صدها خانواده تهرانی که در پی حملات اخیر آمریکا و اسرائیل، خانههای خود را از دست دادهاند، اکنون در هتلها و مراکز اقامتی موقت جای گرفتهاند. مسئولان از پیشرفت بازسازی و بازگشت تدریجی ساکنان میگویند، اما بسیاری از این خانوادهها همچنان با ابهام در زمان بازگشت، مشکلات معیشتی و سردرگمی در فرایندهای اداری دستوپنجه نرم میکنند؛ وضعیتی که شکاف میان قولها و واقعیت زندگی روزمره را آشکارتر ساخته است.
گزارش روزنامه «شرق» از وضعیت جنگزدگان تهرانی را در ادامه میخوانید.
در لابی هتل پنجستاره لاله
اینجا روزگاری نماد اقامت موقت و مسافرت بود، اما حالا به خانهی موقت بخشی از جنگزدگان «جنگ دوم تهران» تبدیل شده است. نظم و سکوت هتل در نگاه اول تغییری نکرده، اما پشت این ظاهر آرام، روایتهایی از فروپاشی ناگهانی زندگی جریان دارد.
اهالی جدید هتل، هرکدام با جزئیاتی متفاوت، اما در خلاصه یکیاند: صدای انفجار و پایان زندگی عادی در یک لحظه. انفجارهایی که به گفته آنها نه فقط دیوار و سقف، بلکه پرده و فرش را دریده و خانهها را بیدر و پنجره کرده است. برخی واحدها نیاز به مقاومسازی دارند، برخی تعمیرات اساسی میخواهند و بعضی دیگر باید از نو ساخته شوند.
پیرمردی ۶۹ ساله از زندگیای میگوید که نزدیک به نیمقرن با همسرش ساخته بود؛ زندگیای که به گفته او «حتی یک فنجان سادهاش هم باقی نمانده». تقریباً همه ساکنان روی یک نکته اشتراک نظر دارند: خستگی از زندگی در هتل و بلاتکلیفی. این خستگی در میان کسانی که زودتر خانهشان را از دست دادهاند، بیشتر است.
روایت یک معلم بازنشسته
یکی از ساکنان منطقهی آسیبدیده که معلم بازنشسته است و در سهراه ضرابخانه زندگی میکرد، میگوید: «با وجود مراجعه به نهادهای مختلف، هنوز محل امن و مشخصی برای زندگی به ما ندادهاند. به ما میگویند بروید در خانههایتان زندگی کنید؛ در حالی که خانه هنوز نشت گاز دارد و کوچه همچنان محدودیت تردد دارد و حق ورود نداریم.»
او از نبود اطلاعرسانی پیش از عملیاتها هم گلایه دارد: «حتی به ما نگفتند این منطقه ممکن است آسیبپذیر است و باید تخلیه کنیم.» این شهروند که خانهاش کاملاً تخریب شده، میگوید: «مجبور شدم بروم شهرستان. الان چند روزه به اینجا آمدهام. روز اول گفتند سامانه شهرزاد، بعد اینجا و آنجا… بعد گفتند اشتباه میکنید. از پاسخهای متفاوت سردرگم شدهایم.»
ساکنان هتل تأکید میکنند: «ما هیچکدام نیازمند نیستیم، بیشترمان شاغل هستیم. اما بر اثر جنگ ناگهان زندگیمان را از دست دادهایم و الان میخواهیم تکلیفمان روشن شود.»
زیر آوار و بعد از آن
یکی دیگر از آسیبدیدگان از لحظهی حادثه و بیرون کشیده شدن از زیر آوار میگوید: «کل خونه تخریب شده. اساساً چیزی نمونده.» بخشی از وسایل باقیمانده را از محل خارج کرده، اما امکان ادامه زندگی در آن خانه وجود ندارد. درباره وضعیت درمانی خود نیز میگوید: «گفتند باید عکس پاتو بگیری… چشمدرد هم دارم… هنوز هیچچیز درست نشده.» اما از اسکان در هتل راضی است: «راضی هستیم، ولی بلاتکلیفیم… گفتند پول میدهند که خودمان جایی بگیریم. جنگ شروع شد، فرداش ما اومدیم اینجا.»
یکی از ساکنان جدید هتل هم میگوید تازه فهمیده باردار است و زندگی در هتل برایش دشوارتر شده؛ دلش میخواهد زودتر تکلیف اسکان دائمیاش مشخص شود.
هتلها، چادرها و هزینهها
میگویند وزارت میراث برای هر تخت، شبی سه میلیون تومان از شهرداری میگیرد. برخی نهادهای صاحب هتل هم با حکم قاضی راضی شدهاند هتلها را در اختیار جنگزدگان بگذارند. حتی گفته میشد قرار بود روزهای اول چادر زده شود، اما در تهران هیچ بیخانمانی به چادر نرفت.
طبق آمار رسمی، تاکنون بیش از ۶,۳۰۰ نفر در قالب حدود ۲۷۰ خانواده در ۴۲ مرکز اقامتی شامل هتلها، میهمانسراها و مراکز وابسته اسکان داده شدهاند.
وعدههای مسئولان
مسئولان شهری میگویند در روزهای ابتدایی تمرکز اصلی بر نجات افراد گرفتار زیر آوار و بازگشایی معابر بوده است. در بسیاری از موارد، آواربرداری و بازگشایی معابر ظرف چند ساعت انجام شده و طی ۴۸ تا ۷۲ ساعت تلاش شده چهرهی شهری به وضعیت عادی بازگردد.
بخش عمدهی واحدهای آسیبدیده نیازمند تعمیرات جزئی هستند و امکان بازگشت ساکنان در کوتاهمدت وجود دارد. با این حال، روند بررسیها «واحد به واحد» انجام میشود و زمانبندی دقیق برای همه پروندهها ممکن نیست. خدمات اجتماعی، روانشناسی و فرهنگی نیز در مراکز اسکان ارائه شده است.
اما پرسش مشترک ساکنان همچنان باقی است: زمان بازگشت به خانه چه زمانی است؟
سخنگوی شهرداری تهران: شرمندهایم
مطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران، به «شرق» گفت: تعیین تکلیف اسکان موقت خانوادههای آسیبدیده ارتباط مستقیمی با ادامه یا توقف جنگ ندارد، بلکه نیازمند فرایندی طبیعی و زمانبر است. اولویت نخست، اسکان اضطراری در هتلها بوده و همزمان بازسازی آغاز شده است.
به گفته او، برخی واحدها فقط نیاز به مقاومسازی دارند و برخی دیگر ممکن است ظرف ۳۰ تا ۴۵ روز آماده بازگشت شوند. روند رسیدگی «خانواده به خانواده» و «واحد به واحد» در حال انجام است. همچنین موضوع اسکان موقت از طریق رهن واحد مسکونی نیز در دستور کار قرار دارد.
محمدخانی تأکید کرد: «از نظر اداری، کار با سرعت مقبولی پیش میرود، اما طبیعی است که این سرعت از نگاه خانوادههایی که خانه، زندگی و حتی عزیزان خود را از دست دادهاند، کافی نباشد. شهرداری خود را شرمنده میداند و از مردم عذرخواهی میکند.»
او افزود: هرچند محل اسکان فعلی از نظر خدمات مناسب است، اما دوری از خانه و محیط خانوادگی حتی برای چند روز هم دشوار است، چه رسد به بلندمدت.
محمدخانی درباره درخواست برخی خانوادهها برای دریافت هزینه اقامت به جای ماندن در هتل گفت: «در همین هفته پروندهها در حال نهاییشدن است و پیشبینی میشود از ابتدای هفته آینده پرداختها آغاز شود تا خانوادهها بتوانند در صورت تمایل محل اسکان مستقلی خارج از هتل انتخاب کنند.»
نقش گروههای جهادی و مردم
سخنگوی شهرداری تأکید کرد: «تقریباً هیچیک از اقدامات شهرداری بدون کمک مردم و گروههای جهادی انجام نشده است. بسیج محلات، طلاب، روحانیون، دانشجویان و نیروهای داوطلب از شهرهای مختلف در این فرایند مشارکت داشتهاند. برخی از نیروهای جهادی که شبها را در خودروهای شخصی خود میخوابیدند. شهرداری تنها نقش پشتیبان و هماهنگکننده داشته است.»
هتل لاله؛ ایستگاه موقت زندگی
در هتل لاله، شکل جدیدی از زیست در وضعیت تعلیق جریان دارد؛ میان ویرانی خانه و انتظار بازگشت. روایتها، با وجود تفاوت در جزئیات، در یک نقطه به هم میرسند: زندگیهایی که در یک لحظه از مدار عادی خارج شده و هنوز به نقطه ثبات بازنگشتهاند.
بیرون از دیوارهای شیشهای، شهر با ریتم همیشگیاش ادامه دارد، اما درون هتل، زمان شکل دیگری گرفته است؛ زمانِ انتظار، زمانِ بلاتکلیفی.
مسئولان از بازسازی مرحلهای و تدریجی میگویند و ساکنان از طولانی شدن اقامت در فضایی که هرچند امن است، اما خانه نیست. میان این دو روایت، واقعیتی مشترک شکل میگیرد: بازگشت، اگرچه در مسیر برنامهریزی قرار دارد، اما برای بسیاری هنوز تاریخ مشخصی ندارد. همین فاصله میان «وعدهی بازگشت» و «تجربهی روزمره انتظار»، تصویر نهایی هتل لاله را میسازد؛ هتلی که حالا نه مقصد سفر، که ایستگاه موقت زندگی شده است.









