بحران پنهان در آموزش عالی ایران؛ چرا دانشگاهها از رقابت جهانی عقب ماندهاند؟
در تازهترین گزارش نظام رتبهبندی شانگهای برای سال ۲۰۲۵، تصویر نگرانکنندهای از وضعیت علمی دانشگاههای ایران ترسیم شده است؛ تصویری که نهتنها از کاهش جایگاه جهانی مؤسسات آموزش عالی کشور حکایت دارد، بلکه زنگ خطری جدی برای آینده علمی و پژوهشی ایران به صدا درآورده است. در حالی که کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی و ترکیه با رشد چشمگیر در تعداد دانشگاههای معتبر جهانی، جایگاه خود را تثبیت کردهاند، ایران با تنها شش دانشگاه در میان هزار مؤسسه برتر، از رقابت عقب مانده است.

این عقبماندگی صرفاً یک آمار نیست، بلکه بازتابی از مجموعهای از چالشهای ساختاری، مدیریتی و اقتصادی است که سالهاست گریبانگیر نظام آموزش عالی کشور شدهاند. از کاهش استقلال دانشگاهها گرفته تا مهاجرت گسترده نخبگان، هر یک از این عوامل بهتنهایی میتوانند یک بحران باشند؛ اما ترکیب آنها، وضعیت را به مراتب پیچیدهتر و نگرانکنندهتر کرده است.
کارشناسان حوزه آموزش عالی معتقدند که یکی از مهمترین دلایل افت جایگاه دانشگاههای ایرانی، تضعیف استقلال علمی آنهاست. دانشگاهها که باید بهعنوان نهادهای مستقل علمی تصمیمگیرنده باشند، در سالهای اخیر با دخالت نهادهای غیرعلمی در امور داخلی خود مواجه شدهاند. فرآیندهایی مانند جذب اعضای هیئت علمی، انتخاب مدیران و تعیین سیاستهای پژوهشی، دیگر در اختیار خود دانشگاهها نیست و این موضوع به کاهش کیفیت علمی و مدیریتی منجر شده است.
از سوی دیگر، بحران معیشتی اساتید دانشگاه نیز به مهاجرت گسترده نخبگان دامن زده است. حقوق پایین، نبود امکانات پژوهشی، و محدودیتهای شدید در تعاملات علمی بینالمللی، باعث شده بسیاری از اساتید برجسته کشور به کشورهای همسایه مانند عربستان، قطر، عمان و ترکیه مهاجرت کنند؛ کشورهایی که نهتنها حقوق بالاتری پرداخت میکنند، بلکه بودجههای قابل توجهی برای توسعه علمی اختصاص دادهاند. این مهاجرتها، نهتنها به کاهش ظرفیت علمی کشور منجر شده، بلکه به تقویت دانشگاههای رقیب نیز کمک کرده است.
در کنار این مسائل، کمبود شدید بودجه پژوهشی نیز یکی دیگر از عوامل مؤثر در افت جایگاه دانشگاههاست. بسیاری از دانشکدهها با تجهیزات فرسوده و قدیمی فعالیت میکنند و امکان بهروزرسانی آزمایشگاهها یا شرکت در کنفرانسهای علمی بینالمللی را ندارند. این محدودیتها باعث شده تعامل علمی با جهان کاهش یابد و دانشگاههای ایرانی نتوانند در عرصههای بینالمللی حضور مؤثر داشته باشند.
با وجود همه این چالشها، ظرفیت علمی کشور همچنان بالاست. ایران از نظر نیروی انسانی و استعدادهای علمی، یکی از کشورهای توانمند منطقه محسوب میشود. اما بدون اصلاحات ساختاری، تأمین بودجه کافی، و بازگرداندن استقلال به دانشگاهها، این ظرفیتها به هدر خواهد رفت. اگر این مسیر ادامه یابد، نهتنها جایگاه علمی کشور در جهان تضعیف خواهد شد، بلکه توانایی دانشگاهها در حل مسائل کلان کشور نیز بهشدت محدود خواهد شد.
در نهایت، آنچه امروز در رتبهبندیهای جهانی دیده میشود، تنها نوک کوه یخ است. بحران آموزش عالی ایران عمیقتر از آن است که با آمار و ارقام قابل بیان باشد. این بحران نیازمند توجه فوری، تصمیمگیریهای جسورانه و بازنگری در سیاستهای کلان علمی کشور است؛ پیش از آنکه فرصتهای علمی و پژوهشی بهطور کامل از دست بروند.

در همینباره کارن ابرینیا، استاد دانشگاه تهران و دبیر کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران میگوید:
وقتی تصمیمگیریهای علمی از دانشگاهها سلب میشود، کیفیت هیئت علمی تضعیف و ظرفیتهای علمی کشور به هدر میرود.
در حال حاضر اختیاراتی مانند جذب اعضای هیئت علمی از دانشگاهها سلب شده است، همچنین کمبود بودجه و مهاجرت استادان دانشگاه از ایران سببساز افت علمی دانشگاههای کشور شده است.
در ادامه میتوانید متن کاملی که مربوط به این گفتگو میشود را مطالعه کنید.
۱. اخیراً شاهد کاهش جایگاه دانشگاههای ایران در رتبهبندیهای جهانی هستیم، به نظر شما دلایل اصلی این افت چیست؟
دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد، اما یکی از مهمترین آنها، کاهش تدریجی استقلال دانشگاهها است.
۲. منظورتان از استقلال دانشگاه چیست؟
دانشگاه بهعنوان یک نهاد علمی با سازمانها و ادارات دولتی متفاوت است. در سایر نهادهای دولتی انتصاب مدیران و تصمیمگیریها معمولاً توسط دولت یا حاکمیت انجام میشود، اما دانشگاه باید به دلیل ماهیت علمیاش خود در امور علمی تصمیمگیری کند. هیچ نهادی جز دانشگاه صلاحیت تصمیمگیری در این زمینه را ندارد.
۳. این استقلال چگونه در عمل خدشهدار شده است؟
در حال حاضر اختیاراتی مانند جذب اعضای هیئت علمی از دانشگاهها سلب شده است. اگر دانشکدهای بخواهد عضو هیئت علمی جذب کند این تصمیم باید توسط خود دانشکده و بر اساس نیازهای علمی آن گرفته شود، اما اکنون نهادهایی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، بسیج اساتید یا سایر مراجع در این فرآیند دخالت میکنند و تصمیمگیری را از دانشگاهها گرفتهاند. مثلاً در دولت قبلی تصویب کردند که حتی برای انتخاب رئیس دانشکدهها باید از مراجع اطلاعاتی صلاحیت فرد استعلام گرفته شود.
وقتی تصمیمگیریهای علمی از دانشگاهها سلب میشود، انتخاب افراد مناسب برای هیئت علمی با مشکل مواجه میشود. این روند بهتدریج به تضعیف کیفیت هیئت علمی و در نتیجه کاهش جایگاه دانشگاهها منجر خواهد شد.
۴. آیا عوامل دیگری هم در این افت جایگاه نقش دارند؟
بله، یکی دیگر از عوامل مهم، مهاجرت اعضای هیئت علمی و نخبگان است. این موضوع با مسائل معیشتی اساتید ارتباط نزدیکی دارد. حقوق اساتید دانشگاه بسیار پایین است. برای مثال، یک استاد تازهکار با مدرک دکتری از بهترین دانشگاههای ایران یا جهان، حقوقی در حدود ۲۰ میلیون تومان دریافت میکند که حتی برای اجاره خانه در تهران کافی نیست. حتی اساتید باسابقه با ۳۰ سال خدمت حقوقی کمتر از معادل هزار دلار دارند، در حالی که در کشورهای همسایه مانند عراق، اساتید چندین برابر این مبلغ دریافت میکنند. این شرایط انگیزه ماندن در دانشگاه را کاهش میدهد.
مهاجرت نخبگان تأثیر عمیقی داشته است. برای مثال، یکی از همکاران ما در رشته خودم به عربستان مهاجرت کرد، البته او نمیخواست از دانشگاه برود بلکه بیرونش کردند و اکنون رئیس دانشکدهای در آنجاست، او الان حقوقی بالایی حدود ۱۳ هزار دلار دارد و بودجه پژوهشی یک میلیون دلاری برای تجهیز آزمایشگاه دریافت کرده است. چنین شرایطی در ایران وجود ندارد و بسیاری از نخبگان به دلیل مشکلات معیشتی و نبود امکانات، مجبور به ترک کشور شدهاند، مقاصد این مهاجرتها هم شامل کشورهای همسایه مانند عربستان، قطر، عمان و حتی ترکیه است.
۵. وضعیت بودجه دانشگاهها چگونه است و چه تأثیری بر فعالیتهای پژوهشی داشته؟
بودجه دانشگاهها عمدتاً صرف پرداخت حقوق میشود و تقریباً هیچ پولی برای فعالیتهای پژوهشی باقی نمیماند. بهعنوان مثال، در دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه تهران، که یکی از بهترین دانشکدههای کشور است، تجهیزات موجود مربوط به ۲۰ سال پیش است و تقریباً هیچ دستگاه جدیدی برای آزمایشگاهها خریداری نشده است و فناوریهای جدید به سختی وارد آزمایشگاهها میشوند. اساتید گاهی با استفاده از درآمد پروژههای شخصی خود تجهیزات محدودی تهیه میکنند، اما دولت بودجهای برای تجهیز آزمایشگاهها اختصاص نداده است.
از طرفی، اساتید بهدلیل کمبود بودجه نمیتوانند در کنفرانسهای علمی بینالمللی شرکت کنند، زیرا هزینه بلیط و ثبتنام بسیار بالاست. این محدودیتها باعث کاهش تعاملات علمی و تأثیرگذاری جهانی دانشگاهها میشود. این عوامل بهصورت همافزا عمل میکنند. سلب استقلال، مشکلات معیشتی، گزینشهای غیرعلمی و کمبود بودجه، همگی باعث کاهش کیفیت پژوهش، مهاجرت نخبگان و افت جایگاه دانشگاهها در رتبهبندیهای جهانی شدهاند. در حالی که توان علمی و نیروی انسانی کشور بسیار بالاست، اما بدون بودجه و امکانات کافی، این ظرفیت به هدر میرود.
دانشگاههای ایران از نظر نیروی انسانی و توان علمی در سطح بسیار خوبی قرار دارند و در این سالها رشد کردند. اگر بودجه و امکانات کافی تأمین شود و مشکلات معیشتی اساتید برطرف گردد، این دانشگاهها و کشور میتوانند به شکوفایی برسند، اما در حال حاضر وقتی دانشگاهها خود درگیر مشکلات اساسی هستند نمیتوان انتظار داشت که مشکلات کلان کشور را حل کنند.











