این روزها شبکه آیفیلم میزبان پخش سریالی با نام «محرمانه» شده است. مجموعهای ۲۹ قسمتی به کارگردانی محمود معظمی که هر قسمت آن ۴۵ دقیقه طول دارد. علاقهمندان میتوانند از شنبه تا چهارشنبه شبها ساعت ۲۲ پای تماشای این سریال بنشینند و روز بعد نیز دو نوبت پخش مجدد در ساعتهای ۶ صبح و ۲ بعدازظهر تدارک دیده شده است.
فضای روایی «محرمانه» به تلاشهای علمی دانشمندان ایرانی در حوزه پزشکی و ماجرای تولید واکسن کرونا بازمیگردد. داستان از جایی شروع میشود که این تلاشها با واکنشهای مغرضانه دشمن مواجه میشود؛ کسانی که میخواهند با ایجاد اختلال، مانع از موفقیت کشور در این عرصه حساس شوند.
فهرست بلندبالایی از نامهای آشنا در این سریال حضور دارند که از میان آنها میتوان به لاله اسکندری، علیرام نورایی، رحیم نوروزی، آرش آصفی، فرهاد قائمیان، مجید مظفری، سولماز حصاری، فاطمه گودرزی، جعفر دهقان، کمند امیرسلیمانی، رویا میرعلمی، ایرج نوذری، نسیم ادبی، سپند امیرسلیمانی، امیرمحمد زند، فریبا متخصص، رضا توکلی، سیدمهرداد ضیایی، الهام طهموری، شیدا یوسفی، بهناز نادری، علیرضا جلالیتبار، احسان امانی، نیما کرمی و مهدیه نساج اشاره کرد.
داستان «محرمانه» گروهی از دانشمندان ایرانی را دنبال میکند که برای تحقیق درباره بیماری ناشناختهای راهی آفریقا میشوند. این روایت تلاش دارد روزهای پرالتهاب ابتدایی شیوع کرونا و مسیر پرفرازونشیب ساخت واکسن را به تصویر بکشد.
اما شروع سریال چندان روان و بیدردسر نیست. انبوه شخصیتهایی که در قسمتهای نخست معرفی میشوند، بدون آنکه روابطشان به درستی تبیین شود، مخاطب را سردرگم میکند. سه قسمت طول میکشد تا این شخصیتها در کنار هم قرار بگیرند و مخاطب متوجه ارتباطشان شود.

شخصیتهای سریال نیز آنطور که باید و شاید عمق ندارند. بسیاری از آنها در قالب کلیشههایی که سالهاست مخاطب از تلویزیون دیده، محدود شدهاند. فاطمه گودرزی در نقش مادری مهربان با کارگاه خیاطی، فرهاد قائمیان در همان فضای امنیتی همیشگی، و علیرام نورایی باز هم در قالب یک مامور پلیس امنیتی. این تکرار مکررات نشان میدهد حتی انبوه بازیگران حرفهای هم نمیتواند فیلمنامه ضعیف و شخصیتهای کلیشهای را نجات دهد.
کارگردان تلاش کرده با استفاده از موسیقی و نماهای باز (اکستریم لانگ شات) هیجان و انرژی اثر را بالا ببرد. اما زیادهروی در استفاده از این نماها در بخشهای ابتدایی، نتیجه معکوس داده و به جای انتقال قدرت و تسلط نیروهای امنیتی، تصنعی بودن فضا را پررنگتر کرده است.
یکی از نقاط ضعف آشکار سریال، طراحی صحنه اتاق مانیتورینگ پلیس امنیت است. انبوه السیدیهای بزرگ، استفاده بیرویه از کدها و تصاویر، و رنگ تیره اغراقآمیز، فضایی مصنوعی و باورناپذیر خلق کرده است. این در حالی است که سریالهایی مانند «گاندو» نشان دادهاند میتوان چنین فضاهایی را باورپذیر و جذاب طراحی کرد. در آن سریال، هر مامور امنیتی شخصیت و کاراکتر مستقل خود را داشت، اما در «محرمانه» علیرام نورایی به عنوان مسئول گروه، نتوانسته فضای لازم را خلق کند و تیپ بودن شخصیتها به چشم میآید.
«محرمانه» از ضعفهای متعددی در فیلمنامه، بازیگری و کارگردانی رنج میبرد. نکته تأسفبار اینکه این ضعفها در سریالهای امنیتی سالهای اخیر آنقدر تکرار شده که دیگر نمیتوان آنها را اشتباهات سهوی دانست. این تکرار مکررات باعث شده تأثیرگذاری سریال به شدت کاهش یابد.
با این حال، نمیتوان از اهمیت پرداختن به موضوعاتی مانند توانمندی دانشمندان ایرانی غافل شد. ژانر امنیتی-پلیسی میتواند ابزار قدرتمندی برای نمایش واقعیتهای داخلی و اعتباربخشی به تواناییهای کشور باشد. امید میرود تهیهکنندگان و هنرمندان با انتخاب این سوژهها، به سمت تولید آثار باکیفیتتری حرکت کنند که مخاطب مشتاق نیز بتواند از تماشای آنها لذت ببرد.










