علیرضا زادبر، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق، با انتشار یادداشتی در اپلیکیشن «بله» انتقادات تندی را نسبت به سریال «تاسیان» مطرح کرده و این اثر را به «سفیدشویی ساواک» و تحریف واقعیتهای تاریخی متهم کرده است. او در این متن که بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشته، نسبت به پیامدهای فرهنگی و اجتماعی چنین روایتهایی هشدار داده است.
به گزارش برترینها، زادبر یادداشت خود را با عنوان «بعد جمهوری اسلامی ساواکی میشوم!» منتشر کرده و در آن نوشته است که برخی جریانهای سلطنتطلب در خارج از کشور طی ماههای اخیر شعار بازگشت ساواک را مطرح کردهاند؛ موضوعی که به گفته او، نیازمند یک زمینهسازی رسانهای و فرهنگی بوده و سریال «تاسیان» را میتوان بخشی از این فرآیند دانست.
او در ادامه به پدیدهای اشاره میکند که به باورش نگرانکننده است؛ ضبط و انتشار ویدئوهایی از سوی برخی نوجوانان و جوانان که در آنها بهصورت نمادین یا شوخیگونه از «ساواکی شدن» پس از انقلاب سخن میگویند. زادبر این رفتار را نشانهای از تأثیرگذاری روایتهای تحریفشده تاریخی میداند و معتقد است بازنمایی نادرست گذشته میتواند در شکلگیری نگرش نسل جدید نقش مهمی ایفا کند.
این عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق تأکید میکند که سریال «تاسیان» بهزعم او تصویری غیرواقعی از تاریخ شکنجه و سرکوب در دوران پیش از انقلاب ارائه داده است. وی مینویسد که در سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اصطلاح «ساواکی بودن» در میان مردم بهعنوان نماد بدنامی، ظلم و خشونت به کار میرفت و حتی در محاورههای روزمره نیز بار منفی شدیدی داشت.
زادبر در ادامه انتقاد خود، ساواک را «منفورترین سازمان امنیتی و شکنجه در تاریخ معاصر ایران» توصیف کرده و معتقد است بازنمایی نرم و تطهیرشده از چنین نهادی، میتواند منجر به عادیسازی خشونت ساختاری و کمرنگ شدن حافظه تاریخی جامعه شود. به گفته او، این نوع روایتها زمینه را برای فریب افکار عمومی، بهویژه نسل جوانی که تجربه مستقیمی از آن دوران ندارد، فراهم میکند.
از منظر تحلیل رسانهای، این اظهارات بار دیگر بحث قدیمی مسئولیت اجتماعی تولیدکنندگان آثار نمایشی را برجسته کرده است. منتقدان معتقدند سریالها و آثار تاریخی، علاوه بر جنبه سرگرمی، نقش مهمی در شکلدهی به برداشت عمومی از گذشته دارند و هرگونه تحریف یا سادهسازی بیش از حد میتواند پیامدهای فرهنگی بلندمدت به همراه داشته باشد.
در مقابل، برخی مخاطبان و طرفداران آثار نمایشی بر این باورند که سریالها الزاماً مستند تاریخی نیستند و بیشتر با هدف روایت داستانی ساخته میشوند. با این حال، منتقدانی مانند زادبر تأکید میکنند که وقتی یک اثر به موضوعات حساس و پرچالش تاریخی میپردازد، مرز میان داستانپردازی و تحریف واقعیت بسیار باریک میشود و باید با دقت بیشتری مدیریت شود.
در مجموع، واکنش علیرضا زادبر به سریال «تاسیان» نشاندهنده ادامهدار بودن مناقشه بر سر نحوه بازنمایی تاریخ معاصر ایران در محصولات فرهنگی است؛ مناقشهای که به نظر میرسد با افزایش تولید سریالها و محتوای تاریخی، بیش از گذشته در کانون توجه افکار عمومی و رسانهها قرار خواهد گرفت.







