حضور زنان ایرانی در رشتههای بوکس و ژیمناستیک در بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶، علاوه بر ثبت یک اتفاق مهم ورزشی، بار دیگر موضوع محدودیتهایی را که طی دهههای گذشته بر ورزش زنان اعمال شده، به میان آورده است. امروز از حضور ورزشکاران زن ایرانی در این دو رشته به عنوان «تاریخسازی» یاد میشود، اما همین تعبیر یک پرسش اساسی را نیز مطرح میکند: چرا رسیدن به چنین نقطهای اینقدر زمان برد؟
رویداد۲۴ در یادداشتی با مرور روند محدودیتهای اعمالشده بر برخی رشتههای ورزشی زنان و تلاشهایی که برای رفع آنها صورت گرفته، به نقش تصمیمات داخلی در تأخیر حضور زنان ایرانی در رقابتهای بینالمللی پرداخته است. در ادامه، محتوای این یادداشت را میخوانید.
این روزها رسانههای مختلف، از جمله رسانههای نزدیک به حاکمیت و جریان اصولگرا، حضور دختران ایرانی در رشتههای بوکس و ژیمناستیک در بازیهای آسیایی را با عنوان «تاریخسازی» پوشش دادهاند. نویسنده یادداشت معتقد است همین موضوع این پرسش را ایجاد میکند که چه عواملی باعث شد این حضور برای چنین مدت طولانی به تعویق بیفتد.
در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران، ماجرای «ویدئو» سالها به عنوان نمونهای از مواجهه سختگیرانه با پدیدههای جدید مطرح شده است. بسیاری از فعالان سیاسی، فرهنگی و رسانهای هنگامی که از مخالفت جریانهای تندرو با تغییرات اجتماعی سخن میگویند، به سالهای ابتدایی پس از انقلاب و ممنوعیت ویدئو اشاره میکنند.
روایت رایج این است که در آن دوره، مخالفت با ویدئو به اندازهای جدی بود که نگهداری و حمل آن جرم تلقی میشد. با گذشت زمان، اما این رویکرد تغییر کرد و فناوریهایی که زمانی با آنها مقابله میشد، به بخشی عادی از زندگی مردم تبدیل شدند. امروز نیز در کنار ویدئو، کنسولهای بازی و پلتفرمهای تماشای فیلم و سریال از ابزارهای معمول زندگی روزمره هستند.
این مثال معمولاً برای توضیح موضوعات دیگری مانند آزادی پوشش، اینترنت، موتورسواری زنان و سایر مطالبات اجتماعی نیز مورد استفاده قرار میگیرد؛ موضوعاتی که درباره آنها در طول سالهای گذشته اختلافنظرهای جدی وجود داشته است.
در بازیهای آسیایی ناگویا ۲۰۲۶، نمونه دیگری از همین تغییر را میتوان در حضور زنان ایرانی در برخی رشتهها مشاهده کرد. برای نخستین بار پس از انقلاب، ورزشکاران زن ایران در رشتههای ژیمناستیک و بوکس در این رقابتها حضور پیدا کردند؛ دو رشتهای که هرکدام در دورهای با محدودیتهای جدی مواجه بودند.
در مورد ژیمناستیک، یکی از مهمترین موانع به نوع پوشش ورزشکاران مربوط میشد. در نتیجه، دختران ژیمناست ایرانی سالها امکان حضور در رقابتهای بینالمللی را نداشتند و فعالیت آنها عمدتاً به مسابقات داخلی محدود میشد.
بوکس شرایط متفاوتی داشت. این رشته بهطور کلی با محدودیت مواجه بود و برخی مخالفان آن را ورزشی آمریکایی و مرتبط با فرهنگ غربی میدانستند. در مورد زنان نیز دیدگاهی وجود داشت که ورزشهای رزمی و رشتههای رینگی را با تصویری که از ظرافت و شأن زنانه ارائه میشد، ناسازگار میدانست.
نکته قابل توجه این است که در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، بوکس برای مردان نیز ممنوع شده بود. یکی از دلایلی که برای این ممنوعیت مطرح میشد، آمریکایی بودن و آسیبزا بودن این رشته بود.
چند سال بعد، احمد ناطق نوری، که همین چند روز پیش درگذشت، با پیگیریهای خود و استفاده از ارتباطاتی که با حاکمیت داشت، توانست در دهه هفتاد مجوز فعالیت دوباره بوکس را دریافت کند و این رشته برای مردان در ایران احیا شد.
بوکس تنها رشتهای نبود که پس از انقلاب برای مدتی از فعالیت رسمی کنار گذاشته شد. ورزشهایی مانند شطرنج و شمشیربازی نیز با محدودیتهایی مواجه شدند و بعدها به تدریج به چرخه مسابقات بازگشتند.
در مورد ورزش زنان نیز بخش قابل توجهی از محدودیتها نتیجه تصمیمات و سیاستگذاریهای داخلی بود و نه الزام نهادهای بینالمللی ورزشی. نویسنده یادداشت تأکید میکند که پس از انقلاب، یک نهاد بینالمللی ورزشی به ایران اعلام نکرده بود که زنان ایرانی اجازه حضور در یک رشته خاص را ندارند، بلکه تصمیم درباره محدودیت برخی رشتهها در داخل کشور گرفته شده بود.
فائزه هاشمی رفسنجانی در گفتوگویی با روزنامه اعتماد در سال ۱۴۰۰ درباره تلاشهایی که برای فراهم کردن امکان حضور زنان در استخرهای زنانه انجام شده بود، گفته بود:
ما برای اینکه بتوانیم مجوز حضور زنان در استخر در سانسهای زنانه را بگیریم، استان به استان و شهر به شهر سراغ امام جمعهها میرفتیم تا برایشان توضیح دهیم آبتنی کردن زنان در استخر کاملاً زنانه مفسده ندارد.
مهین فرهادیزاد، معاون پیشین وزیر ورزش و معاون فعلی کمیته ملی المپیک، نیز در مصاحبهای در سال ۱۴۰۱ به ادامه برخی مخالفتها حتی پس از رفع محدودیت حضور زنان در استخرها اشاره کرده بود. به گفته او، برخی مسئولان زن هنگام بازدید از استخرهای مخصوص زنان میپرسیدند چرا زنان در آب بدون حجاب هستند.
به نوشته این گزارش، ماجرای ژیمناستیک و بوکس نیز روند مشابهی داشته است.
جمیله سروری، نخستین زن ایرانی حاضر در المپیک که در رشته ژیمناستیک فعالیت میکرد، در خاطرات خود گفته است که پس از انقلاب، حضور بینالمللی ژیمناستیک زنان به دلیل نوع پوشش ورزشکاران متوقف شد. او همچنین روایت کرده که به دلیل حضورش در المپیک با مایوی مخصوص مسابقات و داشتن عکس با فرح پهلوی در جریان مسابقات داخلی، نگران برخوردهای احتمالی با خود بوده است.
در سالهای بعد تلاشهای مختلفی برای طراحی پوشش مناسب ژیمناستیک زنان صورت گرفت تا امکان بازگشت این رشته به عرصه بینالمللی فراهم شود. با وجود اینکه لباسهای پیشنهادی فدراسیون ایران از سوی فدراسیون جهانی ژیمناستیک پذیرفته شده بود، در داخل کشور همچنان مخالفتهایی با این موضوع وجود داشت.
زهرا اینچهدرگاهی، رئیس فدراسیون ژیمناستیک که سال گذشته در جریان یک اتفاق جنجالی از سمت خود کنار گذاشته شد، از جمله افرادی بود که موضوع طراحی و تصویب لباس مناسب برای دختران ژیمناست را در کارگروههای مختلف دنبال کرد.
پس از دریافت مجوز، او برای نخستین بار پس از انقلاب زمینه اعزام دختران ژیمناست ایرانی به یک مسابقه بینالمللی را فراهم کرد؛ اقدامی که به گفته این گزارش، برای او پیامدها و دردسرهای زیادی به همراه داشت.
در بوکس، مسئله اصلی پوشش نبود و بیشتر مخالفتها به تلقی این رشته به عنوان ورزشی آمریکایی و آسیبزا مربوط میشد. با این حال، طی دو سال گذشته وزارت ورزش بهتدریج مسابقات بوکس زنان را راهاندازی کرد و در ادامه با تشکیل تیم ملی، این رشته به فهرست رسمی ورزشهای زنان ایران اضافه شد.
سرانجام در بازیهای آسیایی ناگویا، پس از ۴۷ سال، زنان ایرانی در رشتههای ژیمناستیک و بوکس در این سطح از رقابتهای آسیایی حضور پیدا کردند. رسانههای مختلف نیز این اتفاق را با عنوان «حضور تاریخی» پوشش دادند.
در مقابل، پرسشی که در این میان مطرح شده این است که چرا چنین امکانی باید نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب فراهم شود و چرا زنان ورزشکار در این مدت طولانی امکان حضور در این رشتهها را نداشتند؟
این یادداشت در ادامه استدلال میکند که بسیاری از مطالبات اجتماعی در نهایت به مرور زمان تثبیت میشوند و مخالفت با تغییرات اجتماعی الزاماً نمیتواند برای همیشه مانع تحقق آنها شود. از نگاه نویسنده، یکی از پیامدهای این روند آن است که فاصله زمانی میان امکانپذیر شدن یک موضوع و پذیرفته شدن آن میتواند بسیار طولانی شود.
امروز دختران ژیمناست و بوکسور ایرانی با حمایت رسانهها، صداوسیما و برخی چهرههای سیاسی و فرهنگی در بازیهای آسیایی حضور پیدا کردهاند. با این حال، پرسش دیگری که در متن مطرح میشود این است که چه کسانی و چه تصمیمهایی موجب شدند ورزشکاران زن طی سالهای گذشته از حضور در این رشتهها محروم بمانند یا ناچار شوند مسیر ورزشی دیگری را انتخاب کنند.
نویسنده میپرسد چرا اقدامی که امروز امکان اجرای آن فراهم شده، نمیتوانست چهار، هشت یا ۱۲ سال پیش انجام شود.
از این منظر، پوشش مورد استفاده دختران ژیمناست امروز، همان نوع پوششی است که امکان طراحی و استفاده از آن سالها پیش نیز وجود داشت. درباره بوکس زنان نیز ورزشکارانی که امروز در رقابتهای رسمی حضور دارند، تفاوت بنیادینی با زنانی ندارند که سالها پیش علاقهمند به فعالیت در این رشته بودند.
به باور نویسنده یادداشت، تغییر اصلی در طول این سالها بیشتر در رویکردها و تصمیمگیریها رخ داده است؛ یعنی موضوعی که زمانی با موانع مختلف مواجه بود، در نهایت با تصمیم برای پذیرش آن امکان اجرایی پیدا کرد.
تصاویر حضور دختران ژیمناست و بوکسور ایرانی در بازیهای آسیایی نیز از همین منظر میتواند نمونهای از تغییر تدریجی نگاه جامعه و مسئولان به برخی موضوعات ورزشی و اجتماعی باشد.
در پایان این یادداشت، موضوعاتی مانند موتورسواری زنان و حضور زنان در ورزشگاهها نیز مطرح شدهاند؛ مسائلی که درباره آنها همچنان بحث و اختلافنظر وجود دارد. نویسنده با اشاره به تجربه ژیمناستیک و بوکس زنان این پرسش را مطرح میکند که آیا برای تغییر در سایر حوزههای اجتماعی نیز باید سالها منتظر ماند تا موضوعی که زمانی محل اختلاف بوده، به امری پذیرفتهشده تبدیل شود؟
همچنین این پرسش مطرح میشود که آیا در دورههای آینده بازیهای آسیایی نیز شاهد حضور ورزشکاران ایرانی در رشتهها و موقعیتهایی خواهیم بود که امروز تصور آنها دشوار یا غیرممکن به نظر میرسد؟
در نهایت، مسئله اصلی از نگاه نویسنده این است که آیا میتوان از طولانی شدن این فرایندها جلوگیری کرد و برای تغییراتی که در نهایت ممکن است پذیرفته شوند، هزینه و زمان کمتری صرف کرد؟










