فهرست بستن
fidarpolymer.com

درمانی که به بن‌بست رسید؛ روایتی از بحران دارو در روزهای پس از جنگ

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
درمانی که به بن‌بست رسید؛ روایتی از بحران دارو در روزهای پس از جنگ

از داروخانه ۱۳ آبان تا پیاده‌روهای ناصرخسرو؛ قصه بی‌پایان بیمارانی که نسخه‌شان خریدنی نیست.

کمبود دارو، افزایش سرسام‌آور قیمت اقلام درمانی و روزگار سیاه بیمارانی که از داروخانه‌ای به داروخانه‌ دیگر سرگردانند، تصویری هشداردهنده از بحرانی است که پس از جنگ چهل‌روزه، نظام سلامت را با یکی از سخت‌ترین چالش‌هایش روبه‌رو کرده است. گزارش میدانی از داروخانهٔ ۱۳ آبان و گفت‌وگو با بیماران نشان می‌دهد شکاف بین وعده‌های مسئولان و واقعیت تلخ صف‌های دارو، هر روز عمیق‌تر می‌شود؛ آنچنان عمیق که بسیاری از بیماران، آخرین امید خود را نه در برگهٔ نسخه، که در دالان‌های بن‌بست ناصرخسرو جست‌وجو می‌کنند.

در روزهایی که تقویم ۱۴۰۵، بازهٔ پس از یک نبرد چهل‌روزه و فرسایشی را ورق می‌زند، سایهٔ سنگین جنگ بیش از هر جایی روی پیشخوان داروخانه‌ها افتاده است. واقعیت در کف خیابان و در صف‌های طولانی داروخانه‌ها، گواه یک بحران حقیقی در حوزهٔ سلامت است. اقلام دارویی که برای زندگی بسیاری از بیماران ضروری هستند، یا نایاب شده‌اند یا با حذف پوشش بیمه‌ای، عملاً از سبد درمانی خانواده‌ها خارج شده‌اند. بحران دارو در سال ۱۴۰۵، تنها یک مسئلهٔ اقتصادی نیست؛ آزمونی بزرگ برای کارآمدی نظام سلامت در شرایط بحرانی است؛ جایی که بین تعرفه‌های دولتی و نسخه‌های گران‌قیمت بیماران، شکافی عمیق ایجاد شده است.

داروخانهٔ ۱۳ آبان؛ پناهگاه آخر در سرزمین ناامیدی

برای درک بهتر خبرهایی که از کمبود دارو به گوش می‌رسد، سراغ داروخانهٔ ۱۳ آبان رفتیم؛ نامی که برای بسیاری از بیماران تداعی‌کنندهٔ آخرین روزنهٔ امید است. این روزها، این مکان به صحنه‌ای از درماندگی تبدیل شده است. اینجا مقصد نهایی بیمارانی است که شاید بتوان گفت از تهیهٔ دارو قطع امید کرده‌اند و این داروخانه به مثابهٔ آخرین تیر در کمان کسانی محسوب می‌شود که در جست‌وجوی دارو، همهٔ شهر را زیر پا گذاشته‌اند.

فضای داخلی این داروخانه شاید کمی بزرگ‌تر از داروخانه‌های معمولی باشد و پزشکان زیادی در آن فعالیت می‌کنند، اما ازدحام جمعیت به قدری زیاد است که گاهی صندلی برای نشستن پیدا نمی‌شود. معمولاً در مراکز درمانی به دلیل تردد بیماران، فضا رخوت‌بار است؛ اما این داروخانه از آن جهت که آخرین پناه مراجعه‌کنندگانی است که اکثر داروخانه‌های این شهر پرجمعیت را زیر پا گذاشته‌اند تا به اینجا برسند، چهره‌ای خسته‌تر و فرسوده‌تر دارد. مراجعانی که جان به لب رسیده‌اند و در حالی که توانی برایشان باقی نمانده، ساعت‌ها به انتظار می‌ایستند تا شاید پس از ساعت‌ها معطلی بفهمند دارویی که برای دردشان می‌خواهند موجود است یا نه. در این میان، مراجعانی دیده می‌شوند که با وجود حال نامساعد، با ناامیدی مواجه شده‌اند.

جوانی بیست و چند ساله که برای تهیهٔ داروی «اکولیزومب» (مخصوص درمان اختلالات خونی نادر) آمده بود، در گفت‌وگو با خبرنگار دنیای اقتصاد می‌گوید: «این دارو هر جایی پیدا نمی‌شود و قیمتش هم بسیار گران است. برای همین به این داروخانه مراجعه کردم. چون از اتباع هستم، بیمه برایم در نظر گرفته نمی‌شود و هر بار مجبورم تعداد کمی از این دارو را دریافت کنم و دوباره برای دورهٔ بعدی مراجعه کنم. این کار همیشگی من شده است.»

پیرمردی شصت و اندی ساله که به دنبال داروی «پالمیکورت» برای پیشگیری از حملات آسم بود، از آزاد محاسبه شدن قیمت‌ها گله داشت و گفت: «داروخانه‌ها این دارو را آزاد حساب می‌کنند برای همین به این داروخانه مراجعه کردم.» او علت این وضعیت را از زبان داروخانه‌داران چنین نقل می‌کند: «به خاطر اینکه بیمه به موقع مطالبات داروخانه‌ها را تسویه نمی‌کند، آنها ترجیح می‌دهند آزاد بفروشند.» این پیرمرد پس از یک ساعت انتظار فهمید که این داروخانه هم دارو را موجود ندارد.

در میان جمعیت، مرد میانسالی که برای تهیهٔ داروی سرطان مغز استخوان پدرزنش مراجعه کرده بود، از کمیابی شدید داروها گلایه داشت و گفت: «این داروها خیلی کمیابند؛ چون داروهای درمان سرطان مغز استخوان هستند. چندین جا مراجعه کرده‌ام و پیدا نکرده‌ام. داروی خارجی که اصلاً گیر نمی‌آید و مجبوریم داروی ایرانی را مصرف کنیم.» او دربارهٔ مشکلات تأییدیهٔ بیمه افزود: «وقتی پزشکان این دارو را تجویز می‌کنند، برای مدت ۶۰ روز یا ۴۸ روز می‌نویسند که باید توسط سازمان مربوطه تأیید شوند. اگر میزان درد افزایش پیدا کند و بیماری حادتر شود، مصرف دارو بیشتر می‌شود و زودتر مصرف می‌شود. مشکل اینجاست که تا آن دورهٔ ۶۰ روزه یا ۴۸ روزه سپری نشود، دوباره این دارو را با بیمه نمی‌دهند و داروخانه می‌گوید اگر می‌خواهید تهیه کنید، باید آزاد تهیه کنید؛ چون این دارو تأیید نمی‌شود و ما باید دائم در رفت‌وآمد باشیم تا تأیید بگیریم.»

پسر جوان دیگری که برای تهیهٔ قرص «تی‌پی‌اورال» (درمان سرطان خون) خاله خود آمده بود، توانست ۶ قلم از داروهایش را پس از جست‌وجو در سه داروخانهٔ هلال‌احمر پیدا کند. او می‌گوید: «من یک ساعت از محل کارم مرخصی گرفتم تا داروهای خاله را تهیه کنم. اقلامی را هم که پیدا نمی‌شوند، باید از داروخانه‌های بازار آزاد تهیه کنیم که اغلب در ناصرخسرو هستند؛ ولی باید مراقب باشیم تاریخ مصرفشان نگذشته باشد و نگهداری‌شان طوری نباشد که فاسد شده باشند.» او به تجربهٔ تلخ فردی اشاره کرد که داروی تاریخ‌گذشته از ناصرخسرو تهیه کرده و دچار ازکارافتادگی کلیه شده بود. او همچنین به دنبال یک داروی هورمونی مربوط به زنان بود که می‌گفت اصلاً پیدا نمی‌شود.

مرد جوانی برای تهیهٔ داروهای همسرش که یکی از آنها برای رقیق کردن خون (مشابه آسپرین) بود، پس از گشتن داروخانه‌های شهر به ۱۳ آبان رسیده بود. او می‌گوید: «پیش از این در بهمن ماه این دارو را تهیه کرده بودم؛ ولی امروز قیمتش دو برابر شده است. یعنی بعد از جنگ چهل‌روزه، قیمت این دارو افزایش چشمگیری داشته و معلوم نیست دوباره بتوانم تهیه‌اش کنم.» او همچنین به دنبال داروی «فیفول» بود که حتی در این داروخانه هم پیدا نشد. مراجعان دیگری هم به دنبال داروهای اعصاب مانند «پرگابالین» و «دنپزیل» بودند که در سایر داروخانه‌ها موجود نیست. در محوطهٔ بیرونی، پیرمردی با چشمانی اشک‌بار می‌گفت: «برای تهیهٔ داروهایم به گدایی افتادم.»

مسافری که به محض ورود به تهران برای خرید انسولین برای یکی از اقوامش در شیراز اقدام کرده بود، پس از گشتن در چندین داروخانه تنها موفق به خرید یک بستهٔ محدود شد؛ بسته‌ای که معلوم نیست برای بیماری در کیلومترها دورتر تا چه زمانی کارایی دارد. یکی دیگر از بیمارانی که مصرف انسولین دارد، می‌گوید: «هر قلم انسولین تا سال گذشته ۳۰ هزار تومان بود؛ اما آخرین باری که تهیه کردم، رقمی معادل ۱۷ برابر آن را پرداختم. جدای از اینکه پیدا کردن این نوع انسولین چقدر سخت است و باید ساعت‌ها سرپا بایستم تا بتوانم مصرف دو ماه خود را تهیه کنم، پرداخت چنین مبلغ سرسام‌آوری هم سنگین است. بیمه هم تا وقتی قیمت‌ها به‌روز نشوند، تعهداتش را افزایش نمی‌دهد و میزان سهمیه‌ای که به ما تعلق می‌گیرد به اندازهٔ مصرف دو ماه است و نمی‌توانیم بیشتر تهیه کنیم.» اکثر مراجعان بر این باورند که تهیهٔ دارو هر روز سخت‌تر می‌شود و کسی نیست که دردی از آنها دوا کند.

وقتی قوطی از شیر خشک گران‌تر می‌شود

یکی از مسائل پرتکرار مطرح‌شده در داروخانهٔ ۱۳ آبان، در دسترس نبودن برخی داروها در داروخانه‌های سطح شهر تهران بود. برای درک بهتر این موضوع، با یکی از پزشکان داروساز که در داروخانه‌ای در حومهٔ تهران فعالیت دارد، گفت‌وگو کردیم. او دربارهٔ ریشهٔ اصلی کمبود دارو در داروخانه‌های خصوصی گفت: «داروها به گونه‌ای تولید می‌شوند که همهٔ شرکت‌ها لزوماً همهٔ انواع داروها را تولید نمی‌کنند. در شرایطی که یک شرکت با مشکل مواجه شود، توانایی تولید را از دست می‌دهد. این مشکل می‌تواند ناشی از کمبود مواد اولیه، بسته‌بندی یا هر عاملی باشد که بر فرآیند تولید تأثیر بگذارد. مثلاً در مورد شیر خشک، مشکل به این صورت بود که یکی از شرکت‌های تأمین‌کنندهٔ قوطی‌های شیر خشک با چالش مواجه شد. الان کمیابی شیر خشک بیشتر به این خاطر است که قوطی ندارند؛ یعنی شرکت‌ها به شوخی می‌گویند حاضرند شیر خشک را فله‌ای عرضه کنند، اما قوطی ندارند که به دست مشتری برسد.»

او توضیح داد: «همچنین قلم‌های انسولین که از قدیم با مشکل مواجه بودند، افزایش قیمت شدیدی داشته‌اند. آخرین قیمتشان از ۱۴۵ هزار تومان به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده که بیمار واقعاً چنین قیمتی را باور نمی‌کند. پیش از این، بیمه حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد قیمت را پوشش می‌داد و پرداختی بیمار حدود ۷ یا ۸ هزار تومان بود؛ اما حالا که قیمت به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده، هنوز تحت پوشش بیمه قرار نگرفته است.» این پزشک داروساز دربارهٔ علت این افزایش قیمت گفت: «فرایند به این صورت است که ابتدا دارو گران می‌شود و مدتی طول می‌کشد تا این افزایش در سایت بیمه اعمال شود و قیمت جدید پوشش داده شود. خیلی بعید است که بیمه بخواهد ۹۵ یا ۹۹ درصد این قیمت یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی را پرداخت کند و احتمالاً بقیهٔ داروها هم به همین سرنوشت دچار می‌شوند. قیمت‌ها توسط شرکت‌ها بالا می‌رود و بعد توزیع مجدد با قیمت جدید صورت می‌گیرد. مثلاً قطره‌های چشمی از ۴۰ هزار تومان به ۲۰۰ هزار تومان و پمادهایی که ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان بودند به ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان رسیده‌اند. وقتی بیمار برای خرید یک دورهٔ کامل آنتی‌بیوتیک به همراه شربت و مسکن مراجعه می‌کند، هزینه‌اش حدود یک و نیم میلیون تومان می‌شود. به همین خاطر، بعضی از بیماران مجبور می‌شوند دورهٔ درمانشان را ناقص بگذارند.»

او در پاسخ به این پرسش که چرا بعضی داروخانه‌ها داروهایی را که بیمه به آنها تعلق می‌گیرد، آزاد می‌فروشند، عنوان کرد: «سازمان تأمین اجتماعی هر شش ماه یک بار مطالبات داروخانه‌ها را واریز می‌کند. پولی که بیمه پس از شش ماه پرداخت می‌کند، ارزشش به یک‌سوم یا یک‌چهارم زمان حال رسیده است. به همین دلیل، برای داروخانه صرفه دارد که دارو را آزاد حساب کند و بسیاری هم علناً اعلام می‌کنند با بیمهٔ تأمین اجتماعی قرارداد ندارند؛ به‌ویژه برای داروهایی مثل انسولین که سهم بیمه‌ای بالایی دارند.»

از حذف ارز ترجیحی تا بن‌بست ناصرخسرو

آنچه از راهروهای شلوغ داروخانهٔ ۱۳ آبان تا صحن کمیسیون بهداشت مجلس شنیده می‌شود، حکایت از شکافی عمیق بین سیاست‌گذاری‌های کلان و واقعیت‌های زندگی بیماران در سال ۱۴۰۵ دارد. بحران کنونی که آمیخته‌ای از پیامدهای مستقیم جنگ، حذف ارز ترجیحی و ناترازی منابع بیمه‌ای است، نظام سلامت کشور را در برابر یکی از دشوارترین آزمون‌هایش قرار داده است؛ جایی که جهش ۱۷ برابری قیمت اقلام حیاتی مانند انسولین و نایاب شدن داروهای اعصاب و سرطان، نه تنها معیشت، بلکه حق سلامتی شهروندان را با چالشی جدی مواجه کرده است.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله

برچسب‌ها:

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x