در شهرکرد، نجواهای دلخراش یک پرونده جنایی تمام ساکنان را به لرزه درآورده است. مریم آقابابایی، بانوی سیساله، پس از آنکه سوار یک خودروی حملونقل اینترنتی شد، هرگز به خانه بازنگشت. روزها بعد، چوپانی در حوالی این شهر با پیکر سوختهای روبهرو شد که بعدها هویت آن به نام مریم ثبت گردید. متهم پرونده که پشت فرمان همان تاکسی مجازی نشسته بوده، در نخستین بازجوییها جنایت را پذیرفته، هرچند هنوز معمای واقعی انگیزهاش برملا نشده است. خانواده داغدار، خواهان کاوش سریع و بیپرده ابعاد پنهان این رخداد هستند.
طبق گزارش روزنامه اعتماد، حوالی یازدهونیم صبح روز پنجشنبه دهم اردیبهشت امسال، این دختر سیساله توسط شخصی که به عنوان راننده سرویس آنلاین کار میکرده، به قتل میرسد و هیکل سوختهاش روزهای بعد در نواحی پیرامون شهرکرد کشف میشود. خبر به پلیس میرسد و خانواده بر اساس نشانههای برجایمانده جسد را بازمیشناسند.
برخی اخبار محلی حکایت از آن دارند که راننده قصد هتک حرمت داشته و پس از مخالفت شدید مریم، دست به اقدام وحشیانه زده، اما پسرعموی مقتول در گفتوگو با «اعتماد» روایتی دیگر دارد: متهم承認 کرده طلاهای مریم هدفش بوده، هرچند قاضی پرونده به بستگان اعلام کرده که معمای این جنایت پیچیدهتر از آن است که با یک اعتراف ساده گشوده شود.
پس از این واقعه هولناک، خانواده به همراه شماری از همشهریان، جلوی دادسرای عمومی شهرکرد اجتماع کردند و شتاب در رسیدگی را خواستار شدند. پلیس چهارمحال و بختیاری در این باره اعلام کرد که مأموران اداره آگاهی با اقدامات فنی ردپای قاتل را پیدا کردهاند. متهم هماکنون بازداشت است و پژوهشهای بیشتر برای روشن شدن تمام زوایا ادامه دارد.

همدستان متهم در سوزاندن جسد نقش داشتند
قاسم آقابابایی، پسرعموی مریم، به «اعتماد» میگوید: «مریم از مادرش مراقبت میکرد. روز حادثه برای خرید دارو بیرون رفت و به چند داروخانه سر زد. بعد از تهیه دارو، یک تاکسی اینترنتی درخواست کرد. راننده سر رسید و مریم سوار شد. از همان لحظه تلفنش پاسخگو نبود تا اینکه ناگهان خاموش و قطع شد.»
خواهر و برادر مریم پیگیری را آغاز کردند و وقتی هیچ نشانی پیدا نکردند، ناپدید شدن او را به پلیس گزارش دادند. خانواده جمعه هم در اطراف شهر به جستجو پرداختند اما بینتیجه ماند. شنبه، مأموران با بررسی آخرین تراکنشهای بانکی فهمیدند مریم به کدام داروخانهها رفته. با مراجعه به آنها و دیدن فیلم دوربینها، سوار شدن مریم به خودرویی مشخص شد. همان روز، یک چوپان به پلیس خبر داد جسد سوخته دختری را در مناطق کوهستانی اطراف شهر دیده؛ او متوجه شد سگهای گله به چیزی بدگمان شدهاند و وقتی نزدیک رفت، با پیکر بیجان سوخته روبهرو شد.
بعد از این گزارش، پلیس از خانواده خواست برای تشخیص هویت بیایند. گرچه تنهٔ جسد کاملاً در آتش سوخته بود، بخشی از چهره مریم قابل بازشناسی بود. پس از پیدا شدن جسد، تعقیب متهم آغاز شد. او شناسایی و دستگیر شد و در اعتراف، انگیزه را دزدی زیورآلات مریم اعلام کرد. برخی اطلاعات پلیس به خانواده میگوید که متهم چند شریک دارد و تلاش برای یافتن آنها ادامه دارد. گفته میشود همدستان در سوزاندن جسد به او کمک کردهاند.
پسرعموی مریم همچنین گفت: «متهم اعتراف شفاف و کاملی نکرده و همچنان سرقت را دلیل میداند. حتی با اینکه جسد آتش زده شده، طلاها نیست، اما گوشی و مدارک همراه جنازه سوخته است؛ گفته میخواسته همه ردپاها را محو کند. بازپرس گفته پرونده پیچیده است و نیاز به بررسی بیشتری دارد. جسد به پزشکی قانونی فرستاده شده. پلیس اطلاعات دقیقی به ما نداده، چون وضعیت روحی خانواده اصلاً خوب نیست؛ نه فقط ما، بلکه همه اقوام و اهالی شهر شوکه شدهاند. این شهر کوچک است و چنین جنایتی برای اولینبار رخ داده. حالا تمام زنها و دختران شهر ترسیدهاند و جرات سوار شدن به تاکسی اینترنتی را ندارند. ما جلوی دادسرا تجمع کردیم تا عدالت برقرار شود و مبادا زنان دیگر قربانی حوادث مشابه شوند.»
سال قبل نیز، چهارم خرداد، دختری به نام الهه حسیننژاد در غرب تهران سوار خودروی عبوری شد اما هرگز به اسلامشهر نرسید. پیکرش ۱۵ خرداد با آثار درگیری در حوالی اسلامشهر پیدا شد. بهمن فرزانه، متهم قتل الهه، هم در تاکسی اینترنتی اسنپ کار میکرد.









