در اوج جنگ سرد و با اجرای سیاست مهار، شاه ایران با چراغ سبز ریچارد نیکسون، سفارشی ۲ میلیارد دلاری برای خرید ۸۰ فروند جنگنده F-14 Tomcat، موشکهای Phoenix و تجهیزات پیشرفته ثبت کرد؛ قراردادی که نهتنها نیروی هوایی ایران را به قدرتمندترین نیروی منطقه تبدیل کرد، بلکه شرکت گرومن را از ورشکستگی نجات داد و سرنوشتی پیچیده را برای این جنگنده نمادین رقم زد.
در سالهای ابتدایی جنگ سرد، سیاست «مهار» بهعنوان یکی از اصول راهنمای سیاست خارجی آمریکا، رویکردی نظاممند برای جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی در سطح منطقهای و جهانی به شمار میرفت. در این میان، ایران با توجه به موقعیت راهبردی خود و هممرزی با مرزهای جنوبی اتحاد جماهیر شوروی، نقشی کلیدی در این معادلات ایفا میکرد.
محمدرضا پهلوی که پس از جنگ جهانی دوم بر مسند قدرت نشسته بود، حضور نیروهای شوروی در بخشهای شمالی ایران، بهویژه در آذربایجان، را تهدیدی جدی برای تمامیت ارضی کشور میدانست. این نگرانی، هستهی اولیهی همکاری نظامی ایران و آمریکا را شکل داد. از سال ۱۹۴۲، مأموریتهای مشاورهای نظامی آمریکا برای آموزش ژاندارمری و ارتش ایران آغاز شد و تا سال ۱۹۴۷، اعطای اعتبار مالی برای خرید تجهیزات نظامی مازاد در دستور کار قرار گرفت.
در سال ۱۹۶۱، شاه در کتاب خود با عنوان «ماموریت برای وطنم» از ضعف نیروهای مسلح، بهویژه نیروی هوایی، سخن گفته و آن را فاقد تجهیزات مدرن توصیف کرد. او نیروی هوایی آن زمان را «یک نیروی کوچک برای پشتیبانی از نیروهای زمینی» میدانست. اما با پایان یافتن تعهدات بریتانیا در خلیجفارس در سال ۱۹۷۱، ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، ایران و عربستان سعودی را بهعنوان دو ستون قابلاعتماد برای راهبرد منطقهای خود برگزید.

دیدار کوتاه اما تاریخی نیکسون از تهران در ۲۱ مه ۱۹۷۲، نقطهعطف این ماجرا بود. در این دیدار، به شاه گفته شد که میتواند هر نوع تسلیحات متعارفی را که نیاز دارد، از آمریکا خریداری کند. این چراغ سبز، سرآغاز جهشی هفتبرابری در خرید تسلیحات آمریکایی توسط تهران شد.
در میان تجهیزات خریداریشده، جنگنده F-14 Tomcat که توسط شرکت نورثروپ گرومن ساخته میشد، بهعنوان جواهر تاج نیروی هوایی ایران انتخاب شد. پروژهای با نام «پادشاه پارسی» در ۷ ژانویه ۱۹۷۴ به امضا رسید و شامل تحویل ۳۰ فروند F-14 بههمراه قطعات یدکی، موتورهای اضافی و ۴۲۴ موشک پیشرفته AIM-54 Phoenix بود. شش ماه بعد، سفارش ۵۰ فروند دیگر نیز ثبت شد و هزینهی نهایی این بستهی عظیم به ۲ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که در آن زمان، بزرگترین فروش نظامی خارجی در تاریخ آمریکا محسوب میشد.
این قرارداد در شرایطی منعقد شد که شرکت گرومن بهدلیل افزایش هزینهها و تأخیرهای پروژههای نظامی، در آستانهی ورشکستگی قرار داشت. دستور شاه به بانک ملی ایران برای تأمین مالی این سفارش، عملاً این شرکت را از فروپاشی نجات داد و برنامهی F-14 را که کنگره آمریکا بودجهاش را مسدود کرده بود، دوباره روی ریل قرار داد.
برای آموزش خلبانان و پرسنل فنی ایرانی، گروههایی به پایگاههای هوایی نیروی دریایی آمریکا در کالیفرنیا و ویرجینیا اعزام شدند. همزمان، پایگاه هوایی جدیدی در نزدیکی اصفهان ساخته شد تا میزبان ناوگان تامکتهای ایرانی باشد. تا سال ۱۹۷۸، نیروی هوایی ایران از نظر تعداد، کیفیت و سطح آموزش به قدرتمندترین نیروی منطقه تبدیل شده بود.

اما انقلاب ۱۳۵۷ و بهدنبال آن، بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا، همهی معادلات را بر هم زد. ایران که اکنون بهعنوان دشمن ایالات متحده شناخته میشد، یکی از پیشرفتهترین سامانههای تسلیحاتی آمریکا را در اختیار داشت. نگرانی از انتقال این فناوری به کشورهای دیگر، بهویژه در جریان جنگ ایران و عراق و همکاری تسلیحاتی تهران با چین، به اوج رسید.
با توجه به کمبود شدید قطعات و تضعیف ناوگان اف-۱۴ در جریان جنگ، آمریکا تصمیم گرفت هیچ قطعهای از این جنگنده به ایران نرسد. سرانجام، ۱۶۵ فروند باقیمانده از F-14ها در پایگاه هوایی Davis-Monthan منهدم شدند تا از دسترسی ایران و سایر کشورها به این تجهیزات حساس جلوگیری شود.
اف-۱۴ تامکت تا سال ۲۰۰۶ در نیروی دریایی آمریکا فعال بود و بهعنوان رهگیر اصلی ناوگان، نقش مهمی ایفا کرد. اما در نهایت، سرنوشت این جنگندهی نمادین با کشوری گره خورد که روزی بزرگترین مشتری آن بود و بعدها به یکی از پیچیدهترین چالشهای راهبردی آمریکا تبدیل شد.











