این روزها حال و هوای جامعه ایران چندان مساعد نیست و تنها تعداد اندکی از افراد هستند که در صداوسیما یا شبکههای اجتماعی با جویآفرینی و واکنشهای پررنگ، خود را نشان میدهند. به نظر میرسد همین وضعیت، خلاصهای از شرایط عمومی مردم در روزهای اخیر باشد.
در این میان، ورزشکاران ایرانی پس از هفتهها سکوت—که احتمالاً نتیجه تأثیر حواشی و شوک ناشی از اعتراضات اخیر بوده است—شروع به بیان همدردی و ابراز واکنش کردهاند. روز گذشته، خبر رسید که زهرا علیزاده، بازیکن شناختهشده تیم ملی فوتبال زنان، تصمیم گرفته از حضور در تیم ملی کنارهگیری کند. همزمان، بهنام یخچالی، از چهرههای سرشناس بسکتبال ایران، نیز با انتشار پیامی مشابه، از ادامه فعالیت در تیم ملی انصراف داد.
این اقدامات ورزشکاران، بازتابی از فضای پرتنش و تاثیرات اجتماعی روزهای اخیر است و نشان میدهد حتی چهرههای ورزشی نیز از شرایط عمومی جامعه بیتأثیر نماندهاند.

بهنام یخچالی گارد ۳۰ ساله تیم ملی بسکتبال ایران و تیم گلادیاتور ترایرز آلمان با انتشار یک پست اینستاگرامی مینویسد:
پوشیدن پیراهن تیم ملی همیشه برای من بزرگترین افتخار بوده و هست؛ اما این روزها حالِ دلِ مردم خوب نیست و نمیتوانم بیتفاوت از کنار این غم عبور کنم. به همین دلیل، تا زمانی که حال مردم بهتر شود و دلها آرام بگیرند. تصمیم گرفتهام در کنارشان بمانم و در تیم ملی حضور نداشته باشم. این تصمیم نه از سرِ بیعلاقگی است و نه فاصله گرفتن؛ فقط انتخابیست از جنس همدلی و احترام. امیدوارم روزی دوباره با دلی آرام، کنار هم برای ایران بایستیم.

باید اعتراف کنیم این روند که ورزشکاران تحت تأثیر مسائل اجتماعی و سیاسی از تیم ملی فاصله میگیرند، پدیده جدیدی نیست؛ سال ۱۴۰۱ نیز شاهد موارد مشابهی بودیم که برخی از ورزشکاران بهطور داوطلبانه از تیمهای ملی کنار کشیدند.
با این حال، آنچه این بار جلب توجه میکند، ظهور نشانههای تردید و عدم قطعیت در میان بعضی بازیکنان تیم ملی فوتبال است؛ تیمی که همواره زیر ذرهبین افکار عمومی قرار داشته. این شایعات تا جایی بالا گرفت که خبرگزاری مهر و فدراسیون فوتبال مجبور شدند با انتشار بیانیه، صحت آنها را رد کنند.
در روزهای اخیر، نام مهدی قایدی در شبکههای اجتماعی به شدت ترند شده و او را به یکی از جنجالیترین موضوعات فوتبال ایران تبدیل کرده است. شایعاتی مطرح شد که مهدی قایدی از بازی در تیم ملی صرفنظر کرده و مواضعی در پیش گرفته که فعلاً او را از جمع تیم ملی دور نگه میدارد.

همزمان، رفتار مهدی طارمی در جشن صعود المپیاکوس نیز توجهها را جلب کرد و برخی منابع غیررسمی مدعی شدند او نیز در حال حاضر تمایلی برای حضور در تیم ملی ندارد؛ ادعاهایی که هنوز به تأیید رسمی نرسیدهاند. بازیکنانی مثل مجید حسینی و اللهیار صیادمنش هم واکنشهایی نشان دادهاند، اما تأثیر آنها به اندازه قایدی یا طارمی نبوده است.
ورزش ایران در دیماه اخبار تلخی همراه خودش داشت؛ از جانباختن مجتبی ترشیز، بازیکن سابق تراکتور، تا بازداشت برادر میلاد سرلک، هافبک پرسپولیس. همچنین علیرضا نجاتی، عضو تیم ملی کشتی فرنگی، در میان بازداشتیها قرار دارد و رسول خادم خواستار آزادی او شده است. به علاوه، خبر درگذشت یکی از بستگان محسن تنابنده در جریان وقایع اخیر منتشر شد و گزارشهایی درباره سرنوشت مشابه چند فوتبالیست جوان نیز به گوش رسید.

در مجموع، ورزش ایران در وضعیتی قرار گرفته که کمتر میتوان مشابه آن را در سالهای گذشته جستجو کرد. فاصله گرفتن تدریجی برخی ورزشکاران از تیمهای ملی، تردیدهای آشکار و پنهان چهرههای شاخص و همزمانی این اتفاقات با تحولات اجتماعی و سیاسی، فضایی ایجاد کرده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً تصمیمهای شخصی یا رویدادهای مقطعی دانست.
امروز ورزشکاران دیگر تنها نقش فنی در میدان بازی ندارند و ناخواسته یا آگاهانه در جریانهای فراتر از ورزش قرار میگیرند. این وضعیت میتواند تبعات طولانیمدتی داشته باشد؛ از تأثیر بر انسجام تیمهای ملی گرفته تا تغییر ارتباط میان ورزش، حاکمیت و افکار عمومی. به نظر میرسد که ورزش ایران وارد مرحلهای جدید و پرابهام شده؛ مرحلهای پرتنش و تعیینکننده که آثار آن نه فقط امروز، بلکه در آینده نزدیک نیز قابل مشاهده خواهد بود.










