در سالهای اخیر، جنگ اوکراین و درگیریهای خاورمیانه توجه ارتشهای جهان را به نقش پهپادها در میدان نبرد جلب کردهاند. استفاده از هواگردهای بدون سرنشین برای شناسایی، هدفگیری و حمله به تجهیزات نظامی، رقابت تازهای را میان قدرتهای نظامی به راه انداخته است. این تحولات همچنین نشان دادهاند که پهپادهای ارزانقیمت میتوانند در شرایطی خاص، تهدیدی جدی برای هواگردهای سرنشیندار و سامانههای پدافندی گرانقیمت باشند.
بر اساس یکی از رتبهبندیهای منتشرشده درباره ناوگان پهپادهای رزمی، آمریکا با ۴۴۴ فروند در جایگاه نخست قرار دارد. ترکیه با ۴۴۳ فروند در رتبه دوم ایستاده و ایران با ۳۲۸ فروند جایگاه سوم را به خود اختصاص داده است. عربستان سعودی با ۳۰۶ فروند و چین با ۱۶۰ فروند نیز در رتبههای بعدی قرار دارند.
البته این اعداد قطعی نیستند. نیروی هوایی آمریکا در ماه مه گذشته به سناتورها اعلام کرد که شمار پهپادهای موجود در ناوگان فعال این نیرو دستکم ۱۳۵ فروند کاهش یافته است. این موضوع نشان میدهد که آمارهای عمومی لزوماً تصویر کاملی از وضعیت عملیاتی ناوگان پهپادی کشورها ارائه نمیکنند.
نکته مهم دیگر، تعریف پهپاد رزمی است. برخی آمارها فقط هواگردهای بزرگ و چندبارمصرف را در نظر میگیرند، در حالی که برخی دیگر مهمات پرسهزن و پهپادهای یکبارمصرف را نیز محاسبه میکنند. این تفاوت در روش شمارش میتواند جایگاه کشورها را بهطور چشمگیری تغییر دهد.
رتبهبندی ۱۰ کشور بر اساس تعداد پهپادهای رزمی
رتبهبندی وبسایت ArmedForces.eu یکی از منابع مورد استفاده برای مقایسه ناوگان پهپادی کشورهاست. ارقام زیر تخمینی هستند و باید با توجه به تفاوت روشهای شمارش و محدودیت اطلاعات نظامی تفسیر شوند.
| رتبه | کشور | تعداد تخمینی پهپادها | نمونههای شاخص |
|---|---|---|---|
| ۱ | آمریکا | ۴۴۴ | MQ-9A Reaper، MQ-1C Gray Eagle، RQ-4 Global Hawk |
| ۲ | ترکیه | ۴۴۳ | Bayraktar TB2 و TB3، Akıncı، Anka، Aksungur |
| ۳ | ایران | ۳۲۸ | Shahed-129، Mohajer-6، خانواده Ababil |
| ۴ | عربستان سعودی | ۳۰۶ | CH-4، CH-5، Wing Loong II |
| ۵ | چین | ۱۶۰ | Wing Loong II، GJ-11 Sharp Sword، CH-4 و CH-5 |
| ۶ | روسیه | ۱۰۵ | Orion، Mohajer-6، S-70 Okhotnik-B و نمونههای تولیدشده از خانواده شاهد |
| ۷ | پاکستان | ۹۵ | Wing Loong II، CH-4، Shahpar-II |
| ۸ | مصر | ۳۲ | Wing Loong I و II، CH-4 |
| ۹ | لهستان | ۳۴ | Bayraktar TB2، FlyEye، مهمات پرسهزن Warmate |
| ۱۰ | فرانسه | ۱۶ | MQ-9A/B Reaper، Safran Patroller |
در این فهرست، تعداد پهپادهای لهستان بیشتر از مصر است؛ بنابراین رتبه این دو کشور در جدول اصلی باید جابهجا شود. لهستان با ۳۴ فروند در جایگاه هشتم و مصر با ۳۲ فروند در رتبه نهم قرار میگیرد. فرانسه نیز با ۱۶ فروند رتبه دهم را به خود اختصاص میدهد.
چرا آمار پهپادهای نظامی با یکدیگر تفاوت دارد؟
برای مقایسه دقیق توان پهپادی کشورها، ابتدا باید مشخص شود چه نوع سامانههایی در آمار محاسبه شدهاند. پهپادهای بزرگ با ارتفاع پرواز متوسط و مداومت طولانی (MALE)، هواگردهای رزمی بدون سرنشین (UCAV) و مهمات پرسهزن، از نظر مأموریت، قیمت و نحوه استفاده تفاوتهای زیادی دارند.
پهپادهای چندبارمصرف میتوانند بارها به مأموریت اعزام شوند و برای شناسایی، مراقبت، جمعآوری اطلاعات و حمله به اهداف به کار بروند. در مقابل، مهمات پرسهزن معمولاً برای انهدام هدف طراحی شدهاند و پس از برخورد از بین میروند.
در ارزیابی توان واقعی ناوگان، تعداد هواگردها بهتنهایی کافی نیست. قابلیت حمل محموله، برد پروازی، مداومت مأموریت، حسگرها و توانایی فعالیت در محیطهای دارای جنگ الکترونیک نیز اهمیت دارند.
اگر پهپادهای کوچک FPV و مهمات پرسهزن یکبارمصرف نیز در شمارش وارد شوند، تصویر متفاوتی از توان کشورها به دست میآید. برای نمونه، سامانههایی مانند Anduril Bolt-M و AeroVironment Switchblade با کلاهک جنگی طراحی شدهاند و معمولاً پس از حمله از بین میروند.
در چنین شرایطی، کشورهایی مانند اوکراین و روسیه که تعداد زیادی پهپاد تاکتیکی تولید و استفاده میکنند، میتوانند در رتبهبندیهای مبتنی بر شمارش همه سامانههای بدون سرنشین جایگاه بسیار متفاوتی داشته باشند.
پهپادهای پیشرفته؛ از میلیونها دلار تا سامانههای ارزانقیمت
قیمت پهپادهای نظامی بر اساس اندازه، فناوری و مأموریت آنها تفاوت چشمگیری دارد. هزینه برخی پهپادهای رزمی پیشرفته میتواند از یک میلیون دلار آغاز شود و از ۱۵ میلیون دلار فراتر برود. این تجهیزات معمولاً به حسگرهای پیشرفته، سامانههای مقابله با جنگ الکترونیک و قابلیت حمل تسلیحات هدایتشونده مجهز هستند.
برخی مدلهای آمریکایی، مانند Global Hawk و Triton، حتی بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای هر فروند قیمت دارند. در سوی دیگر، یک پهپاد FPV مورد استفاده نیروهای پیاده ممکن است تنها چند هزار دلار هزینه داشته باشد.
به همین دلیل، جمع کردن تمام انواع پهپادها در یک آمار واحد میتواند گمراهکننده باشد. مقایسه موجودی پهپادهای تاکتیکی ارزانقیمت با هواگردهای راهبردی چندبارمصرف، تفاوتهای اساسی در نقش و ارزش نظامی این تجهیزات را نادیده میگیرد.
آمریکا با وجود کاهش ناوگان، نسل تازهای از پهپادها را توسعه میدهد
کشورهای مختلف بهتدریج سرمایهگذاری بیشتری روی هواگردهای بدون سرنشین انجام میدهند. با این حال، توان واقعی یک نیروی هوایی فقط به تعداد پهپادهای موجود وابسته نیست؛ توانایی اجرای عملیات شناسایی مستمر، حمله از فاصله دور و پشتیبانی از سایر نیروها نیز اهمیت زیادی دارد.
پهپادهایی مانند MQ-9 Reaper آمریکا، Wing Loong II چین و Bayraktar TB2 ترکیه برای مأموریتهای طولانی طراحی شدهاند. این هواگردها میتوانند تجهیزات گوناگونی از جمله رادارهای روزنه مصنوعی، حسگرهای اطلاعات سیگنالی و مهمات هدایت لیزری را حمل کنند.
چنین قابلیتهایی به فرماندهان اجازه میدهند برای مدت طولانیتری بر مناطق عملیاتی نظارت داشته باشند و بدون قرار دادن خلبان در معرض خطر مستقیم، مأموریتهای شناسایی و حمله را اجرا کنند. برخی پهپادها نیز به تسلیحات مجهز هستند و میتوانند اهداف را مستقیماً مورد حمله قرار دهند.
در مرحله بعدی توسعه این فناوری، قدرتهای نظامی بهدنبال پهپادهایی هستند که در کنار جنگندههای سرنشیندار فعالیت کنند. یکی از برنامههای مهم آمریکا در این زمینه، طرح هواگردهای رزمی مشارکتی (Collaborative Combat Aircraft یا CCA) است.
این پهپادها که با عنوان «همراهان وفادار» نیز شناخته میشوند، برای انجام مأموریتهای مکمل در کنار جنگندههای سرنشیندار طراحی شدهاند. حمل موشکهای اضافی، شناسایی اهداف و استفاده از حسگرها برای افزایش آگاهی عملیاتی از جمله مأموریتهای مورد انتظار آنهاست. برخی از این هواگردها همچنین میتوانند برای ایجاد اختلال در سامانههای راداری دشمن به کار گرفته شوند.
رقابت جهانی برای ساخت پهپادهای رزمی خودمختار
آمریکا تنها کشوری نیست که به توسعه نسل جدید هواگردهای بدون سرنشین روی آورده است. بوئینگ استرالیا پهپاد MQ-28 Ghost Bat را معرفی کرده، چین روی GJ-11 Sharp Sword کار میکند و چند کشور اروپایی نیز برنامههای مشابهی را دنبال میکنند.
هدف مشترک بسیاری از این طرحها، ساخت هواگردهایی است که بتوانند با اتکا به فناوریهای خودمختار و هوش مصنوعی، بخشی از وظایف رزمی را در کنار هواگردهای سرنشیندار بر عهده بگیرند. چنین رویکردی میتواند امکان استفاده از تعداد بیشتری هواگرد را با هزینهای کمتر فراهم کند؛ هرچند میزان خودمختاری عملیاتی و نحوه کنترل انسانی در هر برنامه متفاوت است.
در آلمان نیز طرح Cobra 600 با هدف توسعه پهپادهای جت پرسرعت برای مقابله با تهدیدهای هوایی مطرح شده است. این سامانهها قرار است نقش حاملهای پرسرعت موشک را ایفا کنند و برای مقابله با دستههای پهپادی به کار گرفته شوند.
شرکت ایرباس آلمان نیز با همکاری شرکت Kratos روی توسعه پهپاد XQ-58A Valkyrie کار کرده است. هدف اعلامشده این همکاری، دستیابی به قابلیت عملیاتی اولیه در نیروی هوایی آلمان تا سال ۲۰۲۹ است.
در فرانسه، پروژه Hypairion با هدف توسعه پهپادهای رزمی مشارکتی تا سال ۲۰۲۸ دنبال میشود. در بریتانیا نیز شرکت BAE Systems روی طرح Brontanax کار میکند؛ هواگردی که قرار است بهعنوان یک سامانه رزمی خودمختار بومی توسعه یابد و با برنامه جنگنده نسل آینده GCAP، با مشارکت بریتانیا، ایتالیا و ژاپن، سازگار باشد.
کانادا نیز بهعنوان نخستین عضو ناظر به برنامه GCAP پیوسته است. همزمان، با توجه به دشواریهای برنامه سامانه رزمی هوایی آینده (FCAS) که با مشارکت فرانسه، آلمان و اسپانیا دنبال میشود، احتمال پیوستن آلمان و اسپانیا به GCAP نیز مطرح شده است.
ترکیه هم در این رقابت حضور فعالی دارد. شرکت دفاعی Baykar پهپاد جت و پنهانکار Kızılelma را به مرحله تولید انبوه رسانده و شرکت صنایع هوافضای ترکیه نیز پهپاد بالپرنده Anka-3 را توسعه داده است.
این دو هواگرد با هدف اجرای مأموریتهایی مانند حمله مستقیم و جنگ الکترونیک طراحی شدهاند و قرار است با اتکا به قابلیتهای خودمختار و تحت فرماندهی انسانی در سطح تاکتیکی فعالیت کنند.
راهبرد ایران؛ استفاده از پهپادهای ارزان برای افزایش هزینه دفاع
رویکرد ایران در حوزه پهپادها تفاوت مهمی با برنامههای مربوط به هواگردهای رزمی مشارکتی دارد. بخش مهمی از این راهبرد بر استفاده از پهپادهای تهاجمی یکطرفه و ارزانقیمت متمرکز است؛ سامانههایی که پس از رسیدن به هدف از بین میروند.
پهپاد شاهد-۱۳۶ یکی از شناختهشدهترین نمونههای این رویکرد است. این پهپاد با طراحی بال دلتا و موتور پیستونی، برای پرواز به سمت مختصات از پیش تعیینشده و برخورد با هدف ساخته شده است. هزینه تقریبی هر فروند آن در برخی گزارشها حدود ۳۵ هزار دلار برآورد شده، هرچند قیمت دقیق میتواند با توجه به شرایط تولید و قراردادها متفاوت باشد.
قیمت نسبتاً پایین این سامانهها امکان استفاده از آنها در حملات پرتعداد را فراهم میکند. چنین حملاتی میتوانند سامانههای راداری و پدافندی را با تعداد زیادی هدف درگیر کنند و مدافع را به مصرف موشکهای رهگیر گرانقیمت وادار سازند.
در این الگو، هزینه دفاع ممکن است بهمراتب بیشتر از هزینه تولید مهاجم باشد. موشکهای رهگیر پیشرفته گاهی میلیونها دلار قیمت دارند، در حالی که پهپادهای تهاجمی ارزانتر هستند. البته نتیجه هر حمله به عوامل مختلفی از جمله نوع پدافند، مسیر پرواز، شرایط عملیاتی و میزان موفقیت در عبور از دفاع بستگی دارد.
شاهد-۱۳۶ عمدتاً بر اساس مسیر و مختصات از پیش تعیینشده عمل میکند و از نظر آگاهی لحظهای از محیط و انعطافپذیری در طول پرواز، با پهپادهای پیشرفته مجهز به حسگرها و سامانههای خودمختار تفاوت دارد.
این سادگی فنی، در کنار استفاده از زنجیرههای تأمین تجاری، به کاهش هزینه تولید کمک میکند. در مقابل، پهپادهای رزمی مشارکتی پنهانکار به فناوریهای پیچیدهتر و هزینه توسعه بیشتری نیاز دارند.
حملات پهپادی پرتعداد همچنین میتوانند ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا و متحدانش را تحت فشار قرار دهند و جایگزینی مهمات مصرفشده را به چالشی برای صنایع دفاعی تبدیل کنند. با این حال، استفاده از پهپادهای یکبارمصرف برای فرسایش پدافند، از نظر مأموریت و فناوری با توسعه پهپادهای رزمی پیشرفته تفاوت اساسی دارد.
جنگ اوکراین؛ پهپادها به تجهیزات روزمره نیروهای پیاده تبدیل شدند
جنگ اوکراین نشان داده است که پهپادها دیگر محدود به ناوگان رسمی نیروی هوایی نیستند. در این جنگ، پهپادهای کوچک و ارزانقیمت به تجهیزات رایج در سطح یگانهای پیاده تبدیل شدهاند و برای شناسایی، هدفگیری و حمله مستقیم به کار میروند.
بر اساس برآورد مطرحشده در گزارش، ظرفیت تولید پهپادهای FPV در صنعت دفاعی اوکراین به حدود ۷ میلیون فروند در سال رسیده است. روسیه نیز تولید این تجهیزات را افزایش داده و برخی ناظران احتمال میدهند که حجم تولید این کشور از اوکراین فراتر رفته باشد؛ با این حال، مقایسه دقیق تولید دو طرف به دلیل محدودیت اطلاعات مستقل دشوار است.
این پهپادهای تاکتیکی معمولاً در فهرستهای متمرکز نیروی هوایی ثبت نمیشوند و در آشیانههای بزرگ نگهداری نمیشوند. در عوض، مستقیماً در اختیار یگانهای مستقر در خط مقدم قرار میگیرند و بهعنوان سلاحهای دقیق و یکبارمصرف مورد استفاده قرار میگیرند.
عمر عملیاتی بسیاری از پهپادهای FPV رزمی بسیار کوتاه است و ممکن است به کمتر از ۱۰ دقیقه برسد. این پهپادها با خطر انهدام یا از دست دادن ارتباط روبهرو هستند؛ بهویژه آنکه هر دو طرف از سامانههای جنگ الکترونیک برای مختل کردن ارتباطات و کنترل آنها استفاده میکنند.
برای مقابله با اختلالات رادیویی، اوکراین به توسعه پهپادهایی روی آورده است که از طریق کابل فیبر نوری کنترل میشوند. این روش ارتباطی در برابر اخلال رادیویی مصون است، هرچند محدودیتهای عملیاتی خاص خود را دارد. روسیه نیز نمونههایی از این فناوری را توسعه داده است.
گسترش استفاده از پهپادها، نیاز به ابزارهای مقابله با آنها را نیز افزایش داده است. اوکراین برای مقابله با پهپادهای مهاجم، سامانههای رهگیر بدون سرنشین طراحی کرده که با هدف برخورد مستقیم و انهدام پهپادهای دشمن به کار میروند.
در گزارشهای مربوط به میدان نبرد، از انهدام ۳۳ هزار پهپاد روسی در یک ماه نیز یاد شده است؛ رقمی که باید با توجه به منبع گزارش و روش ثبت آمار تلفات ارزیابی شود.
معیار تازه قدرت نظامی؛ توان تولید و جایگزینی تجهیزات
گسترش پهپادهای یکبارمصرف نشان میدهد که سنجش قدرت نظامی صرفاً با شمارش تجهیزات موجود امکانپذیر نیست. در جنگهای فرسایشی، توانایی تولید سریع پهپادهای جایگزین و رساندن آنها به نیروهای خط مقدم میتواند بهاندازه موجودی اولیه اهمیت داشته باشد.
کشوری که بتواند تجهیزات را با سرعت بالا تولید کند، سامانههای آسیبدیده را جایگزین سازد و تاکتیکهای خود را با تغییرات میدان نبرد تطبیق دهد، ظرفیت بیشتری برای ادامه عملیات خواهد داشت.
در نتیجه، رقابت جهانی پهپادها دو مسیر متفاوت را دنبال میکند: توسعه هواگردهای پیشرفته و چندبارمصرف برای عملیات پیچیده و دوربرد، و تولید انبوه سامانههای ارزانقیمت برای استفاده پرتعداد و فرسایش توان دفاعی دشمن. این دو رویکرد اهداف متفاوتی دارند، اما هر دو در حال تغییر دادن نحوه برنامهریزی و اجرای عملیات نظامی هستند.











