سید حسین موسویان، دیپلمات پیشین ایران و پژوهشگر دانشگاه پرینستون، با اشاره به مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا در اسلامآباد، این فرصت را «کمنظیر» برای پایان دادن به خصومت نزدیک به پنج دههای میان دو کشور توصیف کرده است. وی در یادداشتی که در نشریه «میدلایست آی» منتشر شده، به فاکتورهای موفقیت این مذاکرات پرداخته است.
بر اساس این گزارش، هیئت مذاکرهکننده ایرانی پس از کشوقوسهای فراوان، عازم پایتخت پاکستان شد. پیش از این، محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکرهکننده ایران، دو پیششرط کلیدی برای حضور در این مذاکرات را اعلام کرده بود: برقراری آتشبس در لبنان و آزادسازی پولهای بلوکه شده ایران. گزارشها حاکی از آن است که با برقراری آرامش نسبی در لبنان و رفع موانع مربوط به آزادسازی داراییهای ایران، حضور هیئت ایرانی در اسلامآباد نشاندهنده رفع این پیششرطهاست.
موسویان که سابقه عضویت در تیم مذاکرهکننده هستهای ایران را نیز در کارنامه دارد، معتقد است که این مذاکرات میتواند نقطه عطفی در روابط پرتنش دو کشور باشد. وی با بررسی عوامل مؤثر بر این مذاکرات، چشمانداز رسیدن به توافق و پایان دادن به دههها تنش را مورد بحث قرار داده است.

سید حسین موسویان، دیپلمات پیشین ایران و پژوهشگر دانشگاه پرینستون، در یادداشتی به بررسی دلایل اعلام ناگهانی آتشبس دو هفتهای در خاورمیانه پس از ۴۰ روز درگیری شدید میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل پرداخته است. او این پرسش را مطرح میکند که چه عواملی باعث توقف جنگ در این مقطع زمانی شده است.
موسویان معتقد است که این آتشبس نتیجه یک عامل واحد نبوده، بلکه ترکیبی از واقعیتهای نظامی، راهبردی، سیاسی و اقتصادی بوده است که محاسبات بازیگران را تغییر داده است.
وی همچنین به دیدار هیئتهای ایرانی و آمریکایی در اسلامآباد اشاره کرده و آن را «بالاترین سطح تماس مستقیم سیاسی میان دو طرف طی ۴۸ سال گذشته» دانسته است. موسویان این دیدار را معیاری برای سنجش این موضوع میداند که آیا آتشبس، راه را برای مذاکرات جدی باز خواهد کرد یا صرفاً توقفی موقت در درگیریها خواهد بود.
۷ تحول مهم؛ دلیل آتشبس
موسویان در میدلایست آی مینویسد: «اولین دلیل این است که ۴۰ روز مقاومت ایران و پاسخ قدرتمند نیروهای نظامی آن در آنچه تهران «جنگ بقا» توصیف کرد، یکی از فرضیات دیرینه برخی حامیان اقدام نظامی در واشینگتن و تلآویو را به چالش کشید: اینکه دولت ایران در برابر حمله نظامی سریعاً فرو خواهد پاشید. برای دههها، این فرض یکی از استدلالهای اصلی طرفداران تقابل نظامی با ایران بود.»

او با تاکید بر اینکه در ۱۵ سال فعالیت دانشگاهی در دانشگاه پرینستون، بارها در صدها مقاله، مصاحبه و تحلیل تأکید کرده که چنین انتظاراتی واقعبینانه نیست، مینویسد که به نظر میرسد تحولات جنگ این فرض را تضعیف کرده است.
محاسبات جدید
در ادامه این یاداشت چنین آمده است:
دومین فاکتور، اهرم ایران بر تنگه هرمز است که بهطور قابل توجهی محاسبات اقتصادی و راهبردی جنگ را تغییر داد. این تنگه یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان است که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. در طول درگیری، نگرانی از اختلال در این مسیر باعث بیثباتی بازارهای مالی و افزایش شدید قیمت انرژی شد. این تحولات پیامدهای فوری فراتر از منطقه داشت و اقتصادهای اروپا، آسیا و آمریکای شمالی را تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، سیاستگذاران با این واقعیت مواجه شدند که جنگ طولانی با ایران میتواند پیامدهای اقتصادی جهانی شدیدی داشته باشد.
سوم، یک عملیات گسترده که گفته میشود توسط ایالات متحده و با مشارکت بیش از ۱۵۰ هواپیما انجام شد، در دستیابی به یکی از اهداف کلیدی خود ناکام ماند: تصرف حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده ایران. بر اساس گزارشها، این عملیات با پوشش «نجات یک خلبان» انجام شد، اما در نهایت موفق به دستیابی به مواد هدف نشد. ناکامی چنین عملیات پیچیدهای نشاندهنده دشواریهای عملیاتی حذف یا تصرف عناصر حساس برنامه هستهای ایران از طریق ابزار نظامی است.

تحولات سیاسی
موسویان در ادامه مینویسد:
چهارم، در داخل ایران نیز تحولات داخلی بر روند جنگ تأثیر گذاشت. برخلاف انتظار برخی طراحان که تصور میکردند فشار نظامی میتواند موجب ناآرامی گسترده یا بیثباتی سیاسی شود، شمار زیادی از ایرانیان در حمایت از وحدت ملی و مقاومت در برابر حمله خارجی به خیابانها آمدند. همزمان، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور نیز به کارزارهای مخالفت با جنگ علیه ایران پیوستند. این واکنش، سناریوهایی را که بر وقوع ناآرامی داخلی حساب کرده بودند، پیچیدهتر کرد.
پنجم: نیروهای امنیتی ایران نیز کنترل محکمی بر مرزهای کشور حفظ کردند. یکی از نگرانیها در شرایط جنگی، احتمال نفوذ گروههای تروریستی یا مسلح برای ایجاد بیثباتی است. به نظر میرسد نیروهای ایرانی مانع تحقق چنین سناریوهایی شدند و از شکلگیری یک بحران امنیت داخلی گسترده جلوگیری کردند.

ششم: تحولات سیاسی در ایالات متحده و سطح بینالمللی نیز در توقف جنگ نقش داشت. با ادامه درگیری، مخالفت در میان بخشهایی از افکار عمومی آمریکا افزایش یافت و انتقادات سیاسی بیشتر شد. افکار عمومی جهانی نیز در بسیاری از کشورها به سمت مخالفت بیشتر با ادامه جنگ تغییر کرد. پیامدهای احتمالی داخلی در آمریکا، از جمله خطر شکست جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر، احتمالاً در محاسبات واشینگتن نقش داشته است.
هفتم: گسترش ابعاد منطقهای جنگ نیز نقش تعیینکنندهای داشت. این درگیری خسارات قابل توجهی به همه طرفها وارد کرد. ایران اهدافی در اسرائیل، تأسیسات نظامی آمریکا و مواضع متحدان را هدف قرار داد، در حالی که آمریکا و اسرائیل حملات گستردهای در داخل ایران انجام دادند. روزنامه نیویورک تایمز نوشت: این جنگ در حال تبدیل کردن ایران به یک قدرت بزرگ جهانی است. مجموع خسارات و خطر تشدید بیشتر جنگ به یک درگیری منطقهای گستردهتر، به نظر میرسد طرفها را به توقف موقت درگیریها سوق داده است.
او این عوامل را دلایل رسیدن طرفین به آتش بس پس از ۴۰ روز جنگ خوانده است.
۶ فاکتور تعیینکننده موفقیت مذاکرات اسلام آباد چیست؟
موسویان اما این آتشبس را شکننده و نامطمئن خوانده و میگوید تداوم آن به شش عامل کلیدی بستگی دارد.
نخست، چارچوب آتشبس و مذاکرات احتمالی همچنان نامشخص است. مشخص نیست که مذاکرات بر اساس طرح ۱۵ مادهای آمریکا، طرح ۱۰ مادهای ایران، یا ترکیبی از هر دو انجام خواهد شد. همچنین، مواضع اعلامشده از سوی واشینگتن و تلآویو با آنچه پاکستان بهعنوان میانجی مطرح کرده، تفاوت دارد و این مسئله تردیدهایی درباره وجود درک مشترک از چارچوب مذاکرات ایجاد میکند.

دوم، اراده سیاسی واشینگتن همچنان نامعلوم است. مشخص نیست که این توقف دو هفتهای نشانه تمایل واقعی به دیپلماسی است یا فرصتی برای بازسازی ذخایر تسلیحاتی پیش از ازسرگیری جنگ. این تردید ریشه در چند سابقه دارد: خروج آمریکا از برجام با وجود پایبندی ایران و تأیید آژانس، حمله نظامی سال ۲۰۲۵، و جنگ ۲۰۲۶ در حالی که مذاکرات در حال پیشرفت بود.
سوم، تعامل ایران و آمریکا در هفتههای آینده تعیینکننده خواهد بود. مذاکرات مستقیم و گفتوگوی جامع درباره موضوعات هستهای، منطقهای و دوجانبه میتواند فرصتی واقعی برای دستیابی به توافقی پایدار ایجاد کند.
چهارم: نقش اسرائیل نیز بسیار مهم خواهد بود. اسرائیل در گذشته بارها با بهبود روابط ایران و آمریکا مخالفت کرده و مشخص نیست که آیا بار دیگر روند دیپلماسی را مختل خواهد کرد یا نه. حملات آن به لبنان نشاندهنده تمایل به جلوگیری از توافق است. همچنین، آرایشهای منطقهای تغییر کرده و امارات متحده عربی به شریک راهبردیو متحد اسرائیل تبدیل شده است. قابل توجه اینکه در نخستین روز پس از آتشبس، امارات بهطور علنی با آن مخالفت کرد.
پنجم: موضع کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز بسیار تعیینکننده خواهد بود. دونالد ترامپ بارها اعلام کرده که پنج کشور عربی در این جنگ با آمریکا و اسرائیل همکاری داشتهاند و هیچیک این ادعا را رد نکردهاند. پرسش اصلی این است که آیا این کشورها آماده ورود به مذاکرات جامع با ایران برای ایجاد چارچوبی جدید از امنیت و همکاری در خلیج فارس هستند یا نه؛ چارچوبی که میتواند شامل ترتیباتی برای امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز باشد.
ششم: در نهایت، تحولات داخلی در ایران نیز بر چشمانداز دیپلماسی تأثیر خواهد گذاشت. در داخل ایران، بخشی از جامعه با آتشبس مخالف است و ادامه جنگ را ترجیح میدهد. بنابراین، رهبران به توافقی نیاز دارند که در داخل کشور قابل دفاع باشد.

سید حسین موسویان، دیپلمات پیشین ایران، در تحلیلی بر مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا، بر ضرورت انجام مذاکرات مستقیم و جامع میان دو کشور تأکید کرده است. وی معتقد است این مذاکرات باید با دستورکاری شامل موضوعات هستهای، منطقهای و دوجانبه، و با رویکردی مرحلهای برای اعتمادسازی تدریجی دنبال شود.
موسویان با اشاره به سطح نمایندگان دو طرف در مذاکرات اسلامآباد، این فرصت را «کمنظیر» توصیف میکند. از سوی آمریکا، جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور، به عنوان مقامی عالیرتبه و سخنگوی مستقیم ترامپ حضور دارد. در سوی ایران، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و فرمانده ارشد پیشین سپاه، به عنوان رئیس هیئت مذاکرهکننده، از اقتدار لازم برای اتخاذ تصمیمات راهبردی برخوردار است. حضور این مقامات کلیدی، فرصتی ویژه برای هر دو کشور فراهم میآورد تا با نمایندگانی مذاکره کنند که از قدرت تصمیمگیری واقعی در ساختارهای راهبردی ایران برخوردارند.
موسویان در پایان تأکید میکند که هر توافقی باید با در نظر گرفتن «حفظ آبرو» برای تمامی طرفها صورت گیرد تا هر یک بتوانند نتیجه را در چارچوب منافع ملی خود توجیه کنند. تنها در این صورت است که آتشبس کنونی میتواند به یک توافق پایدار و نه صرفاً توقفی موقت در منازعهای طولانی تبدیل شود.









