در جریان نبردی که تنها دوازده روز به طول انجامید، فضای رسانهای ایران با موجی از خبرها و روایتهای غیررسمی درباره هدف قرار گرفتن جنگندههای پیشرفته F35 اسرائیل در آسمان کشور مواجه شد. آنچه ابتدا در حد شایعه و «شنیدهها» مطرح میشد، با انتشار اطلاعیهای از سوی ارتش و بازتاب گسترده در رسانه ملی، به سرعت به یکی از پرحاشیهترین و مبهمترین موضوعات سال بدل شد.
این روایت تأییدنشده، دامنهای وسیع پیدا کرد؛ از ادعای سرنگونی چندین جنگنده گرفته تا خبر اسارت یک خلبان زن اسرائیلی. چنین ادعاهایی پرسشهای جدی درباره میزان صحت ماجرا و نقش رسانههای رسمی در بازتولید و گسترش آن ایجاد کرد.
حدود یک ماه پس از اطلاعیه ارتش، پیمان جبلی رئیس سازمان صداوسیما در اظهاراتی تازه اعلام کرد که انتشار این خبر موجب خدشهدار شدن اعتبار رسانه ملی شده است. با این حال، هنوز روشن نیست منظور او از «اعتبار» دقیقاً چه بوده و این سازمان چه معیاری برای سنجش آن در نظر دارد.
آنچه مسلم است، بازگشت دوباره این روایت نادرست به صدر توجه افکار عمومی نشان میدهد که در شرایط جنگی، مرز میان واقعیت و شایعه بهسرعت کمرنگ میشود و رسانهها اگر در انتشار اخبار دقت نکنند، خود به بخشی از بحران تبدیل خواهند شد. این ماجرا نمونهای بارز از چالشهای اطلاعرسانی در دوران درگیریهای نظامی است؛ جایی که هر خبر میتواند به سرعت به ابزار جنگ روانی بدل شود و اعتماد عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.

روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ انتشار خبری مبنی بر این که ایران جنگنده F-۳۵ اسرائیل را مورد هدف قرار داده با بازتاب وسیعی همراه شد. عجیبتر این که حتی گفته شد خلبان اسرائیلی زن این جنگنده نیز به اسارت ایران در آمده است. حتی به محل سقوط آنها «نزدیک ورامین، تبریز و کرمانشاه» نیز اشاره شد. هنوز عمده محور این خبر بر اساس شنیدهها بود که اطلاعیه رسمی ارتش فضای خبر را تغییر داد. این نهاد نظامی با صدور اطلاعیهای اعلام کرد:
نیروی پدافند هوایی دو فروند جنگندهی F-۳۵ رژیم صهیونیستی را با موفقیت مورد اصابت قرار داده و منهدم کرد.
انتشار این اطلاعیه از طرف نهاد رسمی نظامی، اما در فضای مجازی هنوز هم با هالهای ابهام مواجه بود چرا که بسیاری از خبرنگاران و کارشناسان حوزه نظامی تاکید داشتند که با توجه به نحوه عملکرد جنگنده F-۳۵ و مختصات فنی آن امکان هدف قرار دادن آن با سیستمهای راداری کنونی در اختیار ایران نزدیک به صفر است. این ابهامها و اظهارنظرهای کارشناسی، اما نتوانست مانع این شود که دستکم دو بار دیگر نیز این ادعا تکرار شده و دوباره در صدر اخبار قرار بگیرد.

۲۴ خرداد ۱۴۰۴ صداوسیما خبر هدف قرار دادن یک جنگنده F-۳۵ در آسمان غرب کشور را منتشر و البته تاکید کرد که این مطلب به نقل از «روابط عمومی ارتش» اعلام کرده است. متن خبر، اما باز هم حاکی از رخ دادن این اتفاق بود و فراتر از آن با عنوان اطلاق «دیگر» حتی این برداشت را به مخاطب القا میکرد که دو جنگنده F-۳۵ توسط ایران منهدم شده است:
نیروی پدافند هوایی یک فروند جنگنده F-۳۵ دیگر رژیم صهیونیستی را در آسمان غرب کشور با موفقیت مورد اصابت قرار داده و منهدم کرد.
دو روز بعد، اما دوباره این ادعا توسط یک مقام دولتی تکرار شد. وقتی خبرگزاری تسنیم به نقل از معاون امنیتی استاندار آذربایجان شرقی نوشت:
یک فروند جنگنده پیشرفتهی F-۳۵ متعلق به رژیم صهیونیستی توسط سامانههای پدافند هوایی نیروهای مسلح مستقر در تبریز شناسایی و با شلیک دقیق موشک مورد اصابت قرار گرفت.
عجیبتر این که در طی ۳ روز – از ۲۳ خرداد تا ۲۶ خرداد- تعداد جنگندههایی که ایران منهدم کرده بود به ۴ عدد رسید! این مقام دولتی مدعی شده بود که:
با هدف قرار دادن این جنگنده، این چهارمین جنگنده F-۳۵ است که توسط پدافند ایران ساقط میشود.
ماجرای اسارت خلبان این جنگنده نیز دست کمی از خود خبر نداشت. خبرگزاری تسنیم هم در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ نوشت که:
خلبان یکی از این جنگندهها که زن است، به اسارت در آمده است.
حسین سلیمانی، سردبیر سایت اصولگرای مشرق نیوز نیز در نوشتهای که آن را حذف کرده در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود:
به زودی اعترافات خلبانهای F-۳۵های ساقط شدهی رژیم صهیونیستی پخش خواهد شد.
در همان روزها برخی رسانهها برای اثبات ادعای خود به انتشار خبری جعلی به نقل از دونالد ترامپ هم دست زدند. آنها مدعی شده بودند که رئیسجمهور آمریکا هم هدف قرار گرفتن جنگندههای F-۳۵ اسرائیل و اسارت خلبان زن را تایید کرده است. خبری که پس از گذشت ساعاتی، کذب بودن آن مشخص شد.

در یک گفتوگو در صداوسیما کارشناسی برنامه به عنوان مصاحبهشونده در جواب سوال مجری درباره دلیل نشان ندادن «عکس و فیلمی از جنگنده ساقطشده» آن را به مسائل امنیتی و نظامی ربط میدهد و از پاسخ مستقیم سرباز میزند. حساب فارسی وزارت خارجه اسرائیل در شبکه ایکس با بازنشر مصاحبهای در تلویزیون ایران که این ادعاها را مطرح و سرنگون کردن این هواپیماها را شاهکار میخواند، آن را تمسخر کرده و نوشته:
چرا هنوز تصاویر خلبانان اسیر شده ما را منتشر نکردید؟ ما خیلی نگرانیم.
آش این خبرسازی انقدر شور شد که علیاکبر رائفیپور که خودش هم در ابتدای کار و در روزهای نخست انتشار آن، در اظهارنظرهایی ادعاها در این ارتباط را تایید کرده بود، حالا در صفحه خود در ایکس نوشته است:
شما را بخدا دروغ پخش نکنید. کدام اف ۳۵؟ اگر سند متقنی وجود دارد بسم الله و الا همان بهتر که چیزی نگویید. برای عدهای ذرهای بازیچهشدن آبروی رسانهها و انسان-رسانههای انقلابی اهمیت ندارد.
یک روز بعد صداوسیما نیز اعلام کرد که خبرهای مربوط به جنگندههای F-۳۵ تایید شده و رسمی نبود و در جنگ شناختی از سوی دشمن منتشر میشد.

جنگ شناختی، اما بهانه مناسبی برای باز کردن مسئولیت این اشتباه از گردن صداوسیما نیست. البته بی اعتباری کمترین توصیف برای وضعیتی است که برای تمام منتشرکنندگان این خبر باید دانست، اما آیا با این دست به فرمان میتوان از مردم انتظار داشت تا اخبار دیگر در حوزههای دیگر را باور کنند؟










