اظهارات اخیر احمد قدیری ابیانه، فرزند محمدحسن قدیری ابیانه سفیر پیشین ایران در مکزیک، درباره «حق ایران برای دستیابی به سلاح هستهای» و قدردانی از ولادیمیر پوتین، بار دیگر بحث حساس و پرهزینهی لفاظیهای هستهای را در فضای سیاسی کشور زنده کرده است؛ سخنانی که میتوانند تبعات حقوقی، دیپلماتیک و امنیتی قابل توجهی برای ایران به همراه داشته باشند.
ماجرا از کجا شروع شد؟
احمد قدیری ابیانه در حساب توئیتر خود نوشت:
«از پوتین تشکر میکنم که با وجود اطلاع از تلاش جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح هستهای، این موضوع را حق مسلم ایران دانسته و همچنان به همکاریهای نظامی، اطلاعاتی و حمایتهای سیاسی ادامه داده است؛ از جمله رأی منفی به قطعنامههای آژانس و شورای امنیت و اعلام پایان قطعنامه ۲۲۳۱.»
او در فضای رسانهای خود را «مدرس و پژوهشگر حقوق بینالملل» معرفی کرده و دو کتاب نیز به نامش ثبت شده است. مرور دیگر مطالب او نشان میدهد که منتقد جدی دولت مسعود پزشکیان و بهویژه وزارت خارجه و عباس عراقچی است.
یادآور مواضع پدر
این موضعگیریها بیارتباط با دیدگاههای پدرش نیست. محمدحسن قدیری ابیانه پیشتر گفته بود: «مسلح شدن به سلاح هستهای میتواند بازدارنده باشد؛ همانطور که کره شمالی به دلیل داشتن بمب اتمی هدف حمله قرار نگرفته است.» او حتی صریحاً تأکید کرده بود: «باید بمب هستهای بسازیم.»
تناقض با سیاست رسمی نظام
این دست اظهارات در تضاد آشکار با فتوای رهبر انقلاب مبنی بر حرمت تولید سلاح هستهای است. دیپلماسی ایران سالها تلاش کرده تا این فتوا را بهعنوان یک تعهد بنیادین و تغییرناپذیر به جهان معرفی کند. اما طرح دوبارهی ایده ساخت سلاح، این پیام را منتقل میکند که تعهدات ایران «موقت» و «تاکتیکی» هستند؛ موضوعی که دست دیپلماتها را در مذاکرات میبندد و اعتبار ایران را زیر سؤال میبرد.
پیامدهای بینالمللی
- بازگشت پرونده به شورای امنیت: چنین مواضعی بهترین بهانه را به مخالفان ایران میدهد تا پرونده هستهای را از مسیر فنی در آژانس به مسیر امنیتی در شورای امنیت بکشانند.
- افزایش خطر تحریمها: در شرایطی که مکانیسم ماشه فعال شود، این اظهارات میتواند روند بازگشت تحریمهای بینالمللی را تسریع کند.
- تشدید ایرانهراسی: سخن گفتن از بمب اتمی، کشورهای منطقه مانند عربستان و ترکیه را به سمت توجیه پروژههای نظامی سوق میدهد و اسرائیل و تندروهای آمریکا را برای طرح گزینه نظامی علیه ایران جسورتر میکند.
هزینههای داخلی و منطقهای
این تناقض میان لفاظیهای اصولگرایان و سیاست رسمی نظام، تصویری از «حاکمیت چندگانه» و نبود شفافیت راهبردی ارائه میدهد. نتیجه آن، افزایش فشار اقتصادی، انزوای بیشتر ایران در عرصه بینالمللی و بالا رفتن ریسک امنیتی برای مردم است.
جمعبندی
در حالی که سیاست رسمی ایران بر «هستهای صلحآمیز» تأکید دارد، تکرار شعارهای ساخت سلاح هستهای نهتنها هیچ امتیاز امنیتی واقعی به همراه ندارد، بلکه هزینههای تحریم، تهدید و بیاعتمادی جهانی را برای کشور دوچندان میکند. این لفاظیها بیش از آنکه ابزار فشار باشند، عملاً به اهرم فشار علیه ایران تبدیل میشوند.










