صحنه ژئوپلیتیک جهانی از یک واقعیت شگفتآور و در عین حال نگرانکننده حکایت دارد. از میان نزدیک به دویست کشور جهان، تنها تعداد انگشتشماری به فناوری ساخت و نگهداری سلاحهای هستهای دسترسی دارند و در این میان نیز، حجم عظیمی از قدرت تخریب مطلق، در انحصار دو کشور است. برآوردهای کارشناسی نشان میدهد که در حال حاضر بیش از دوازده هزار کلاهک هستهای در جهان وجود دارد، که از این تعداد، حدود نه هزار و ششصد کلاهک در وضعیت فعال و آماده به کار نگهداری میشوند. آنچه در بررسی توزیع این زرادخانهها جلب توجه میکند، عدم تعادل شدید در مالکیت است، به طوری که دو کشور به تنهایی مالک نزدیک به نود درصد از کل تسلیحات اتمی سیاره زمین هستند.
این دو بازیگر اصلی، روسیه و ایالات متحده آمریکا هستند که میراثدار اصلی رقابت تسلیحاتی دوران جنگ سرد محسوب میشوند. بر اساس آخرین گزارشهای نهادهای مستقل بینالمللی مانند فدراسیون دانشمندان آمریکا، روسیه با دارا بودن حدود پنج هزار و پانصد کلاهک هستهای، در جایگاه نخست از نظر تعداد این سلاحها قرار گرفته است. ایالات متحده نیز با اختلافی نه چندان زیاد، با مالکیت حدود پنج هزار و دویست کلاهک، در رده دوم ایستاده است. این ارقام به وضوح نشان میدهد که چگونه منطق بازدارندگی مبتنی بر “تضمین نابودی دوطرفه” در طول دههها، به انباشت عظیم و بیسابقهای از سلاحهایی با قدرت تخریب سیارهای منجر شده است.
ساختار زرادخانه هستهای هر دو کشور نیز از پیچیدگی و تنوع بالایی برخوردار است. این سلاحها عموماً در سه دسته اصلی طبقهبندی میشوند: کلاهکهای مستقر شده که بر روی سکوهای پرتاب مانند موشکهای بالستیک قارهپیما یا زیردریاییها نصب شدهاند، کلاهکهای ذخیره که در انبارها نگهداری میشوند و میتوانند به سرعت عملیاتی شوند، و در نهایت کلاهکهای بازنشسته که از چرخه عملیاتی خارج شده اما هنوز به طور کامل منهدم نشدهاند. هر دو کشور با حفظ یک “سهگانه هستهای” متشکل از قابلیت پرتاب از زمین، دریا و هوا، سعی در تضمین توان بازدارندگی و پاسخگویی خود در هر سناریوی ممکن دارند.

در پشت سر این دو غول اتمی، هفت کشور دیگر نیز در فهرست دارندگان سلاح هستهای قرار میگیرند: چین، فرانسه، بریتانیا، هند، پاکستان، کره شمالی و اسرائیل. با این حال، سهم جمعی این هفت کشور از کل زرادخانه جهانی، به مراتب کمتر و در حدود ده تا پانزده درصد برآورد میشود. در این میان، وضعیت اسرائیل به عنوان یک مورد مبهم باقی است، چرا که این کشور هرگز به صورت رسمی دارا بودن سلاح هستهای را تأیید یا تکذیب نکرده است، اما تحلیلگران بینالمللی به طور گسترده معتقدند که تلآویو دارای یک زرادخانه قابل توجه و پیشرفته از این سلاحهاست.
نکته حائز اهمیت دیگر، روند کلی تغییر در تعداد کلاهکهای هستهای جهان است. پس از رسیدن به اوج خود در میانه دهه ۱۹۸۰ که تعداد کلاهکها از مرز هفتاد هزار نیز گذشت، جامعه بینالمللی شاهد روندی نزولی بوده است. معاهدات دوجانبه و چندجانبهای مانند استارت جدید، نقش مهمی در کاهش تعداد این سلاحها ایفا کردهاند. با این وجود، این روند کاهشی در سالهای اخیر با کندی مواجه شده و حتی نشانههایی از مسابقه جدیدی در نوسازی و گسترش قابلیتهای هستهای در میان قدرتهای بزرگ به چشم میخورد.
در نهایت، تصویر امروز جهان در حوزه تسلیحات اتمی، تصویری از یک انحصار شدید و تمرکز قدرت تخریب بیسابقه در تاریخ بشر است. این تمرکز، نه تنها مسائل امنیتی و بازدارندگی کلاسیک، بلکه پرسشهای عمیق اخلاقی درباره مسئولیت در قبال آینده بشریت را نیز مطرح میسازد. آینده این موازنه شکننده، به تصمیمات استراتژیک همان چند کشور معدود و نیز اثربخشی رژیمهای بینالمللی کنترل تسلیحات وابسته است.











