فهرست بستن
fidarpolymer.com

قتل خانم رئیس شرکت با خوراندن قرص برنج

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
متهم دستبند خورده

یک سال از زمان دریافت گزارش فوت زن جوانی به نام نینا توسط مأموران می‌گذرد. او که توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شده بود، ساعاتی بعد جان خود را از دست داد. با گذشت یک سال از این حادثه، جزئیات پرونده و علت دقیق فوت نینا همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

شوهر نینا به نام بهرام به ماموران گفت همسرش مشکلاتی داشت و به دلیل افسردگی خودکشی کرده است اما پدر نینا مساله دیگری را مطرح کرد و گفت: به دامادم مشکوک هستم چون دخترم با او اختلاف داشت و حتی بهرام حرف طلاق را به میان آورده بود.

پلیس بهرام را بازداشت کرد. تحقیقات نشان داد بهرام در شرکت همسرش کار می‌کرد. آن روز هم به اتاق همسرش که مدیرعامل بود، رفت و چند دقیقه‌ای با هم صحبت کردند و بعد از آن زن جوان بدحال شد. همچنین پلیس متوجه شد بهرام با زنی در همان شرکت ارتباط پنهانی دارد.

وقتی بهرام تحت بازجویی قرار گرفت گفت: زنم خودکشی کرده و من در مرگ او نقشی نداشتم. زمان حادثه به اتاق او رفتم و چند دقیقه‌ای صحبت کردیم. بعد من به طبقه پایین که دفتر کار خودم بود رفتم. چند دقیقه بعد صدایی آمد. بالا رفتم و دیدم کارمندان دور همسرم جمع شده‌اند. اورژانس را باخبر کردیم و به بیمارستان رفتیم. آنجا گفتند حالش بد است و بعد فوت کرد.

هرچند بهرام سعی می‌کرد همه‌چیز را عادی جلوه دهد اما بعد از چندین جلسه بازجویی به قتل اعتراف کرد و گفت: مدتی بود با زنم اختلاف داشتم و عاشق فرانک، یکی از کارمندان شرکت، شده بودم. به نینا گفتم بیا جدا شویم. زنم قبول نمی‌کرد. او از رابطه من و فرانک هم اطلاع داشت. روز حادثه به اتاق زنم رفتم. کپسول‌هایش روی میز بود. همین‌طور که داشتم با او صحبت می‌کردم کاری برایش پیش آمد و بیرون رفت. یک کپسول را که قرص برنج داشت جایگزین کپسول‌های او کردم و از اتاق بیرون آمدم. چند دقیقه بعد او کپسول را خورد و جانش را از دست داد. موضوع را به فرانک هم گفتم.

در نهایت فرانک و بهرام هر دو بازداشت شدند و برای بهرام به اتفاق قتل عمدی و برای فرانک به اتهام اختفای ادله جرم کیفرخواست صادر شد. پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی از آنجا که پدر مقتول فوت شده بود، خواهران و برادران نینا در مقام اولیای دم درخواست قصاص کردند.

در ادامه بهرام در جایگاه قرار گرفت. او گفت: اتهام را قبول ندارم. هرچه گفتم تحت فشار بود‌؛ البته قبول دارم با زنم اختلاف داشتم و حتی صحبت از طلاق کرده بودیم. چند روز قبل از این ماجرا به او گفتم جدا شویم اما زنم قبول نکرد. ولی من او را نکشتم و اصلاً نقشه‌ای هم برای این کار نداشتم. آن‌قدر مرا تحت فشار گذاشتند که اعتراف کردم.

در ادامه فرانک در جایگاه حاضر شد و گفت: من اتهام را قبول ندارم. اصلاً در جریان هیچ‌چیز نبودم و رابطه خاصی هم بین من و بهرام نبود. صرفاً دوستان نزدیک بودیم.

سپس قضات دفاعیات وکلای متهمان را شنیدند و در پایان برای صدور رأی وارد شور شدند.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله

برچسب‌ها:

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x