طرح «من شهردارم» که شهرداری تهران آن را بهعنوان ابتکاری برای مشارکت مستقیم شهروندان در مدیریت شهری معرفی کرده، این روزها با انتقادهای جدی روبهروست. در ظاهر، شهروندان میتوانند از طریق سامانه یا اپلیکیشن «شهرزاد» درباره اولویتهای محله خود نظر دهند؛ از آسفالت خیابانها گرفته تا ساخت بوستان یا تجهیز مراکز ورزشی. اما آنچه در عمل رخ داده، بهگفته منتقدان، بیشتر شبیه یک نمایش پرزرقوبرق است تا تجربهای واقعی از مشارکت اجتماعی.
روزنامه شرق در گزارشی مفصل، این پروژه را «تهی از معنا» توصیف کرده و مدعی شده که شهرداری به جای توانمندسازی مردم، تمرکز خود را بر تولید آمارهای میلیونی گذاشته است. به روایت این گزارش، روشهایی چون استفاده از فضای مدارس، وعده خدمات رایگان برای دریافت شماره موبایل افراد و حتی فشار بر کارکنان شهرداری برای جذب ثبتنامکننده، ابزارهایی بودهاند که به کار گرفته شدهاند تا حجم مشارکت ظاهری افزایش یابد.
در این طرح، شهروندان نه امکان تعریف مسئله دارند، نه میتوانند درباره اولویتها مذاکره کنند و نه حق نظارت بر روند اجرا. آنها صرفاً میان گزینههایی رأی میدهند که پیشتر در جایی خارج از محله طراحی شدهاند. همین موضوع باعث شده بسیاری این پروژه را جایگزینی نمایشی برای نهادهای دموکراتیک بدانند؛ نهادهایی که باید امکان تصمیمگیری واقعی را برای مردم فراهم کنند.

ابعاد مسئله زمانی جدیتر میشود که پای مدارس و کودکان به میان میآید. گزارشهای متعدد نشان میدهد شهرداری با وعده مسابقه و جایزه، دانشآموزان را تشویق کرده تا والدین خود را به ثبتنام در طرح وادار کنند. اقدامی که نهتنها ارتباطی با آموزش شهروندی ندارد، بلکه بهنوعی سوءاستفاده از جایگاه مدرسه و خدشه به اعتماد خانوادهها محسوب میشود.
کارکنان شهرداری نیز از فشارهای وارده بینصیب نماندهاند. بسیاری از آنها مجبور شدهاند در معابر عمومی مردم را به ثبتنام ترغیب کنند؛ رفتاری که به گفته فعالان شهری، برای کارکنان تحقیرآمیز و فرساینده بوده و آنها را به ابزار اجرای یک نمایش تقلیل داده است.
از منظر جامعهشناسی، «من شهردارم» نمونهای کلاسیک از مشارکت نمایشی است؛ مشارکتی از بالا، کنترلشده و بیخطر برای مدیران. مشارکتی که به جای ساختن قدرت اجتماعی و اعتماد عمومی، شهروند را به عدد و نمودار تقلیل میدهد.
مسئله اصلی تنها ناکارآمدی یک طرح نیست، بلکه جایگزینی آگاهانه نهادهای واقعی مشارکت با پروژههای پرهزینه و تبلیغاتی است. وقتی امکان مشارکت واقعی حذف میشود، ناگزیر باید نمایشی از آن ساخته شود. «من شهردارم» دقیقاً چنین تصویری است: پرهزینه، پرهیاهو و در نهایت تهی از معنا؛ طرحی که نه شهروند میسازد، نه اعتماد، بلکه صرفاً آمار تولید میکند.










