حدود ۱۷ روز از آغاز پرونده قتل نیلوفر مجاور، زن جوان اهل پیرانشهر، میگذرد و در این مدت جزئیات تازهای درباره سرنوشت او و نحوه وقوع این حادثه منتشر شده است. مظهر مجاور، برادر نیلوفر، در گفتوگویی با رکنا درباره محل نگهداری خواهرش و احتمال نقش افراد دیگر در انتقال پیکر او توضیحاتی ارائه کرده است.
به گفته مظهر مجاور، نیلوفر در یک کارخانه بازیافت زباله در پیرانشهر نگهداری میشده و در همان محل مورد ضربوجرح و شکنجه قرار گرفته است. خانواده نیلوفر نیز چند روز پس از وقوع حادثه برای بررسی محل به این کارخانه مراجعه کردهاند.
برادر نیلوفر میگوید متهم پیش از این از طریق سایتهای کاریابی با کارخانه آشنا شده و برای پیدا کردن شغل به آنجا رفته بود. نیلوفر نیز که همسر او بوده، همراه متهم به کارخانه رفته است.
مظهر مجاور درباره محل نگهداری خواهرش گفته است:
نیلوفر را به یک کارخانه بازیافت زباله در پیرانشهر برده بودند و در قسمت نگهبانی کارخانه نگهداری میشده است.
او به نقل از صاحب کارخانه مدعی شده که متهم در نخستین روز حضور خود از او طناب خواسته و سپس نیلوفر را به یک صندلی بسته است. بر اساس ادعای برادر نیلوفر، بررسیهای خانواده نیز نشان داده که این زن جوان در همین محل مورد ضربوجرح و شکنجه قرار گرفته و وضعیت جسمی او در روزهای پایانی زندگی بسیار وخیم بوده است.
مظهر مجاور همچنین مدعی شده است که متهم پس از اطلاع از مرگ نیلوفر با برادر خود تماس گرفته و به او گفته که نیلوفر را کشته است. او سپس از برادرش خواسته برای انتقال پیکر نیلوفر به محل دیگری به کارخانه بیاید.
به گفته مظهر مجاور، برادر متهم پس از دریافت این تماس در کارخانه حاضر شده و خانواده نیلوفر نیز تصاویری از دوربینهای مداربسته در اختیار دارند که حضور او در محل را نشان میدهد.
او درباره احتمال نقش همسر برادر متهم نیز توضیح داده است که طبق گفته صاحب کارخانه، برادر متهم به همراه همسرش برای انتقال نیلوفر به کارخانه مراجعه کرده بود.
مجاور همچنین مدعی شده خودرو در تصاویر دوربینهای مداربسته دیده میشود، اما قسمت مربوط به لحظه انتقال نیلوفر دستکاری شده است. از نظر او، همین موضوع پرسشهایی درباره میزان نقش برادر متهم و همسرش در انتقال پیکر نیلوفر ایجاد کرده است.
برادر نیلوفر از نحوه رسیدگی به نقش احتمالی دیگر افراد در این پرونده نیز انتقاد کرده است.
او با اشاره به وعده دادستان پیرانشهر برای پیگیری پرونده و مجازات عامل قتل، این پرسش را مطرح کرده که چرا برادر متهم و همسر او همچنان آزاد هستند.
مظهر مجاور مدعی شده این دو نفر در جابهجایی نیلوفر، انتقال پیکر او به نزدیکی اورژانس و رها کردن وی در آن محل نقش داشتهاند و خواستار بررسی دقیق این موضوع شده است.
او همچنین گفته پرونده برای ادامه روند رسیدگی به مهاباد فرستاده شده و خانواده همچنان منتظر روشن شدن تمام ابعاد حادثه و مشخص شدن نقش احتمالی افرادی هستند که ممکن است در انتقال پیکر نیلوفر یا پنهان کردن ماجرا دخالت داشته باشند.
ماجرای قتل نیلوفر مجاور چه بود؟
پس از بازداشت مرد متهم در پرونده نیلوفر مجاور، اطلاعات بیشتری درباره روزهای ناپدید شدن این زن جوان، انتقال او به مرکز درمانی و فرار متهم منتشر شد. روزنامه اعتماد در گزارشی مشروح روایت پدر نیلوفر را منتشر کرده و جامجم نیز با دایی او گفتوگو کرده است.
نیلوفر مجاور، زن ۲۸ ساله اهل منطقه پیرانشهر و اشنویه، پس از چند روز ناپدید بودن با جراحات شدید به مرکز درمانی منتقل شد و در نهایت مرگ مغزی او تأیید شد. گزارشهای اولیه از وارد شدن خشونت شدید جسمی و احتمال وقوع خشونت جنسی علیه او حکایت داشتند.
بر اساس گزارشهای قبلی، متهم که در روایتهای اولیه با نام «سید عزتالدین سیدطاهری» معرفی شده بود، پس از رسیدن به بانه قصد داشت از طریق مرز وارد اقلیم کردستان عراق شود. گفته شده او برای انجام این کار مبلغی چندصد میلیون تومانی به یک کولبر پیشنهاد داده بود، اما کولبر این پیشنهاد را نپذیرفت و موضوع را به مسئولان اطلاع داد.
با این حال، پدر نیلوفر در مصاحبه جدید خود روایت دیگری درباره دستگیری متهم ارائه کرده و گفته است گروهی از کولبران، او را در یکی از روستاهای مرزی بانه شناسایی کرده و محل اختفایش را به پلیس اطلاع دادهاند.
روایت پدر نیلوفر از آشنایی با مردی که خود را خواستگار معرفی کرد
طبق روایت منتشرشده از سوی روزنامه اعتماد به نقل از پدر نیلوفر، مردی حدود ۴۵ ساله پس از دیدن نیلوفر خود را بهعنوان خواستگار معرفی کرده و با مادر این دختر تماس گرفته است.
پدر نیلوفر درباره چگونگی آشنایی دخترش با این مرد گفته است:
نیلوفر متولد ۱۳۷۷ و بسیار مظلوم و ساده بود. چند وقت پیش نیلوفر به همراه مادرش به یک مراسم دعوت میشود. آنجا این مرد هم بوده و نیلوفر را دیده و شماره تلفن مادر نیلوفر و نیلوفر را از یکی از خانمهای حاضر در مراسم گرفته است. بعد از چند روز با مادر نیلوفر تماس گرفته و گفته قصد دارد با نیلوفر ازدواج کند. مادر نیلوفر هم به این آقا گفته اختلاف سنی او و نیلوفر زیاد است. چند بار هم با نیلوفر صحبت کرده تا اینکه سوم شهریور ماه ساعت یک بامداد با نیلوفر تماس گرفته و نیلوفر را تهدید کرده و به بهانهای او را از خانه بیرون کشانده است.
او در ادامه گفته است:
آن شب او به همراه دو نفر دیگر نیلوفر را سوار ماشین کرده و به مکانی نامعلوم بردهاند. این آقا صبح روز بعد با ما تماس میگیرد و میگوید نیلوفر را فراری داده و نیلوفر هم راضی است و میخواهند با هم زندگی کنند.
به گفته پدر نیلوفر، دخترش حدود هفت تا هشت روز نزد این مرد بوده و در این مدت مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است. او همچنین گفته نیلوفر یک بار با مادرش تماس گرفته و درخواست غذا کرده، اما در تماس بعدی گفته شرایط خوب است و قرار است این مرد مشغول به کار شود. پدر نیلوفر مدعی است که متهم در زمان این تماسها در کنار دخترش بوده و او را مجبور کرده چنین مطالبی را بیان کند.
پدر نیلوفر همچنین گفته است متهم یک یا دو بار با او تماس گرفته و اعلام کرده قصد دارد برای خواستگاری و صلح به خانواده مراجعه کند. او توضیح داده که در این منطقه، بر اساس یک رسم محلی، گاهی پس از بردن دختر توسط پسر و مخالفت خانواده دختر، ریشسفیدان برای صلح و خواستگاری میان دو خانواده میانجیگری میکنند.
به گفته او، خانواده نیز با همین تصور منتظر ماندند، اما در روزی که قرار بود متهم مراجعه کند، او تماس گرفت و گفت عمویش بیمار شده و دو روز دیگر فرصت میخواهد.
پدر نیلوفر گفته است در پاسخ به او اعلام کرده دیگر تحمل این شرایط را ندارد و از متهم شکایت خواهد کرد، اما مرد متهم تهدید کرده اگر موضوع به پلیس اطلاع داده شود، نیلوفر را خواهد کشت.
روایت دایی نیلوفر درباره محل آشنایی
هیوا بابک، یکی از داییهای نیلوفر، روایت متفاوتی درباره نحوه آشنایی این زن جوان با متهم ارائه کرده است.
او به جامجم گفته نیلوفر و مادرش مدتی در یک سردخانه میوه در اشنویه کار میکردند و ظاهراً متهم نیز در همان محل کار میکرده است:
نیلوفر و مادرش مدت کوتاهی در سردخانه میوه در اشنویه کار میکردند و گویا قاتل نیز آنجا مشغول بود که با نیلوفر آشنا شد و سپس با دادن وعده و وعید او را فریب داد. درواقع به نظر میآید او را برای اعمال شرورانه خود نشان کرده بود.
هیوا بابک در ادامه گفته است:
خواهرزادهام دختر بسیار صاف و ساده و پاکی بود. متهم با نیلوفر ارتباط گرفت و احتمالا آنها ۱۰ روز تلفنی با هم صحبت میکردند اما خانوادهاش از این موضوع اطلاع نداشتند. او در تماس با نیلوفر گفته بود میخواهد همراه عمویش برای خواستگاری پیشقدم شود. خواهرم هم به نیلوفر گفته بود صبر کن با پدر و برادرت صحبت کنم. خانواده خواهرم منتظر خواستگاری بودند، غافل از اینکه او نقشه شوم دیگری برای نیلوفر داشت.
دایی نیلوفر درباره احتمال وجود همدستان برای متهم نیز گفته است:
هنوز هم برای ما مشخص نشده که متهم همدست داشته یا خیر، اما او نیلوفر را ربود و به مکانی مخفی که باز هم برای ما مشخص نیست کجا بود، انتقال داد.
به گفته او، مادر نیلوفر در این مدت همهجا به دنبال دخترش گشته و در نهایت متهم با مادر او تماس گرفته و با تهدید گفته است نیلوفر نزد اوست و در صورت تماس با دیگران، اعضای خانواده را خواهد کشت.
هیوا بابک گفته خانواده به دلیل تهدیدهای متهم و گروگان بودن نیلوفر از مراجعه به پلیس آگاهی خودداری کردهاند. او اضافه کرده که خانواده حتی مطمئن نبودهاند متهم واقعاً اسلحه در اختیار دارد یا خیر، اما تهدیدهای او را جدی گرفتهاند.
پیشتر کردپا گزارش داده بود که نیلوفر تنها چند کلاس ابتدایی تحصیل کرده بود و پس از ورشکستگی پدرش، در امور خانه و نگهداری از برادران کوچکتر به مادرش کمک میکرد. مادر خانواده نیز در مزارع و در فصل سرد سال در سردخانهها کار میکرد و نیلوفر گاهی همراه او میرفت.
تماسهای نیلوفر در دوران ناپدیدشدن
به گفته دایی نیلوفر، متهم در مدت زمانی که این زن جوان نزد او بوده چند مرتبه با مادرش تماس گرفته تا نشان دهد دخترش زنده است.
او گفته نیلوفر در یکی از تماسها به مادرش گفته نمیداند در چه مکانی قرار دارد و در تماس دیگری از او خواسته برایش غذا بیاورد.
هیوا بابک درباره وضعیت نیلوفر در این مدت مدعی شده است:
نیلوفر در یکی از تماسها به مادرش گفت «تو را به خدا اگر آمدی برایم خوراکی بیاور». قاتل بهشدت به نیلوفر گرسنگی داده بود اما این تنها آزاری نبود که در حق نیلوفر مرتکب شده بود. قاتل در تمام این مدت به اشکال مختلف؛ سوزاندن بدن، شلاق زدن، ضربههای شدید و شکنجه حتی به او تعرض نیز کرده بود. او نیلوفر را ۲ بار از پشتبام به پایین پرتاب کرده بود. در اثر شدت شکنجهها نیلوفر نیمهجان شده بود و فاصلهای با مرگ نداشت.
ادعای تعرض جنسی در این بخش از سوی دایی نیلوفر مطرح شده است. پدر نیلوفر در مقابل گفته خانواده هنوز نمیدانند آیا تجاوزی رخ داده یا خیر و منتظر اعلام نتیجه پزشکی قانونی هستند.
در گزارشهای قبلی نیز کردپا به نقل از خاله نیلوفر از وجود جراحات شدید در ناحیه تناسلی و مقعدی و احتمال وقوع خشونت جنسی خبر داده بود. کبودی گسترده بدن، شکستگی چانه و استخوانهای پهلو و همچنین آسیب شدید در قسمت پشت سر، از جمله آسیبهای منتسب به نیلوفر مجاور عنوان شده بود.
انتقال نیلوفر به درمانگاه و فرار متهم
پدر نیلوفر درباره روز انتقال دخترش به مرکز درمانی گفته است:
یازدهم شهریور ماه این آقا، نیلوفر را از روستای پسوه که اطراف پیرانشهر است به یک درمانگاه میبرد و آنجا عنوان میکند نیلوفر زنش است و در حال شستن فرش بوده که از پشت بام افتاده، اما پرستار درمانگاه به او گفته تمام بدن نیلوفر شکسته و چیزی که میگوید ربطی به پرت شدن از پشت بام ندارد.
به گفته پدر نیلوفر، پرستار درمانگاه با اورژانس تماس گرفته و نیلوفر به بیمارستان پیرانشهر منتقل شده است. او میگوید متهم زمانی که آمبولانس به ورودی پیرانشهر رسید، مدعی شد مدارک نیلوفر را همراه خود نیاورده و باید برای برداشتن مدارک برگردد.
پدر نیلوفر مدعی شده است که متهم گوشی، انگشتر و گوشواره طلای نیلوفر را نیز برداشته و پس از پیاده شدن از آمبولانس فرار کرده است.
او در ادامه گفته است:
ساعت ۱۱ شب با همسرم تماس میگیرد و میگوید تصادف کردهاند و نیلوفر را به بیمارستان رسانده است. ما وقتی به بیمارستان رفتیم متوجه شدیم او جنازه نیلوفر را تحویل بیمارستان داده و نیلوفر دچار مرگ مغزی شده؛ به ما گفتهاند مرگ مغزی بر اثر ضربه شدید به جمجمه، گردن و افتادن از ارتفاع رخ داده است.
پدر نیلوفر همچنین مدعی شده متهم با وارد کردن ضربه به سر دخترش تلاش کرده صحنه را به شکلی جلوه دهد که گویی نیلوفر از خودرو یا مکانی دیگر سقوط کرده و آسیب مغزی او نیز ناشی از این سقوط بوده است.
به گفته او، خانواده پس از اطلاع از وضعیت نیلوفر تصمیم گرفتند اعضای بدن او را اهدا کنند. پدر نیلوفر گفته آنها ظهر چهاردهم شهریور جسد دخترشان را تحویل گرفته و مراسم دفن را برگزار کردند.
او همچنین گفته است:
این آقا در این مدت بدن نیلوفر را با سیگار سوزانده و او را شکنجه کرده، اما نمیدانیم تجاوز صورت گرفته یا نه؛ منتظر نتیجه پزشکی قانونی هستیم.
تصویر منتسب به مرد متهم به شکنجه و تجاوز به نیلوفر مجاور
دایی نیلوفر: کادر درمان به وضعیت او مشکوک شدند
هیوا بابک نیز درباره انتقال نیلوفر به درمانگاه جزئیات بیشتری بیان کرده است.
به گفته او، متهم نیلوفر را با خودرو به درمانگاهی در یکی از روستاهای پیرانشهر منتقل کرده بود، اما وضعیت جسمانی او به حدی وخیم بوده که کادر درمان اعلام کردهاند باید به پیرانشهر منتقل شود.
بابک گفته متهم ابتدا از همراهی نیلوفر خودداری کرده، اما کادر درمان پس از پرسیدن نسبت او با زن جوان و شنیدن ادعای «شوهر بودن»، تأکید کردهاند که باید همراه بیمار به پیرانشهر برود.
او ادامه داده است:
کادر درمان هم گفتند اگر میخواهی او را منتقل کنیم، خودت باید همراهش باشی. درنهایت پذیرفت و همراه آنها به سمت پیرانشهر حرکت کرد. در ورودی پیرانشهر، متهم از راننده خواست توقف کند تا مدارک خود را بردارد. آنها هم سرعت ماشین را کم کردند و در همین هنگام قاتل با باز کردن در پا به فرار گذاشت. آنها هم که شرایط بحرانی نیلوفر را دیده بودند، از روی انسانیت او را به بیمارستان منتقل کردند.
به گفته دایی نیلوفر، کادر درمان پس از مشاهده وضعیت جسمانی او، موضوع را به پلیس اطلاع دادند؛ در حالی که خانواده هنوز از آنچه برای نیلوفر رخ داده بود اطلاعی نداشتند.
هیوا بابک همچنین گفته است یک شب متهم با مادر نیلوفر تماس گرفته و ادعا کرده که آنها تصادف کردهاند و نیلوفر در بیمارستان است. او از مادر نیلوفر خواسته بود بهتنهایی به بیمارستان برود و کسی همراهش نباشد.
بابک گفته خانواده پس از مراجعه به بیمارستان با وضعیت بسیار وخیم نیلوفر مواجه شدند و او جراحات و کبودیهای شدیدی روی دست و پاهایش داشت.
به گفته او، مادر نیلوفر پس از دیدن وضعیت دخترش بیهوش شده و کادر درمان نیز اعلام کردهاند که این زن جوان دستکم یک هفته تحت شکنجه شدید قرار داشته است.
دایی نیلوفر گفته پزشکان در ابتدا اعلام کردند وضعیت او بسیار وخیم است و احتمال نجاتش وجود ندارد. خانواده سپس او را به بیمارستان نقده منتقل کردند، اما تلاشهای پزشکی نتیجهای نداشت و در نهایت مرگ مغزی نیلوفر تأیید شد.
او افزوده است که بر اساس مدارک پزشکی قانونی نقده، مرگ مغزی نیلوفر تأیید شده، اما پزشکی قانونی ارومیه هنوز نتیجه رسمی درباره علت مرگ را اعلام نکرده است.
در نهایت خانواده تصمیم گرفتند اعضای بدن نیلوفر را اهدا کنند. به گفته دایی او، کلیهها، قلب و کبد نیلوفر در کردستان به بیماران نیازمند اهدا شد و خانواده این تصمیم را راهی برای زنده نگه داشتن یاد او دانستند.
شکایت خانواده نیلوفر پس از انتقال او به بیمارستان
خانواده نیلوفر پس از بستری شدن او به پلیس آگاهی مراجعه کردند و از مردی که سن او حدود ۴۵ سال اعلام شده، شکایت کردند.
دایی نیلوفر گفته خانواده پیش از این حادثه شناختی از متهم نداشتند، اما پس از اعلام نام او به مأموران پلیس، با واکنشی روبهرو شدند که نشان میداد پلیس این فرد را میشناسد.
او در ادامه مدعی شده است:
براساس اطلاعات منابع رسمی پلیس و همچنین منابع مردمی، متهم به قتل سالها پیش با زنی ایرانی در عراق ازدواج کرده که همسرش در تصادف فوت کرد. گفته شده بود او برای این تصادف صحنهسازی کرده است. متهم به قتل سابقهدار و مرتکب جرائم مختلفی شده بود.
دایی نیلوفر همچنین گفته خانواده هنوز نمیدانند متهم در طول ۹ روزی که نیلوفر نزد او بوده، او را در چه محلی نگهداری میکرده است.
به گفته او، متهم پیش از کار در سردخانه میوه، در یک کارخانه بازیافت پلاستیک کار میکرده و پلیس دوربینهای آن محل را نیز بررسی کرده، اما تمامی تصاویر دوربینها تخلیه شده بودند.
او درباره دستگیری متهم نیز گفته است:
درحالیکه اعضای بدن نیلوفر به بیماران نیازمند اهدا شد، پلیس سردشت، پیرانشهر، اشنویه و بانه در هماهنگی با یکدیگر، قاتل را درحالیکه با خانواده خود تماس گرفته، تقاضای پول کرده و قصد خروج از مرزهای کشور را داشت، دستگیر کردند.
دایی نیلوفر درباره گزارشهای مربوط به کولبران گفته است اطلاعات دقیقی در این زمینه ندارد و نمیتواند این روایت را تأیید یا رد کند. او همچنین درباره وجود همدستان برای متهم گفته اطلاعی در این مورد ندارد.
او در پایان تأکید کرده است:
تقاضای ما از دستگاه قضا این است که یا متهم به قتل را در اختیار ما قرار دهند یا اشد مجازات را درباره او اجرا کنند. من در دادگستری بودم و قرار است قاتل را به زندان نقده منتقل کنند.
روایت پدر نیلوفر از سوابق متهم و نحوه شناسایی او در بانه
پدر نیلوفر نیز ادعاهایی درباره گذشته متهم مطرح کرده است. او مدعی شده این مرد در قاچاق مواد مخدر دست داشته، مدتی در اقلیم کردستان زندگی کرده و پیشتر نیز همسر داشته است.
او درباره این ادعاها گفته است:
این آقا در کار قاچاق موادمخدر هم بوده و مدتی در اقلیم کردستان زندگی کرده و زن داشته، اما میگویند زنش را کشته و سپس صحنهسازی کرده که از قتل تبرئه شود. اینطور که میگویند این آقا از سال ۱۳۹۱ که زنش را میکشد ظاهرا زندانی میشود، اما، چون این اتفاق در عراق افتاده به آنجا رفته و گفته زنش بر اثر تصادف فوت شده؛ یعنی دفعه قبل هم صحنهسازی کرده و همین مدارک را به ایران آورده و از زندان ارومیه آزاد شده است.
پدر نیلوفر مدعی شده متهم پس از بازگشت دوباره به عراق، در خرداد امسال به ایران بازگشته و پس از آن با خانواده نیلوفر آشنا شده است.
او گفته خانواده پس از وقوع حادثه، موضوع را به پلیس اطلاع داده و رسانهای کردهاند و مأموران نیز با اقلیم کردستان هماهنگ شده و تصویر متهم را در اختیار مسئولان آن منطقه قرار دادهاند.
به گفته پدر نیلوفر، متهم سرانجام جمعه شب در یکی از روستاهای مرزی شهرستان بانه و در شرایطی که مخفی شده بود، شناسایی شد.
او درباره نحوه شناسایی متهم گفته است:
یکسری کولبران که در آن ناحیه بودهاند این فرد را شناسایی میکنند و به پلیس اطلاع میدهند که فلانی در فلان روستا در فلان خانه مخفی شده است. ماموران هم با بررسیهای بیشتر متوجه میشوند این همان فرد مظنون است و با شگردی خاص او را دستگیر میکنند.
پدر نیلوفر گفته قرار است متهم به پیرانشهر منتقل شود تا درباره نقش خود و احتمال دخالت افراد دیگر در این حادثه مورد تحقیق قرار گیرد.
او تأکید کرده است:
قرار شده این آقا را به شهرستان پیرانشهر منتقل کنند و اینجا از او اعتراف بگیرند که آیا این فرد عامل اصلی بوده یا افراد دیگری در این اتفاق دست داشتهاند. فعلا تا این فرد اعتراف دقیق نکند چیزی مشخص نمیشود.
دادگستری: رسیدگی به پرونده با سرعت ادامه دارد
رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی درباره این پرونده اعلام کرده است متهم هنگام تلاش برای خروج از کشور دستگیر شده و تحقیقات قضایی درباره پرونده ادامه دارد.
علینژاد گفته پس از وقوع این جنایت، دستورهای لازم به دادستانهای اشنویه و پیرانشهر داده شد و پلیس آگاهی با همکاری دادستان شهرستان بانه توانست متهم فراری را هنگام خروج از مرز بازداشت کند.
به گفته رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی، متهم اکنون با قرار بازپرس رسیدگیکننده در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات با «سرعت، دقت و قاطعیت» در حال انجام است. او همچنین اعلام کرده عاملان جنایت علیه نیلوفر مجاور مطابق قانون مجازات خواهند شد.
دادستان عمومی و انقلاب اشنویه نیز گفته است دستگاه قضایی در این پرونده اغماضی نخواهد داشت و رسیدگی به پرونده خارج از نوبت انجام میشود. به گفته او، در صورت اثبات جرم، برخورد قضایی متناسب با قانون انجام خواهد شد.