با نزدیک شدن به پایان مهلت آتشبس دو هفتهای، نگرانیها درباره آینده گفتوگوها و سرنوشت تقابل تهران-واشنگتن به اوج خود رسیده است. همزمان با افزایش تردیدها نسبت به حصول یک تفاهم، این سؤال بیش از پیش خودنمایی میکند که کشور در روزهای آتی با کدام یک از حالات ممکن روبهرو خواهد شد: ازسرگیری درگیریها، تداوم وضعیت مبهم آتشبس، یا دستیابی به توافقی که بتواند تهدیدهای نظامی و اقتصادی را به شکلی ریشهای برطرف سازد.
عصر ایران در یادداشتی به بررسی این موضوع پرداخته است که در ادامه از نظر میگذرد. در فضای پر از گمانهزنی پیرامون مذاکرات پیشِ رو، تحلیلی از چند سناریوی محتمل درباره آینده روند دیپلماتیک منتشر شده است؛ سناریوهایی که بر اساس آن، مسیر مذاکرات میتواند با چالشهایی جدیتر و پیچیدهتر از آنچه پیشبینی میشد، همراه گردد.
نخستین بزنگاه: بازگشت به میدان نبرد
بدون تردید، وقوع مجدد جنگ در هر سطح، گستره و شکلی که رخ دهد، فاجعهبارترین وضعیت ممکن به شمار میرود. تمام تلاشها برای پیشگیری از این شرایط باید به طور جدی افزایش یافته و مورد حمایت همهجانبه قرار گیرد.
دومین چشمانداز: صلحی ماندگار
در نقطه مقابل جنگ، دستیابی به توافقی پایدار، دائمی، جامع، بدون قید و شرط و مبتنی بر رویکرد سیاسی قرار دارد. توافقی که برای همیشه دشمنی و اختلاف میان ایران و آمریکا را از میان بردارد و دیگر هیچ بهانه یا زمینهای برای تجاوز به ایران باقی نگذارد.
سومین گزینه: توافقی موقت و مشروط
نوعی تفاهم موقت، تکبعدی (با تمرکز صرف بر پرونده هستهای) و مشروط شبیه به برجام. تجربه توافق موسوم به برجام نشان داد که چنین مدلی نه تنها در از بین بردن دائمی و همهجانبه تحریمها و جنگ موفق نبوده، بلکه صرفاً به تداوم شرایط تحریمی، مشروط شدن توسعه روابط اقتصادی و تجاری ایران با اقتصاد جهانی و زمینهسازی برای جنگی بزرگتر، پرهزینهتر و گستردهتر انجامیده است.

در این سناریو، طرفین به دلیل بیاعتمادی نسبت به تعهدات یکدیگر، نه تنها در صدد رفع اختلافات و فراهم کردن مقدمات صلح دائمی نیستند، بلکه به دنبال خرید زمان برای تجهیز و تقویت توان سیاسی و نظامی خود برای رویارویی بزرگتر هستند. تجربه تاریخی بیشتر توافقات نیمهبند و موقت این واقعیت را تأیید میکند؛ برجام نیز نه تنها نتوانست مانع از وقوع جنگ میان ایران و آمریکا شود، بلکه زمینهها و حساسیتهای دوطرفه، منطقهای و جهانی را برای بروز درگیری ایجاد و تقویت کرد. برجام توافقی پایدار، سیاسی و همهجانبه نبود و نتوانست ایران و آمریکا را در مسیر یک تفاهم نهایی و باثبات قرار دهد.
چهارمین وضعیت: تداوم آتشبس، بدتر از توافق موقت
سناریوی چهارم که از گزینه سوم نیز نامناسبتر و وخیمتر به نظر میرسد، تداوم شرایط آتشبس و وضعیت «نه جنگ، نه صلح» است. این وضعیت، جدا از سرگردانی اقتصادی و قرار گرفتن جامعه در فضایی نامطمئن از نظر امنیتی (که آثار روحی و روانی شدیدی بر مردم تحمیل میکند)، نه تنها به پایان دادن جنگ کمک نمیکند، بلکه برعکس بستر و شرایط وقوع درگیری را تقویت و تشدید مینماید. وضعیت آتشبس پس از جنگ ۱۲ روزه گویای این واقعیت تلخ است.
چنین شرایطی شاید برای آمریکا و اسرائیل مطلوب باشد تا منافع خود از جمله فراهم کردن زمینههای سیاسی برای انتخابات میاندورهای آمریکا و افزایش آمادگی نظامی برای حمله و تجاوز مجدد به ایران را تأمین کنند، اما به دلیل بیثباتی و آشفتگی اقتصادی ایجادشده و تشدید ناترازیها در پرتو دو جنگ اخیر، حداقل در حوزه اقتصادی، برای کشور بسیار پرخطر و طاقتفرسا خواهد بود. به گونهای که اگر شرایط جنگی تا حدی به پایداری اجتماعی منجر شود، مشکلات و مخاطرات اقتصادی، قدرت و تابآوری داخلی را به شدت کاهش میدهد.
جمعبندی: ضرورت توافقی فراتر از برجام
در چنین وضعیتی، ایران باید در پی توافقی جامع، پایدار و بدون قید و شرط باشد که بهانه هرگونه تهدید اقتصادی، نظامی و امنیتی را برای همیشه از میان بردارد. توافق مورد نظر نه صرفاً هستهای یا نظامی، بلکه توافقی همهجانبه (هستهای، نظامی، اقتصادی و به معنای واقعی سیاسی) است که برای همیشه تهدیدات نظامی و اقتصادی علیه ایران را برطرف ساخته و روابط ایران و آمریکا را به ترک مخاصمه و صلح پایدار برساند. این توافق بدون تردید هرگونه سوءاستفاده یا تعرض منطقهای علیه ایران را به شدت تضعیف کرده، زمینه تقویت جایگاه سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایران را در سطوح منطقهای و بینالمللی با بهرهگیری از ارزشافزودههای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی فراهم میآورد و در عین حال به گذار سریع کشور به سوی توسعهیافتگی کمک شایانی خواهد کرد.









