طرح عرضه بنزین با نرخ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در استان کرمان، خیلی زودتر از آنکه به یک سیاست اجرایی تبدیل شود، متوقف شد؛ اما انتشار همین خبر کوتاه کافی بود تا دوباره بحث درباره وضعیت مصرف سوخت، کسری بنزین و احتمال تغییر شیوه سهمیهبندی در ایران داغ شود.
ماجرا از آنجا شروع شد که معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان اعلام کرد قرار است بنزین با نرخ تمامشده پالایشگاهی، یعنی ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان برای هر لیتر، از بامداد پنجشنبه ۲۱ مرداد در ۲۰۴ جایگاه سوخت استان عرضه شود. این طرح با گذشت چند ساعت متوقف شد و همین توقف سریع، پرسشهای زیادی درباره منشأ تصمیم، میزان هماهنگی دستگاههای مسئول و آینده سیاستهای سوختی دولت ایجاد کرد.
در واقع، مسئله فقط یک قیمت غیرمنتظره نیست. پشت این اتفاق، مشکل قدیمی ناترازی بنزین قرار دارد؛ مشکلی که فاصله میان تولید داخلی و میزان مصرف را بیشتر کرده و دولت را به سمت بررسی روشهای تازه برای مدیریت بازار سوخت سوق داده است.
چرا ناترازی بنزین به یک مسئله جدی تبدیل شده است؟
مصرف بنزین در ایران در روزهای معمول به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر میرسد، در حالی که تولید پالایشگاههای کشور حدود ۱۱۲ میلیون لیتر در روز برآورد میشود. نزدیک به ۹ میلیون لیتر دیگر نیز از محل تولید محصولات پتروشیمی تأمین میشود. با وجود این، همچنان بخشی از نیاز کشور از ذخایر یا سایر روشهای تأمین پوشش داده میشود.
در زمان افزایش سفرهای بینشهری، شرایط پیچیدهتر میشود. مصرف روزانه در روزهای اوج سفر میتواند به حدود ۱۴۵ میلیون لیتر برسد و فشار بیشتری بر شبکه تأمین سوخت وارد کند.
این فاصله میان مصرف و تولید حاصل یک عامل واحد نیست. مصرف بالای خودروهای داخلی، فرسودگی بخشی از ناوگان حملونقل، قاچاق سوخت و پایین بودن قیمت بنزین در مقایسه با هزینه واقعی تأمین آن، از عواملی هستند که به افزایش فشار بر منابع سوخت کشور منجر شدهاند. آسیب به برخی تأسیسات نفتی و پالایشی نیز میتواند وضعیت عرضه را دشوارتر کند.
بنابراین، مسئله بنزین را نمیتوان فقط با افزایش تولید حل کرد؛ مدیریت مصرف و اصلاح شیوه توزیع نیز بخشی از معادله هستند.
دولت چه گزینههایی برای کنترل مصرف بنزین دارد؟
در شرایط فعلی چند راهکار برای مدیریت ناترازی مطرح شده، اما آنچه درباره آنها گفته شده الزاماً به معنای تصویب و اجرای قطعی نیست.
۱. هماهنگ کردن عرضه با میزان تولید داخلی
یکی از ایدهها این است که عرضه بنزین تا حد بیشتری با ظرفیت تولید داخلی هماهنگ شود. چنین روشی میتواند فشار بر ذخایر و نیاز به واردات را کاهش دهد، اما اگر بدون برنامه دقیق اجرا شود، احتمال افزایش صف در جایگاهها و محدود شدن دسترسی مصرفکنندگان به سوخت وجود دارد.
به همین دلیل، اجرای چنین سیاستی تنها با تعیین دقیق میزان عرضه و مدیریت شبکه توزیع امکانپذیر خواهد بود.
۲. حفظ سهمیه و فروش بنزین بیشتر با نرخ آزادتر
سناریوی دیگر، حفظ سهمیههای موجود و فروش بنزین مازاد با قیمتی متفاوت است. در این مدل، فرد همچنان سهمیه مشخصی را با نرخهای فعلی دریافت میکند، اما مصرف بیشتر از سهمیه با قیمت بالاتری محاسبه میشود.
قیمت بنزین مازاد در این مدل میتواند بر اساس هزینه تأمین داخلی یا هزینه واردات تعیین شود. هدف از چنین روشی، کنترل مصرف بدون حذف کامل سهمیههای یارانهای است.
۳. تغییر نحوه تخصیص یارانه بنزین
گزینه دیگر، تغییر اصل شیوه اختصاص یارانه است. در این مدل، بخشی از یارانه میتواند به حملونقل عمومی و بر اساس میزان پیمایش اختصاص پیدا کند و بخش دیگری نیز با سازوکاری عمومیتر میان مردم توزیع شود.
این ایده در واقع به دنبال تغییر محل و شیوه اختصاص یارانه است، نه صرفاً افزایش قیمت بنزین.
بنزین ۸۷ هزار تومانی کرمان دقیقاً قرار بود چگونه عرضه شود؟
ماجرای کرمان از یک طرح آزمایشی نشأت گرفت که بر اساس توضیحات مطرحشده، قرار بود سه سطح سهمیه با نرخهای مختلف داشته باشد.
در این الگو، ۶۰ لیتر بنزین با نرخ ۱۵۰۰ تومان، ۵۰ لیتر با نرخ ۳۰۰۰ تومان و ۴۰ لیتر با نرخ ۵۰۰۰ تومان در کارتهای سوخت در نظر گرفته میشد.
برای مصرف بالاتر از ۱۵۰ لیتر نیز قرار بود بنزین با نرخی نزدیک به قیمت فوب خلیج فارس و بر مبنای هزینه تولید پالایشگاهی عرضه شود. در همین بخش بود که عدد ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان برای هر لیتر مطرح شد.
همین رقم به سرعت توجه افکار عمومی و رسانهها را جلب کرد؛ چرا که فاصله آن با نرخهای معمول بنزین بسیار زیاد بود و این تصور را ایجاد کرد که قرار است یک تغییر بزرگ در قیمت سوخت آغاز شود.
اما اجرای این طرح دوام زیادی نداشت و خیلی زود متوقف شد.
چرا طرح کرمان متوقف شد؟
واکنش برخی نمایندگان مجلس نشان داد که موضوع از منظر آنها نیز یک تصمیم روشن و از قبل اعلامشده نبوده است. رمضانعلی سنگدوینی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، اعلام کرده بود نمایندگان از مطرح شدن چنین موضوعی غافلگیر شدهاند.
در توضیحات منتشرشده، این طرح به عنوان برنامهای آزمایشی در استان کرمان و بر اساس درخواست استانداری مطرح شده بود؛ با این حال، اجرای آن متوقف شد.
به همین دلیل، نمیتوان صرفاً از این اتفاق نتیجه گرفت که بنزین ۸۷ هزار تومانی قرار است در سراسر کشور اجرایی شود. آنچه فعلاً روشن است، این است که طرح کرمان بهصورت محدود مطرح شد و پیش از تبدیل شدن به یک سیاست سراسری متوقف گردید.
چرا اعلام چنین قیمتی حساسیت زیادی ایجاد کرد؟
بنزین در ایران فقط یک کالای مصرفی نیست و هر تغییر در قیمت یا شیوه توزیع آن میتواند پیامدهای گسترده اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
افزایش هزینه سوخت میتواند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم هزینه حملونقل و قیمت برخی کالاها و خدمات را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، تجربه افزایش ناگهانی قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ باعث شده هر خبر تازه درباره تغییر قیمت سوخت با حساسیت بسیار بیشتری دنبال شود.
به همین دلیل، حتی مطرح شدن یک قیمت جدید در یک استان میتواند خیلی سریع به یک مسئله ملی تبدیل شود؛ بهخصوص زمانی که جزئیات تصمیم برای افکار عمومی از قبل توضیح داده نشده باشد.
دولت درباره افزایش قیمت بنزین چه گفته است؟
در ماههای گذشته، مقامهای دولتی بارها بر ضرورت اطلاعرسانی درباره تصمیمهای اقتصادی تأکید کردهاند. اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور، نیز پیشتر بر این موضوع تأکید کرده بود که مردم نباید بدون اطلاع قبلی با تغییر قیمت بنزین مواجه شوند.
از سوی دیگر، محمدسعید احدیان، مشاور رئیس مجلس، درباره اختیار دولت در زمینه قیمتگذاری سوخت توضیح داده بود که دولت از نظر قانونی امکان تصمیمگیری در این حوزه را دارد، اما در سطح سران قوا بر افزایش ندادن قیمت بنزین تأکید شده است.
در چنین شرایطی، خبر اجرای یک طرح با نرخ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان طبیعی بود که با پرسش و واکنش نمایندگان روبهرو شود.
آیا بنزین ۸۷ هزار تومانی نشانه افزایش قیمت سراسری است؟
فعلاً نمیتوان چنین نتیجهای گرفت.
آنچه در کرمان اتفاق افتاد بیشتر از آنکه به معنای آغاز قطعی یک قیمت جدید در سراسر کشور باشد، نشاندهنده این است که مسئله ناترازی بنزین وارد مرحلهای شده که دولت و نهادهای تصمیمگیر به دنبال مدلهای متفاوت برای کنترل مصرف و تأمین هزینههای سوخت هستند.
عدد ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان نیز در چارچوب همان طرح آزمایشی مطرح شد و با توقف اجرای آن، نمیتوان آن را قیمت جدید رسمی بنزین در کشور دانست.
با این حال، اصل ماجرا اهمیت بیشتری از خود این رقم دارد؛ زیرا نشان میدهد بحث اصلاح شیوه عرضه بنزین دیگر صرفاً یک موضوع نظری نیست و مدلهای مختلف برای مدیریت مصرف در حال بررسی هستند.
مسئله اصلی؛ اصلاح سوخت بدون از دست رفتن اعتماد عمومی
ناترازی بنزین یکی از مسائل جدی اقتصاد انرژی ایران است، اما حل آن تنها با تغییر قیمت امکانپذیر نیست. کاهش مصرف خودروها، بهبود بهرهوری ناوگان، مقابله با قاچاق، توسعه حملونقل عمومی و افزایش ظرفیت تولید همگی میتوانند بخشی از راهحل باشند.
از طرف دیگر، هرگونه اصلاح در نظام سوخت نیازمند اطلاعرسانی دقیق و هماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر است. ماجرای کرمان نشان داد که حتی مطرح شدن یک نرخ جدید بدون توضیح کافی میتواند خیلی سریع فضای عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، مهمترین پرسش درباره بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی شاید این نباشد که «آیا این قیمت در کشور اجرا میشود یا نه؟»؛ بلکه این است که دولت برای حل ناترازی سوخت در نهایت چه مدلی را انتخاب خواهد کرد و چگونه میتواند این اصلاحات را بدون ایجاد شوک اقتصادی و کاهش اعتماد عمومی اجرا کند.
در حال حاضر، طرح کرمان متوقف شده است؛ اما مسئلهای که آن را به وجود آورد همچنان پابرجاست: مصرف بنزین از توان تولید داخلی فاصله گرفته و تصمیمگیری درباره آینده نظام یارانه و توزیع سوخت به یکی از چالشهای مهم سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است.







