گاهی اوقات، جذابیت یک مکان نه در شلوغی و رفتوآمد، که در خلوت و معنای پنهان پشت ساخت آن نهفته است. در کشوری که شبکه ریلی آن نماد دقت و کارایی است، ایستگاهی وجود دارد که داستانی متفاوت را روایت میکند. این ایستگاه که به عنوان یکی از منزویترین و غیرمعمولترین توقفگاههای قطار در جهان شناخته میشود، بیش از آن که یک مقصد حملونقلی باشد، اثری هنری و تجربهای فلسفی محسوب میگردد.
ایستگاه «سِیریو میهاراشی» در استان یاماگوچی ژاپن، بر روی خطی روستایی و در امتداد رودخانه نیشیکی قرار دارد. آنچه این ایستگاه را متمایز میکند، نبود هرگونه مسیر دسترسی جادهای، فروشگاه، سکونتگاه یا حتی یک جاده خاکی در اطراف آن است. این بنا اساساً به عنوان یک «ایستگاه منظرهنما» طراحی و با سرمایهای نزدیک به سهچهارم میلیون دلار در سال ۲۰۱۹ ساخته شد. هدف اصلی آن، فراهم آوردن فرصتی برای مسافران بود تا در میان سفر خود، مکانی برای توقف و تأمل در مناظر بکر رودخانه و درههای اطراف داشته باشند.

عملکرد این ایستگاه نیز به اندازه محل قرارگیری آن خاص است. قطارهای معمولی این خط بدون توقف از کنار آن عبور میکنند. تنها یک سرویس ویژه گردشگری ماهی یکبار و صرفاً با رزرو قبلی و حضور حداقل پانزده مسافر، به این ایستگاه میآید. بازدیدکنندگان پس از پیاده شدن، فرصت دارند برای مدتی معین در سکو بمانند، از منظره لذت ببرند و سپس با همان قطار بازگردند. بلیط این سفر توریستی که شامل یک وعده غذای ساده نیز میشود، قیمتی معادل یک ناهار در رستورانی خوب دارد.

جالب آن که پیشبینیهای اولیه حاکی از استقبال سالانه حدود پنج هزار نفر بود، اما آمار واقعی نشان میدهد سالانه تنها حدود هزار نفر از این تجربه خاص استقبال میکنند. همین آمار اندک، بر خلوت و اتمسفر خاص مکان میافزاید. بسیاری از بازدیدکنندگان، این سفر را نه به عنوان یک گردش معمولی، که به عنوان فرصتی برای گریز از هیاهو، تمرکز و همنشینی ساکت با طبیعت توصیف میکنند.
ایستگاه سِیریو میهاراشی پرسشهای جالبی را درباره کارکرد فضاهای عمومی و رابطه معماری با محیطزیست مطرح میکند. این پروژه نشان میدهد چگونه یک زیرساخت حملونقلی میتواند فراتر از کاربری اولیه خود، به نمادی زیباییشناختی و عرصهای برای تجربهای شخصی تبدیل شود. در نقطه مقابل چنین پروژههای مینیمالیستی، جهان شاهد ساخت ایستگاههای غولپیکر و فوقمدرنی است که با هزینههایی میلیاردی طراحی میشوند تا روزانه دهها هزار نفر را جابهجا کنند. این تقابل، طیف گسترده نگرش به مقوله جابهجایی و طراحی فضای جمعی را به نمایش میگذارد.

در نهایت، این ایستگاه بیش از آن که یک مقصد باشد، خودِ سفر است. سفری کوتاه به مکانی دور از عادت که به مسافر یادآوری میکند گاهی ارزشمندترین توقفها، در جایی رخ میدهد که هیچ مقصد مشخصی در کار نیست.











