توییتر گرفته تا تلگرام.
نکته قابل تأمل اینکه در این جدال میان حاکمیت و معترضان، همیشه اینترنت قربانی اصلی بوده است. فیلتر اینستاگرام، واتساپ و حتی گوگلپلی در سالهای اخیر نشان داد که امتیازگیری حاکمیت از معترضان معمولاً حول محور اینترنت میچرخد.
همزمان با این محدودیتها، حاکمیت در یک دهه و نیم گذشته به موازات، روی توسعه زیرساختهای داخلی اطلاعاتی نیز کار کرده است. این پروژه به خودی خود به عنوان تقویت توان بومی قابل دفاع به نظر میرسد، اما زمانی که به عنوان جایگزین اینترنت جهانی معرفی میشود، به یکی از حساسترین نقاط اختلاف میان دولت، فعالان فناوری و کاربران عادی تبدیل میگردد. الگوی چین که همواره برای برخی سیاستگذاران جذاب بوده، در مقاطع مختلف – به ویژه در شرایط بحرانی – به عنوان نمونهای قابل الگوبرداری مطرح شده است.
تفاوت اساسی در اینجاست که چینیها توانستهاند شبکهای چنان قدرتمند و جذاب برای بیش از یک میلیارد نفر ایجاد کنند که نیاز به شبکههای غربی در کشورشان احساس نشود، در حالی که در ایران، نمونههای داخلی مثل موتورهای جستوجوی «ذرهبین» و «گردو» یا پیامرسانهایی نظیر «بله»، «ایتا»، «روبیکا» و «سروش پلاس»، در دورههای گوناگون با اختلال و نقص کارکردی روبرو بودهاند و نتوانستهاند جایگزین کاملی برای سرویسهای جهانی شوند. حتی در مقاطعی که استفاده از این پلتفرمها با فشارهای اداری یا محدودیتهای بیرونی افزایش یافته، کارایی آنها بیشتر به رفع نیازهای ابتدایی کاربران محدود مانده است.
نقطه عطف سال ۱۳۹۸
برخورد با اینترنت در سال ۱۳۹۸ به یک نقطه عطف تاریخی رسید؛ جایی که قطع گسترده و همهجانبه اینترنت، بدون هیچ توضیح شفاف یا جایگزین عملی، به اجرا درآمد. در آن زمان، مسئولیت این تصمیم میان نهادهای مختلف دستبهدست میشد. محمدجواد آذری جهرمی، وزیر وقت ارتباطات، از صدور دستور از سوی نهادهای امنیتی سخن گفت و وزیر کشور نیز مسئولیت مستقیم را نپذیرفت.
امیر ناظمی، معاون پیشین وزارت ارتباطات، سالها بعد در روایت خود از آن روزها نوشت که تصمیم قطع اینترنت در شورای امنیت کشور گرفته و ابلاغ شده بود، بدون آنکه نمایندهای از وزارت ارتباطات در آن جلسه حضور داشته باشد. او شرح میدهد که در لحظه دریافت دستور، فضای وزارتخانه آمیخته با شوک و تردید بوده و حتی ایده استعفا در بالاترین سطوح وزارتخانه به عنوان واکنشی اخلاقی مطرح شده بود.
ناظمی در روایت خود از صبح روز قطعی سراسری اینترنت نوشت: «از صبح به دفتر کار خودم نرفتم. شب قبلش جهرمی وزیر زنگ زد بیا دفتر من. گفت من و او و حمید بهتر است با هم باشیم. ظهر بود و هنگام ناهار سهنفرهمان که دستور رسید؛ از صبح منتظرش بودیم و حالا دیگر قطعی قطعی شده بود. همان موقع بود که متن استعفانامهام جلوی چشمانم رژه میرفت. شب نای برگشتن به خانه را نداشتم. لباس ورزشی پوشیدم و به راننده هم گفتم برود. پیاده راه افتادم به سمت خانه و در مسیر برگشت گریه میکردم و در همان حال هم توی ذهنم کلمه به کلمه استعفانامه رژه میرفت… استعفانامه را نوشتم. صبح دوباره رفتیم دفتر وزیر. استعفانامه را به جهرمی دادم. من نمیخواستم جزئی از این بازی باشم، این بازی بسیار فراتر از مرزهای من بود و ترجیح میدادم تا اعدام شوم، اما جزئی از آن نباشم… او که بیش از من سیستم حاکمیت را میشناخت پیشنهادی داد: استعفایت را برای وصل مجدد اینترنت بگذار.»
به گفته او، در آن مقطع پیشبینیهایی درباره دائمی شدن قطع اینترنت نیز وجود داشت. ناظمی گفته در آن زمان ابتدا گفتند تا ۱۶ آذر وصل نخواهد شد تا جامعه در یک بازه یکماهه به آن عادت کند. سپس اعلام کردند که در اتصال مجدد، اینستاگرام و واتساپ فیلتر خواهند شد. جهرمی با دو استعفانامه و گزارشهای آسیبهای قطع اینترنت و حمایت روحانی راهی جلسات شد. در نهایت پیشبینی او درست از آب درنیامد و اینترنت بدون فیلتر شبکه بازگشت.

الگوهای تازه محدودسازی
در میان روایتهای معاون پیشین وزارت ارتباطات، یک نکته شایان توجه وجود دارد: پیشبینی احتمالی برای عدم اتصال اینترنت. این ادعا یعنی چنین اراده و نظری در میان صاحبان تصمیمگیرنده قطع و وصل اینترنت وجود داشته و این اراده کماکان هم در میان همان افراد – به ویژه پس از ماجراهای طرح صیانت – پابرجاست.
اکنون ایران با وضعیتی آشفته در حوزه اینترنت مواجه است. از سیمکارتهای سفید گرفته تا اینترنت پرو ویژه اصناف که نزدیک ۱۰۰ هزار نفر از آن استفاده میکنند، تا شهروندانی که با هزینههای سنگین اقدام به خرید فیلترشکن میکنند. در این میان دانشگاهها نیز از اینترنت برخوردار هستند. نکته اینجاست که در این میان «نامحرم» کیست؟ مردمی که نه دانشجو هستند و نه کاسب؟ رفع فیلتر گوگل، گوگل مپ، جیمیل و برخی از سرویسهای هوش مصنوعی اگرچه نشانه مثبتی به نظر میرسد، اما نگرانیها را درباره روی دیگر سکه افزایش میدهد.
در هفتههای اخیر، برخی فعالان حوزه فناوری از انتشار سندی خبر دادهاند که به طرحی برای «سانسور هوشمند و گشایش مرحلهای اینترنت» اشاره دارد. این طرح که گفته میشود توسط رسول جلیلی به همراه شرکتی به نام «امنافزار گستر شریف» ارائه شده، بر محدودسازی تدریجی خدمات و کنترل پلهپله دسترسیها تأکید دارد. هرچند هنوز مشخص نیست این طرح تا چه حد به مرحله اجرا رسیده، اما نفس طراحی آن نشاندهنده تداوم رویکردهای مبتنی بر کنترل و مدیریت دسترسی است.
رسول جلیلی، استاد دانشگاه شریف، به عنوان یکی از اصلیترین چهرههای تصمیمساز در شورای عالی فضای مجازی در مسیر تداوم فیلترینگ شناخته میشود. در این سند که در شهریور ماه ۱۴۰۴ منتشر شده، یک سیستم گشایش چهارمرحلهای برای آنچه «دسترسی مشروع و حفظ حاکمیت سایبری» خوانده شده ارائه گردیده که شامل «مسدودسازی پروتکلهای غیرضروری» است. به زبان سادهتر، این طرح به حاکمیت اجازه میدهد تعیین کند چه دسترسیهایی در اینترنت آزاد باشد و چه دسترسیهایی به طور قطعی بسته. برخی محدودیتها از جمله محدودیت حجم فایل ارسالی هم از جمله موارد مطرح شده در این سند است. یکی دیگر از موارد مطرح شده، مسدودسازی کامل و دائمی پروتکلهای UDP، IPv۶ و ICMP به سمت خارج است تا امکان ایجاد هرگونه تونلزنی (Tunneling) از ریشه قطع شود. این کار عملاً فیلترشکنها را غیرقابل استفاده خواهد کرد.
شرکت امنافزار گستر شریف چیست؟
بر اساس اسناد رسمی، این شرکت در سال ۱۳۸۱ در تهران تأسیس شده و اعضای هیئتمدیره آن شامل چهرههایی فعال در حوزه فناوری اطلاعات و زیرساختهای داده هستند. ارتباط برخی از این افراد با شرکتهای فعال در حوزه ارتباطات نیز به پیچیدگی بیشتر شبکه تصمیمسازی در این حوزه اشاره دارد.
محمد مهدی عطوفی، مدیرعامل شرکت امنافزار گستر شریف، از هسته مرکزی همراه اول و مدیرعامل پیشین رایتل است. ابوذر عرب سرخی، دیگر عضو هیئتمدیره شرکت امنافزار شریف، رئیس پیشین پژوهشکده امنیت ارتباطات و فناوری اطلاعات – پژوهشکده وابسته به وزارت ارتباطات – میباشد.
این شرکت از سال ۲۰۲۳ در فهرست تحریمهای اوفک (OFAC) قرار دارد و احتمالاً از همان سالها در محدودیت اینترنت نقش کلیدی ایفا کرده است. در توضیحات اوفک برای تحریم این شرکت، نام رسول جلیلی به عنوان چهره مرتبط با شرکت ذکر شده و این یعنی ارتباط این چهره با شرکت در تحریم شدن آن مؤثر بوده است. رسول جلیلی که عدهای او را «پدر فیلترینگ ایران» میخوانند، از سال ۲۰۱۲ در فهرست تحریمهای آمریکا قرار دارد.











