ابراهیم حاجیانی، جامعهشناس و نخستین مدیر مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)، در گفتوگویی با انصافنیوز درباره وضعیت اعتماد عمومی در ایران، تغییر نگاه جامعه به شرایط موجود و دشواریهای انجام نظرسنجیها صحبت کرده است. او بر اساس نتایج برخی پیمایشها میگوید حدود ۶۷ درصد مردم خواهان تغییرات بنیادی هستند و میزان اعتماد به مسئولان سیاسی نیز به حدود ۷ تا ۸ درصد کاهش یافته است.
حاجیانی همچنین در این گفتوگو خاطرهای از برخورد قضایی با برخی مراکز نظرسنجی پس از انتشار نتایج پژوهشی درباره نگاه مردم ایران به برقراری رابطه با آمریکا روایت کرده است.
به گزارش انصافنیوز، این جامعهشناس معتقد است جامعه ایران با مسئله جدی کاهش اعتماد مواجه شده و در شرایط فعلی، هیچ نهاد یا گروه مرجعی نتوانسته اعتماد بخش بزرگی از مردم را به دست آورد. او در بخشهای مختلف این گفتوگو درباره میزان اعتماد مردم به نهادهای سیاسی، نظامی و رسانهای توضیح داده و به تغییرات اجتماعی پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و همچنین روندهای احتمالی خانواده ایرانی در دهه آینده پرداخته است.
حاجیانی در توضیح وضعیت اعتماد عمومی در جامعه ایران میگوید خانواده همچنان جایگاه نخست را در میان نهادها و گروههای مورد اعتماد مردم دارد. به گفته او، در پیمایشهای مختلف، بهطور میانگین ۵۸ تا ۶۰ درصد پاسخدهندگان اعلام کردهاند که به خانواده و والدین خود اعتماد دارند.
با این حال، این میزان در برخی شهرهای بزرگ تفاوت محسوسی دارد و ممکن است به حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد برسد.
پس از خانواده، علما و روحانیون با حدود ۱۵ درصد اعتماد در رتبه بعدی قرار دارند. استادان دانشگاه نیز حدود ۱۱ درصد و معلمان حدود ۴ تا ۵ درصد اعتماد پاسخدهندگان را به خود اختصاص دادهاند.
در همین پیمایشها، میزان اعتماد به مسئولان سیاسی حدود ۷ تا ۸ درصد اعلام شده است. حاجیانی این آمار را نشانهای از افت اعتماد عمومی میداند و معتقد است در حال حاضر گروه یا نهادی وجود ندارد که بتواند اعتماد گسترده جامعه را به خود جلب کند.
نخستین مدیر ایسپا در بخش دیگری از گفتوگو به نتایج پیمایشهای انجامشده پیش از جنگ اشاره کرده است. بر اساس آماری که او ارائه میکند، حدود ۵۳ درصد مردم به ارتش اعتماد داشتهاند.
میزان اعتماد اعلامشده به سپاه پاسداران و نیروی انتظامی نیز در همین بررسیها حدود ۴۶ درصد بوده است.
حاجیانی احتمال داده است که این ارقام پس از جنگ افزایش پیدا کرده باشند، اما در این گفتوگو آماری جدید برای تأیید این احتمال ارائه نکرده است.
او در مقابل، میزان اعتماد به قوای سهگانه را حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد عنوان میکند. به این ترتیب، در بازه زمانی مورد اشاره، سطح اعتماد گزارششده به نهادهای نظامی از اعتماد به نهادهای سیاسی بیشتر بوده است.
رسانهها نیز بخش دیگری از بررسی حاجیانی درباره اعتماد عمومی را تشکیل میدهند. او با استناد به نتایج چند نظرسنجی میگوید میزان اعتماد مردم به صداوسیما حداکثر حدود ۲۵ درصد است.
از سوی دیگر، اعتماد به رسانههای ماهوارهای خارجی حدود ۱۴ درصد اعلام شده است. حاجیانی در همین زمینه میگوید ضریب نفوذ ماهواره در ایران به حدود ۷۸ درصد رسیده است.
حاجیانی در ادامه صحبتهای خود به تغییر برخی نگرشهای اجتماعی و سیاسی پس از جنگ پرداخته است. به اعتقاد او، پیش از جنگ بخشی از جامعه که امید خود را برای تغییر وضعیت از مسیرهای داخلی از دست داده بود، بیشتر به نقش عوامل خارجی در ایجاد تغییر امیدوار شده بود.
او مشارکت حدود ۴۰ تا ۴۵ درصدی در انتخابات سال ۱۴۰۲ را نیز یکی از نشانههای کاهش امید بخشی از جامعه به صندوق رأی و اصلاحات ساختاری میداند.
به گفته این جامعهشناس، جنگ باعث شد نگاه بخشی از مردم تغییر کند و اعتماد برخی شهروندان به ظرفیتهای داخلی و توانایی نیروهای مسلح افزایش یابد.
با این حال، حاجیانی این همگرایی را پایدار نمیداند و معتقد است نباید شکلگیری آن را به معنای پایان اختلافات سیاسی و اجتماعی در جامعه تلقی کرد. از نگاه او، این وضعیت میتواند موقتی و شکننده باشد.
او همچنین معتقد است جنگ و اعتراضات دیماه بر نگاه مردم نسبت به روشهای ایجاد تغییر اجتماعی و سیاسی تأثیر گذاشته و باعث شده بخشی از جامعه درباره پیامدهای اقدامات تندتر تجدیدنظر کند.
یکی از مشکلاتی که حاجیانی درباره وضعیت افکارسنجی در ایران مطرح میکند، کاهش شدید نرخ پاسخگویی مردم است.
او میگوید از حدود سال ۱۴۰۱ به بعد، نزدیک به ۷۰ درصد افرادی که برای شرکت در نظرسنجیها انتخاب میشوند، حاضر به پاسخ دادن نیستند. در نتیجه، نرخ پاسخگویی به حدود ۲۶ تا ۳۰ درصد رسیده است.
حاجیانی این وضعیت را یکی از مهمترین چالشهای پژوهشهای مربوط به افکار عمومی میداند، زیرا وقتی بخش بزرگی از افراد منتخب حاضر به پاسخگویی نباشند، قابلیت تعمیم نتایج نظرسنجیها نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.
او درباره احتمال دستکاری نتایج نظرسنجیها نیز گفته است که در دوره فعالیت خود موردی از تغییر مستقیم آمار توسط نهادهای بیرونی مشاهده نکرده است. با این حال، به گفته او ممکن است بعضی نتایج اصلاً منتشر نشوند یا شیوه طراحی پرسشها بر نوع پاسخهایی که دریافت میشود اثر بگذارد.
حاجیانی در بخش دیگری از این مصاحبه به اتفاقی در سالهای ۱۳۸۲ یا ۱۳۸۳ اشاره کرده است؛ زمانی که سه مؤسسه افکارسنجی با استفاده از یک پرسشنامه مشترک، دیدگاه مردم ایران درباره برقراری رابطه با آمریکا را بررسی کردند.
به گفته او، نتایج هر سه نظرسنجی تقریباً مشابه یکدیگر بود و نشان میداد پاسخدهندگان نگاه مثبتی به برقراری رابطه میان ایران و آمریکا داشتهاند.
حاجیانی میگوید پس از انتشار نتایج این تحقیقات، مراجع قضایی با برخی مسئولان مراکز نظرسنجی برخورد کردند. او این اتفاق را یکی از نقاط مهم در افزایش حساسیت نسبت به انتشار نتایج افکارسنجی در کشور میداند و میگوید این حساسیت پس از وقایع سال ۱۳۸۸ شدت بیشتری پیدا کرد.
یکی از آمارهای مهمی که حاجیانی در این گفتوگو مطرح کرده، مربوط به تغییر نگاه مردم نسبت به وضعیت موجود است.
او میگوید در یک پیمایش انجامشده در سال ۱۳۸۲ یا ۱۳۸۳، تنها حدود ۸ درصد پاسخدهندگان خواهان تغییرات بنیادی بودند. این رقم در پیمایشهای جدیدتر به حدود ۶۷ درصد رسیده است.
به گفته حاجیانی، افزایش این نسبت حاصل یک روند بلندمدت است که در بررسیهای مختلف قابل مشاهده بوده و نمیتوان آن را تنها به یک اتفاق سیاسی یا اجتماعی مشخص نسبت داد.
در بخش دیگری از گفتوگو، آمار مربوط به میزان محبوبیت رؤسای جمهور سابق نیز مورد بحث قرار گرفته است.
حاجیانی در واکنش به ادعایی مبنی بر اینکه میزان محبوبیت محمود احمدینژاد ۲۶ درصد و محبوبیت حسن روحانی تنها ۷ درصد بوده، رقم مربوط به روحانی را بعید دانسته است.
او میگوید محبوبیت حسن روحانی در دوره توافق هستهای برجام از ۵۰ درصد عبور کرده و احتمالاً به حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد نیز رسیده بود.
این جامعهشناس معتقد است خروج آمریکا از برجام، بحرانهای سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ و همچنین همهگیری کرونا از جمله عواملی بودند که در ادامه باعث کاهش محبوبیت روحانی شدند.
حاجیانی در پایان گفتوگو، سال ۱۴۰۱ را یکی از مقاطع مهم در تحولات اجتماعی ایران دانسته است. او معتقد است در موضوعاتی مانند پوشش، دین، خانواده و جایگاه زنان، میتوان جامعه ایران را به دو دوره پیش و پس از سال ۱۴۰۱ تقسیم کرد.
به باور او، تغییرات رخداده تنها در سطح رفتارهای ظاهری باقی نمانده و نگرشهای اجتماعی و سیاسی مردم را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
حاجیانی همچنین تأکید دارد که تحولات اجتماعی را نمیتوان صرفاً با تصمیمگیری یکطرفه و سیاستگذاری از بالا به پایین مدیریت کرد.
او در پایان میگوید برای مواجهه با تغییراتی که جامعه ایران در سالهای آینده تجربه خواهد کرد، باید نوجوانان، جوانان، زنان و مردان در فرایند گفتوگو و سیاستگذاری مشارکت داشته باشند؛ موضوعی که به اعتقاد او در شرایط فعلی هنوز به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.









