پروندههای مربوط به قتل زنان در ایران بار دیگر توجهها را به مسئله خشونت خانوادگی و قتلهای موسوم به ناموسی جلب کرده است. در میان تازهترین موارد، نام هانا رکان، دختر ۱۶ ساله اهل کرمانشاه، قرار دارد؛ پروندهای که بار دیگر بحث درباره امنیت زنان در محیط خانواده، خلأهای قانونی و ضعف حمایتهای پیشگیرانه را مطرح کرده است.
آمارهای منتشرشده از سوی منابع انتظامی و بررسی گزارشهای رسانهای نشان میدهد بخش قابلتوجهی از قتلهای خانوادگی با اختلافات شدید زناشویی، سوءظن، کنترلگری و انگیزههای موسوم به ناموسی ارتباط دارند. برخی گزارشها نیز برآورد کردهاند که حدود ۱۵ درصد از قتلهای ثبتشده در کشور با انگیزههای ناموسی مرتبط بودهاند.
پرونده هانا رکان بار دیگر مسئله زنکشی را مطرح کرد
هانا رکان، نوجوان ۱۶ ساله ساکن کرمانشاه، یکی از تازهترین قربانیانی است که نامش در گزارشهای مربوط به زنکشی در ایران مطرح شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این نوجوان بامداد شنبه ۷ شهریور و در شرایطی که در خواب بود، به دست پدرش جان خود را از دست داد. هانا ساکن محله دولتآباد کرمانشاه بود و مراسم خاکسپاری او روز یکشنبه ۸ شهریور در آرامستان روستای نیلاوره در منطقه کوزران برگزار شد.
این پرونده تنها یک حادثه خانوادگی جداافتاده تلقی نمیشود و بار دیگر توجه افکار عمومی را به نقش خشونت، نگاههای کنترلگرانه و برخی سنتهای اجتماعی در وقوع قتل زنان جلب کرده است.
آمار رسمی درباره قتلهای خانوادگی چه میگوید؟
بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی معاونت مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی، حدود ۱۵ درصد از قتلهای کشور با انگیزههایی موسوم به ناموسی ارتباط داشتهاند.
در بخش قابلتوجهی از پروندههای خانوادگی نیز عواملی مانند اختلافات شدید میان زوجین، سوءظن، تعصبات خانوادگی و رفتارهای کنترلگرانه به عنوان زمینههای وقوع خشونت مطرح شدهاند.
اهمیت این آمار در آن است که بسیاری از موارد خشونت خانوادگی در محیطی رخ میدهد که معمولاً باید امنترین فضای زندگی افراد باشد. به همین دلیل، پیشگیری از خشونت در خانواده تنها به برخورد پس از وقوع جرم محدود نمیشود و نیازمند سازوکارهایی برای شناسایی و کنترل موقعیتهای پرخطر پیش از رسیدن به مرحله بحرانی است.
۱۶۵ زن در فاصله دو سال قربانی شدند
گزارشهای منتشرشده طی سالهای اخیر تصویر نگرانکنندهای از تکرار قتل زنان در بستر خانواده ارائه میکنند.
در آبان ۱۴۰۴، در نشستی از انجمن جامعهشناسان ایران، آماری درباره ثبت ۶۳ مورد زنکشی از ابتدای همان سال مطرح شد. همچنین بررسی اخبار منتشرشده درباره سال ۱۴۰۳ نشان میدهد در کمتر از دو ماه ابتدایی آن سال، دستکم ۲۳ زن و دختر به دست افرادی از نزدیکان خود، از جمله همسر، پدر، برادر یا خواستگار سابق، کشته شدهاند.
گزارش دیگری که روزنامه شرق منتشر کرده، نشان میدهد در سه ماه نخست سال ۱۴۰۲ دستکم ۲۷ زن در پروندههایی با انگیزههای مرتبط با ناموس توسط همسر یا پدر خود به قتل رسیدهاند.
از سوی دیگر، بر اساس همین بررسیها، طی دو سال از خرداد ۱۴۰۰ تا پایان خرداد ۱۴۰۲ دستکم ۱۶۵ مورد زنکشی در ایران ثبت شده است. این رقم به معنای میانگین حدود یک مورد در هر چهار روز است.
در این پروندهها، علاوه بر همسر و پدر، نام افرادی مانند برادر، همسر سابق، عمو، دایی و پدرشوهر نیز در میان متهمان یا عاملان قتل دیده شده است.

خشونت خانوادگی تنها به قتل محدود نمیشود
گزارشهای مختلف درباره خشونت علیه زنان نشان میدهد که قتل معمولاً در انتهای زنجیرهای از رفتارهای خشونتآمیز قرار میگیرد. تهدید، کنترل شدید، آزار و سایر اشکال خشونت میتوانند پیش از وقوع یک جرم جدیتر ظاهر شوند.
برخی بررسیهای رسانهای نیز از جانباختن بیش از ۱۱۰ زن و دختر طی یک سال در پروندههای مرتبط با خشونت خانگی یا خانوادگی خبر دادهاند. قربانیان این حوادث از گروههای سنی مختلف بودهاند.
در همین گزارشها، مواردی از قتلهای با انگیزه مستقیم ناموسی و همچنین پروندههایی با بیش از یک قربانی ثبت شده است. وجود چنین پروندههایی نشان میدهد که مقابله با خشونت خانگی نیازمند مداخله زودهنگام و شناسایی موقعیتهای پرخطر است، نه اینکه اقدامات حمایتی تنها پس از وقوع جرم آغاز شود.
چرا حمایت از زنان در معرض خطر اهمیت دارد؟
یکی از موضوعات مهم در پروندههای خشونت خانوادگی، فاصله میان نخستین نشانههای خطر و وقوع جرم است. در شرایطی که فردی بارها تهدید شده یا با خشونت و کنترل شدید مواجه است، نبود یک مسیر سریع و مطمئن برای دریافت حمایت میتواند خطر را افزایش دهد.
گزارشهای مربوط به سوءاستفاده، آزار و حبس اجباری زنان نیز نشان میدهد که برخی قربانیان پیش از رسیدن پرونده به مرحله جنایی، مدتها در معرض رفتارهای خشونتآمیز قرار داشتهاند.
از این منظر، دسترسی آسان به خدمات مشاورهای، حمایت اجتماعی، خانههای امن و سازوکارهای فوری برای دور کردن فرد تهدیدکننده از قربانی، میتواند در پیشگیری از حوادث جدیتر نقش داشته باشد.
قوانین ایران درباره قتلهای خانوادگی چه میگویند؟
بحث درباره زنکشی در ایران بدون بررسی قوانین کیفری مرتبط با قتل نیز کامل نیست. برخی مواد قانون مجازات اسلامی در پروندههای خانوادگی و قتلهای موسوم به ناموسی مورد توجه حقوقدانان قرار گرفتهاند.
برای نمونه، ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی شرایط خاصی را درباره قتل همسر در وضعیت مشخصی پیشبینی کرده است. همچنین ماده ۳۰۱ درباره شرایط قصاص در برخی موارد، از جمله قتل فرزند توسط پدر یا جد پدری، مقررات متفاوتی دارد.
از سوی دیگر، ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی امکان اعمال مجازات تعزیری را در شرایطی که قصاص اجرا نمیشود، پیشبینی کرده است.
این مواد طی سالهای گذشته در بحثهای حقوقی مرتبط با قتلهای خانوادگی مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند و برخی کارشناسان معتقدند قوانین باید به شکلی تنظیم شوند که امکان بازدارندگی بیشتر و حمایت مؤثرتر از قربانیان خشونت را فراهم کنند.
لایحه حمایت از زنان و مسئله پیشگیری
یکی دیگر از محورهای بحث درباره خشونت علیه زنان، ضرورت وجود یک چارچوب قانونی جامع برای پیشگیری و حمایت از قربانیان است.
لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» سالها در فرآیند بررسی و اصلاح قرار داشته و موضوع تصویب نهایی آن بارها مورد توجه قرار گرفته است.
منتقدان معتقدند صرف مجازات مرتکب پس از وقوع جرم کافی نیست و قانون باید برای مرحله پیش از وقوع جنایت نیز ابزارهای مشخصی در اختیار نهادهای مسئول قرار دهد؛ از جمله سازوکارهای مؤثر برای رسیدگی به تهدید، خشونت مستمر و رفتارهای تعقیبگرانه.
نقش اورژانس اجتماعی و خانههای امن
در ایران، اورژانس اجتماعی با شماره ۱۲۳ و مراکز حمایتی بهزیستی از جمله نهادهایی هستند که برای مواجهه با بحرانهای اجتماعی و خانوادگی فعالیت میکنند.
با این حال، محدودیت ظرفیت، منابع و اختیارات میتواند روند حمایت از افراد در معرض خشونت را دشوار کند. به همین دلیل، افزایش ظرفیت خانههای امن، تقویت خدمات اورژانس اجتماعی و آموزش نیروهای انتظامی و قضایی برای برخورد مناسب با گزارشهای خشونت خانگی، از جمله راهکارهایی است که میتواند به پیشگیری کمک کند.
زنکشی؛ بحرانی فراتر از مرزهای ایران
خشونت مرگبار علیه زنان تنها به ایران محدود نیست و یک مسئله جهانی محسوب میشود.
بر اساس گزارش مشترک دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد و نهاد زنان سازمان ملل، هر سال دهها هزار زن و دختر در سراسر جهان به شکل عمدی کشته میشوند. بخش قابلتوجهی از این قتلها نیز توسط شریک زندگی یا اعضای خانواده قربانیان صورت میگیرد.
آمارهای سازمان ملل نشان میدهد حدود ۶۰ درصد از قتلهای زنان در جهان توسط شریک زندگی یا سایر اعضای خانواده انجام میشود؛ در حالی که این سهم در مورد قربانیان مرد بسیار پایینتر است.
این اختلاف نشان میدهد زنان در بسیاری از جوامع با نوع متفاوتی از خطر مواجهاند؛ خطری که برخلاف بسیاری از جرایم خشن، ممکن است در محیط خانه و از سوی فردی که قربانی او را میشناسد، شکل بگیرد.
آفریقا و آسیا بیشترین آمار قتل زنان را دارند
بررسی دادههای جهانی نیز تفاوت قابلتوجهی میان مناطق مختلف نشان میدهد. طبق دادههای سازمان ملل، آفریقا با حدود ۲۲ هزار و ۶۰۰ مورد زنکشی در صدر قرار دارد.
آسیا با حدود ۱۷ هزار و ۴۰۰ مورد در جایگاه دوم قرار گرفته و پس از آن قاره آمریکا با ۷ هزار و ۷۰۰ مورد، اروپا با ۲ هزار و ۱۰۰ مورد و اقیانوسیه با حدود ۳۰۰ مورد قرار دارند.
در کنار تعداد مطلق، نرخ وقوع چنین جرایمی نیز میان مناطق مختلف متفاوت است و عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی میتوانند در این تفاوتها نقش داشته باشند.
یکسوم زنان جهان خشونت را تجربه کردهاند
ابعاد خشونت علیه زنان بسیار گستردهتر از موارد منتهی به قتل است. طبق برآوردهای سازمان ملل، حدود ۷۳۶ میلیون زن در جهان، یعنی تقریباً یک نفر از هر سه زن، دستکم یک بار خشونت فیزیکی یا جنسی از سوی شریک صمیمی یا خشونت جنسی از سوی فردی غیر از شریک زندگی را تجربه کردهاند.
این آمار نشان میدهد زنکشی را نمیتوان صرفاً به عنوان مجموعهای از حوادث مجزا بررسی کرد. در بسیاری از موارد، خشونت مرگبار بخشی از یک زنجیره طولانیتر از رفتارهای خشونتآمیز، کنترل و نابرابری است.
برای کاهش زنکشی چه اقداماتی ضروری است؟
کارشناسان حوزه حقوق و جامعهشناسی معمولاً بر این نکته تأکید دارند که مقابله با زنکشی تنها با افزایش مجازات پس از وقوع قتل امکانپذیر نیست. پیشگیری، حمایت از قربانیان و شناسایی زودهنگام افراد در معرض خطر نیز باید در مرکز سیاستگذاری قرار بگیرد.
اصلاح قوانین مرتبط با قتلهای خانوادگی، تقویت ضمانتهای اجرایی، ایجاد مسیرهای سریع برای گزارش تهدید و خشونت، افزایش ظرفیت خانههای امن و تقویت خدمات مشاورهای از جمله اقداماتی هستند که میتوانند در این زمینه مؤثر باشند.
همچنین آموزش عمومی درباره خشونت خانگی و مقابله با نگرشهای مالکیتمحور و کنترلگرانه در روابط خانوادگی اهمیت زیادی دارد.
جمعبندی
آمارهای منتشرشده درباره زنکشی در ایران، از جمله ثبت دستکم ۱۶۵ مورد طی فاصله دو سال، نشان میدهد خشونت علیه زنان مسئلهای نیست که بتوان آن را به چند پرونده منفرد تقلیل داد.
پروندههایی مانند قتل هانا رکان بار دیگر ضرورت توجه به نشانههای خشونت، حمایت از افراد در معرض خطر و اصلاح سازوکارهای قانونی و حمایتی را یادآوری میکنند. مقابله مؤثر با این پدیده نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ در حوزه قانون، قضا، حمایت اجتماعی، آموزش و پیشگیری است؛ اقداماتی که هدف اصلی آنها باید جلوگیری از تبدیل خشونت خانوادگی به یک جنایت جبرانناپذیر باشد.










