رابرت دووال، اسطوره سینمای هالیوود که روز یکشنبه در ۹۵ سالگی درگذشت، در طول زندگی خود چهار بار ازدواج کرد اما هرگز صاحب فرزندی نشد. تنها بازمانده او همسر کنونیاش، لوسیانا پدرازا ۵۴ ساله است که بیش از چهار دهه از او کوچکتر بود.
نزدیک به دو دهه پیش، دووال در گفتوگویی با مجله Details در آوریل ۲۰۰۷ درباره نداشتن فرزند صحبت کرده بود. او با صراحت گفته بود: «فکر کنم تیرم به هدف نمیخوره.» این بازیگر برنده اسکار در همان مصاحبه توضیح داده بود: «با زنان مختلفی امتحان کردم، چه در ازدواج و چه خارج از آن. به فرزندخواندگی هم فکر کردم، اما هنوز اقدامی نکردهایم.»

یک منبع نزدیک به دووال در گفتوگو با نشریات درباره علت فرزند نداشتن او گفته است: «بابی زیاد درباره نداشتن فرزند صحبت نمیکرد، چون وقتش را صرف هنر خود، ازدواجهایش و زندگی کردن میکرد. او قبلاً گفته بود که این موضوع در سرنوشتش نبوده، اما هرگز آن را به عنوان یک حسرت نگاه نکرد. شاید در برخی ازدواجهایش تنش ایجاد کرده باشد، اما نداشتن بچه هرگز عامل تعیینکنندهای برای او نبود. او زندگی شگفتانگیزی داشت. ۹۵ سال را بهخوشی گذراند. و البته موضوع کمتلاشی هم نبود، چون مرد محبوب زنان بود. فقط زندگی برنامه دیگری برایش داشت.»
دووال تا حدی تجربه پدر بودن را از طریق همسر اولش، باربارا بنجامین، چشیده بود. او در سال ۱۹۶۲ هنگام فیلمبرداری فیلم «کشتن مرغ مقلد» با این گوینده و رقصنده سابق آشنا شد و از ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۵ با او زندگی کرد. بنجامین از ازدواج قبلی خود دو دختر داشت.
همسر دوم او گیل یانگز بود که از ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶ با او زندگی کرد. با این ازدواج، دووال با جان ساوج، رابین یانگ و جیم یانگز نسبت فامیلی پیدا کرد. سومین ازدواج او با شارون بروفی، رقصنده، از ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ ادامه داشت.

دووال در سال ۱۹۹۷ با لوسیانا پدرازا در آرژانتین آشنا شد. او در مصاحبهای با مجله Esquire در دسامبر ۲۰۱۰، نخستین دیدارشان را چنین به یاد آورد: «همسرم را در آرژانتین ملاقات کردم. گلفروشی بسته بود، بنابراین به نانوایی رفتم. اگر گلفروشی باز بود، هرگز او را نمیدیدم.» این دو با یکدیگر همکاری هنری نیز داشتند و پدرازا که رقصنده حرفهای تانگو بود، در فیلم «تانگوی ترور» (۲۰۰۲) به کارگردانی دووال نقشآفرینی کرد.
لوسیانا پدرازا صبح دوشنبه با انتشار پیامی در فیسبوک خبر درگذشت همسرش را اعلام کرد و نوشت: «برای جهان، او بازیگری برنده اسکار، کارگردان و داستانگو بود. برای من، او همهچیز بود.»









