بر اساس تعریف ITUC، کارگرانی که دستمزد روزانه کمتر از ۵ دلار دارند در گروه فقر مطلق قرار میگیرند و با توجه به پایه مزد ۱۶.۶ میلیون تومانی و نرخ دلار ۲۰۰ هزار تومانی، بسیاری از کارگران مشمول قانون کار ایران در این گروه جای گرفتهاند؛ این رقم در مقایسه با ۲۳۲ دلار ده سال پیش، کاهشی ۲۷۰ درصدی را نشان میدهد.
در سالهای اخیر و بهویژه پس از جنگ و بحرانهای اقتصادی متوالی، دستمزد واقعی کارگران ایرانی به شدت کاهش یافته است. بر اساس تعاریف سازمانهای بینالمللی مانند ITUC (کنفدراسیون جهانی اتحادیهها و سندیکاهای کارگری)، کارگرانی که دستمزد روزانه آنها کمتر از ۵ دلار باشد، در گروه «فقیر مطلق» قرار میگیرند؛ افرادی که در آستانه گرسنگی و قحطی به سر میبرند. با نرخ فعلی دلار (۲۰۰ هزار تومان)، پایه مزد کارگران در سال جاری که ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده، معادل تنها ۸۳ دلار است و با احتساب مزایا برای کارگران متأهل دارای یک فرزند، این رقم به حدود ۱۲۴ دلار میرسد. به این ترتیب، بخش قابلتوجهی از کارگران ایرانی در گروه فقیر مطلق قرار گرفتهاند.
پایه مزد ۸۳ دلاری در برابر تورم و افزایش نرخ ارز
در اسفند ۱۴۰۴، نرخ رسمی سبد معیشت حدود ۴۲ میلیون تومان اعلام شد، اما شورای عالی کار که به گفته منتقدان تحت تأثیر دولت و کارفرمایان قرار دارد، پایه مزد را تنها ۱۶.۶ میلیون تومان تعیین کرد. این تصمیم در حالی گرفته شد که نرخ دلار در هفتههای اخیر با جهشی سریع به مرز ۲۰۰ هزار تومان رسید و فشار مضاعفی بر قدرت خرید کارگران وارد کرد. از آنجا که بسیاری از کالاهای مصرفی و مواد اولیه تولید با نرخ ارز تعیین میشوند، افزایش قیمت دلار بهطور مستقیم بر هزینههای زندگی اثر گذاشته و دستمزد واقعی کارگران را به یکی از پایینترین سطوح در دهههای اخیر رسانده است.
مقایسه با سایر کشورها؛ فاصله معنادار
بر اساس رتبهبندی Visual Capitalist و دادههای سازمان بینالمللی کار، لوکزامبورگ با میانگین قدرت خرید ۹,۳۰۷ دلار در ماه در صدر جدول است و پس از آن بلژیک (۸,۲۹۷ دلار) و هلند (۷,۲۳۴ دلار) قرار دارند. این در حالی است که دستمزد ماهانه بسیاری از کارگران ایرانی کمتر از ۱۰۰ دلار است و این شکاف عظیم، نشاندهنده فاصله عمیق ایران با استانداردهای جهانی است.
سقوط ۱۰ ساله؛ از ۲۳۲ دلار به ۸۳ دلار
بررسی بازه زمانی ۱۰ ساله، تصویر روشنتری از مسیر نزولی دستمزد کارگران ارائه میدهد. در سال ۱۳۹۵، پایه مزد ۸۱۲ هزار تومان و نرخ دلار ۳,۵۰۰ تومان بود که ارزشی معادل ۲۳۲ دلار داشت. در شهریور ۱۴۰۰، پایه مزد ۲.۶ میلیون تومان و نرخ دلار ۲۶,۸۰۰ تومان بود که ارزش آن به ۹۹ دلار رسید. اکنون در سال ۱۴۰۵، این رقم به ۸۳ دلار سقوط کرده است؛ یعنی دستمزد واقعی کارگران نسبت به یک دهه قبل، حدود ۲۷۰ درصد کاهش یافته و قدرت خرید آنها به یک سوم دوران پیشین رسیده است.
یدالله فرجی، فعال صنفی بازنشستگان، این مسیر را «دردناک» توصیف کرده و میگوید که بسیاری از خانوادههای کارگری از وضعیت «نسبتاً متوسط» به «فقیر» و سپس «فقیر مطلق» سقوط کردهاند. او تأکید میکند که در دهه گذشته، خانوادهها ماهانه چند کیلو گوشت قرمز خریداری میکردند، اما اکنون ماههاست که گوشت را بر سر سفره خود ندیدهاند.
با توجه به این شرایط، پرسش اساسی این است که آیا کارگران زحمتکش ایرانی مستحق دریافت دستمزدی کمتر از ۱۰۰ دلار و زندگی در شرایط فقر مطلق هستند؟ و اگر دستمزدها ترمیم نشود، طبقه کارگر چگونه میتواند از پس هزینههای سنگین زندگی برآید؟ مسئولیت این سقوط بیسابقه بر عهده کیست؟









