چهل و پنج روز از آن شبهای بینظیر میگذرد، اما تصاویری که از دل یک بیمارستان بیرون آمده، هنوز از برابر چشمها محو نشده است.
گزارشی که در ادامه میآید، مرورگر لحظاتی است که میدان الغدیر و بیمارستان خیریه واقع در قلب آن، به صحنهای از اضطراب و ماتم تبدیل شدند. نیلوفر حامدی در روزنامه شرق، با اتکا به تصاویر تازهمنتشرشده و گفتگو با شاهدان و مسئولان، کوشیده است آنچه را در هجدهم و نوزدهم دیماه ۱۴۰۴ بر این مرکز درمانی گذشت، ورق بزند؛ از ورود خیل عظیم مجروحان و جانباختگان گرفته تا پرسشهای بیپاسخی که هنوز بر جای ماندهاند.
در گوشهای از تصویری که از بالا ثبت شده، چند کارتن بستهبندی در کنار پتوهایی رنگارنگ خودنمایی میکنند؛ سفید، صورتی، مشکی، آبی و قهوهای. نگاه که دقیقتر شود، پتوها خالی نیستند. اندامهایی رها و تکیده از لای آنها بیرون زده است. با بزرگنمایی تصویر، واقعیت عریان میشود: هر پتو پیکر انسانی را در خود پیچیده که گویی در خوابی عمیق فرو رفته است. در قابی دیگر، صورت یکی از این عزیزان کاملاً پیدا است: «آیدا عقیلی»، دختری جوان که انگار جهان همچنان در نبض نفسهایش جریان دارد.
چهار راه منتهی به میدان الغدیر این روزها مملو از بنرهای شهرداری است، اما باورش سخت است که همین خیابانها در هجدهم و نوزدهم دی چه صحنههایی را از سر گذراندهاند. بیمارستان خیریه الغدیر، آن دو شب، میزبان پیکرهای بیشماری شد. به گفته رئیس مرکز روابطعمومی وزارت بهداشت، حدود ۳۶ پیکر بیجان و شماری مجروح به این بیمارستان منتقل شدند.
«ح»، فروشندهای که در همان محدوده کار میکند، شب هجدهم را اینطور توصیف میکند: «شنیده بودیم خبرهایی هست، اما نمیدانستیم چه پیش خواهد آمد. از ساعت هشت شب همه چیز به هم ریخت. نیم ساعت بعد، رفتوآمد غیرممکن شده بود.» او که سالهاست در محله سکونت دارد، میگوید بلوار هنگام را تا آن شب اینگونه ندیده بود: «جمعیت عظیمی در خیابانها بودند. ساعات اول خطرناک به نظر نمیرسید تا اینکه ناگهان صدای شلیک بلند شد.» بلافاصله تصمیم به ترک مغازه گرفت: «با موتور راه افتادیم، اما در همان دقایق دیدیم بیمارستان الغدیر چقدر شلوغ است. ماشینها و آمبولانسها مدام پیکرهایی را تحویل میدادند؛ برخی زخمی و برخی بیجان.» او شب بعد مغازه را باز نکرد و از دوستانش شنید که نوزدهم نیز به همین منوال گذشت.
حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابطعمومی وزارت بهداشت، در گفتگو با شرق تأیید کرد که میدان الغدیر یکی از نقاط شلوغ شب هجدهم بوده و مجروحان و فوتیها به نزدیکترین مرکز درمانی یعنی بیمارستان الغدیر منتقل شدهاند. طبق گزارشها، حدود ۱۵۰ مجروح به این بیمارستان مراجعه و پیکر ۳۶ فوتی نیز به آنجا منتقل میشود، در حالی که سردخانه بیمارستان تنها گنجایش پنج جسد را دارد. فوتیها بعداً به کهریزک انتقال مییابند. کرمانپور تصدیق کرد که تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی، هرچند دردناک، با واقعیت مطابقت دارد.
او توضیح داد که بیمارستان الغدیر زیرمجموعه وزارت بهداشت نیست و نقش این وزارتخانه صرفاً نظارتی است. درباره دلیل نگهداری اجساد در پتو و رها بودن آنها در حیاط، کرمانپور گفت: «این بیمارستان خیریه ناگهان با موجی خارج از ظرفیت مواجه شد. آمبولانسها موظف به انتقال بیمار زنده هستند، نه متوفی. در آن شب، بسیاری از پیکرها را خود مردم به بیمارستان رساندند، چون اطلاعی از الزام انتقال مستقیم به پزشکی قانونی نداشتند.» او افزود که پزشکی قانونی زیرمجموعه قوه قضائیه است و ارتباطی با وزارت بهداشت ندارد.
در میان این روایتها، خبری نگرانکننده نیز شنیده میشود: گویا مسئولان بیمارستان الغدیر از کادر درمان خود تعهدنامه کتبی گرفتهاند که درباره وقایع هجدهم و نوزدهم دی با هیچ رسانهای سخن نگویند. کرمانپور در واکنش به این موضوع گفت: «تاکنون در مراکز درمانی ما چنین اتفاقی نیفتاده و همه در بیان موضوعات مختار بودهاند. از این موضوع اطلاعی ندارم. شاید این بیمارستان خیریه نگران امنیت نیروهایش بوده، اما نمیدانم چنین اقدامی قانونی هست یا خیر.»









