شنیدن نام «طاعون» هنوز هم تصاویری از شهرهای خالی، مرگ دستهجمعی و اجساد بیشمار را در ذهن تداعی میکند. این بیماری همان چیزی است که در جریان یکی از بزرگترین فجایع تاریخ بشر، یعنی «مرگ سیاه»، جان میلیونها نفر را در اروپا گرفت.
با این حال، طاعون فقط یک بیماری متعلق به کتابهای تاریخی نیست. باکتری عامل آن همچنان در طبیعت وجود دارد و هر سال نیز مواردی از ابتلای انسان در نقاط مختلف جهان گزارش میشود. تفاوت بزرگ دنیای امروز با قرون وسطی این است که عامل بیماری شناسایی شده، مسیرهای اصلی انتقال آن را میشناسیم و داروهای آنتیبیوتیکی مؤثری برای درمان آن در اختیار داریم.
با وجود این پیشرفتها، طاعون هرگز بهطور کامل ریشهکن نشده است. دلیل اصلی این موضوع را باید در بقای باکتری در جمعیت جانوران وحشی و همچنین سرعت پیشرفت برخی انواع بیماری جستوجو کرد.
باکتری طاعون چیست و چرخه آن در طبیعت چگونه است؟
طاعون یک بیماری عفونی مشترک میان انسان و حیوان است که عامل ایجاد آن باکتری Yersinia pestis نام دارد. این باکتری بهصورت طبیعی در برخی پستانداران کوچک، بهخصوص جوندگان وحشی، و ککهایی که از بدن این حیوانات تغذیه میکنند، وجود دارد.
انسان در حالت عادی بخشی از چرخه طبیعی بیماری نیست و بیشتر زمانی آلوده میشود که بهصورت اتفاقی وارد این چرخه شود.
عامل طاعون در سال ۱۸۹۴، همزمان با شیوع بیماری در هنگکنگ، توسط الکساندر یرسن، پزشک و پژوهشگر سوئیسی-فرانسوی، شناسایی شد. نام Yersinia pestis نیز بعدها از نام همین دانشمند گرفته شد.
این کشف نقطه عطف مهمی در تاریخ پزشکی بود. پیش از آن، بشر قرنها با موجهای مرگبار طاعون مواجه میشد، بدون اینکه بداند دقیقاً چه عاملی باعث این بیماری میشود.
امروزه مشخص شده است که طاعون تنها یک شکل بالینی ندارد و بر اساس محل درگیری باکتری در بدن، میتواند به انواع مختلفی تقسیم شود.
سه شکل اصلی طاعون چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
رایجترین نوع بیماری، طاعون خیارکی یا Bubonic Plague است. در این حالت، باکتری معمولاً از طریق گزش یک کک آلوده وارد بدن میشود و سپس از مسیر سیستم لنفاوی خود را به نزدیکترین غده لنفاوی میرساند.
غده لنفاوی در محل عفونت بهشدت متورم و دردناک میشود و تودهای به نام «بوبو» شکل میگیرد. تب ناگهانی، لرز، سردرد، ضعف و درد عضلانی نیز از علائم رایج این نوع طاعون هستند.
نوع دیگر، طاعون سپتیسمیک یا خونی است. در این شکل، باکتری وارد جریان خون میشود و میتواند عوارض بسیار شدیدی ایجاد کند. خونریزی داخلی، آسیب بافتی، از کار افتادن اندامها و شوک از جمله پیامدهای احتمالی آن هستند.
سیاه شدن برخی قسمتهای بدن که در روایتهای تاریخی مربوط به طاعون به آن اشاره شده، میتواند در نتیجه مرگ بافتهای بدن در همین مرحله رخ دهد.
سومین نوع، طاعون ریوی است که ریهها را درگیر میکند. این نوع از بیماری هم به دلیل سرعت بالای پیشرفت و هم به علت امکان انتقال مستقیم میان انسانها، خطرناکترین شکل طاعون به شمار میرود.
چرا نوع ریوی طاعون میتواند در مدت کوتاهی خطرناک شود؟
طاعون ریوی دو ویژگی مهم دارد که آن را از انواع دیگر متمایز میکند: سرعت پیشرفت بسیار زیاد و امکان سرایت از فرد به فرد.
در طاعون خیارکی، انتقال معمولاً از طریق کک آلوده صورت میگیرد و انتقال مستقیم میان انسانها بسیار نادر است. اما فرد مبتلا به طاعون ریوی میتواند هنگام سرفه، با انتشار ذرات تنفسی، باکتری را به فردی که تماس نزدیکی با او دارد منتقل کند.
دوره نهفتگی طاعون ریوی نیز ممکن است بسیار کوتاه باشد و در برخی موارد علائم تنها حدود ۲۴ ساعت پس از آلودگی ظاهر شوند.
تب، ضعف شدید، تنگی نفس، درد قفسه سینه و سرفه از علائم احتمالی این نوع بیماری هستند. گاهی اوقات خلط خونی نیز دیده میشود.
زمان در این نوع طاعون اهمیت بسیار زیادی دارد. سازمان جهانی بهداشت هشدار میدهد که طاعون ریوی درماننشده ممکن است تنها ۱۸ تا ۲۴ ساعت پس از آغاز علائم به مرگ منجر شود.
به همین دلیل، اگر پزشک به طاعون ریوی مشکوک باشد، معمولاً درمان را تا دریافت نتیجه نهایی آزمایش به تأخیر نمیاندازد و آنتیبیوتیک را در سریعترین زمان ممکن آغاز میکند.
البته طاعون ریوی مانند برخی بیماریهای تنفسی بهسادگی از فاصله دور منتقل نمیشود. انتقال آن معمولاً به تماس نزدیک با فرد بیمار، بهخصوص در مراحل پیشرفته بیماری، نیاز دارد. آغاز سریع درمان مؤثر نیز میتواند میزان انتقال باکتری را در مدت کوتاهی کاهش دهد.
کک چگونه طاعون را از جوندگان به انسان منتقل میکند؟
تصور رایج این است که موش مستقیماً باعث ابتلای انسان به طاعون میشود، اما واقعیت پیچیدهتر است. در چرخه انتقال بیماری، کک نقش واسطه اصلی را بر عهده دارد.
باکتری Yersinia pestis در میان جمعیت جوندگان گردش میکند. هنگامی که یک کک از خون جونده آلوده تغذیه میکند، باکتری را دریافت میکند. همان کک بعداً میتواند با گزش انسان یا حیوان دیگری، باکتری را به میزبان جدید انتقال دهد.
در این چرخه نیز فقط موشهای شهری اهمیت ندارند. جوندگان وحشی مانند سنجابها، موشهای صحرایی و سگهای دشتی نیز در مناطق مختلف جهان میتوانند میزبان باکتری باشند.
حیوانات خانگی هم کاملاً مصون نیستند. گربهها بهویژه ممکن است پس از تماس با حیوان آلوده یا ککهای آلوده بیمار شوند و در برخی شرایط عفونت را به انسان منتقل کنند.
راه دیگری برای ابتلای انسان، تماس بدون محافظت با بافت یا مایعات بدن حیوان آلوده است.
چرا از بین بردن موشها در مناطق آلوده میتواند نتیجه معکوس داشته باشد؟
شاید در نگاه اول منطقی به نظر برسد که برای مقابله با طاعون باید موشها را از بین برد. اما انجام این کار بدون کنترل ککها میتواند حتی خطر انتقال بیماری به انسان را افزایش دهد.
در یک منطقه آلوده، اگر تعداد زیادی از جوندگان از بین بروند اما ککهای موجود روی بدن آنها زنده بمانند، این ککها برای پیدا کردن منبع جدید خون به دنبال میزبان دیگری خواهند رفت. این میزبان جدید میتواند یک حیوان خانگی یا حتی انسان باشد.
مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای ایالات متحده آمریکا، CDC، نیز توضیح میدهد که مرگ گسترده جوندگان میتواند باعث جدا شدن ککهای آلوده از بدن آنها و حرکت این حشرات به سمت حیوانات و انسانهای دیگر شود.
به همین دلیل، در برنامههای کنترل طاعون باید ابتدا ککها مهار شوند و سپس کنترل جمعیت جوندگان انجام شود.
سازمان جهانی بهداشت نیز بر همین اصل تأکید دارد. از بین بردن گسترده جوندگان بدون مقابله با ناقل بیماری میتواند برای مدتی تعداد ککهایی را که به دنبال میزبان تازه هستند افزایش دهد.
بنابراین برای کنترل طاعون باید کل چرخه بیماری، یعنی باکتری، حیوان میزبان و کک ناقل، همزمان در نظر گرفته شود.
چرا طاعون امروزه قابل درمان است؟
مهمترین تفاوت طاعون امروزی با بیماریای که در قرون وسطی میلیونها نفر را کشت، وجود آنتیبیوتیکهاست.
طاعون یک عفونت باکتریایی است و به همین دلیل برخی داروهای آنتیبیوتیکی میتوانند باکتری عامل آن را از بین ببرند. CDC داروهایی از گروه آمینوگلیکوزیدها و فلوروکینولونها را در میان گزینههای خط اول درمان قرار میدهد و بسته به شرایط بیمار ممکن است داروهای دیگری نیز مورد استفاده قرار گیرند.
طول دوره درمان معمولاً حدود ۱۰ تا ۱۴ روز است، هرچند انتخاب دارو و مدت دقیق درمان باید بر اساس شرایط بیمار توسط پزشک تعیین شود.
بنابراین برخلاف تصور قدیمی که طاعون را بیماریای بدون درمان میداند، درمان مؤثر آن مدتهاست در دسترس است. چالش اصلی، تشخیص و آغاز درمان در زمان مناسب است.
پیش از ظهور آنتیبیوتیکها، وضعیت بیماران بسیار متفاوت بود. بررسی پروندههای تاریخی در آمریکا نشان میدهد پیش از ورود درمانهای آنتیبیوتیکی، حدود ۶۶ درصد بیماران ثبتشده بر اثر طاعون جان خود را از دست میدادند. پس از در دسترس قرار گرفتن درمانهای مؤثر، این میزان به شکل چشمگیری کاهش پیدا کرد.
در مورد طاعون ریوی نیز مطالعات نشان دادهاند که درمان مناسب میتواند شانس زنده ماندن بیمار را به میزان قابل توجهی افزایش دهد و فاصله بسیار زیادی با وضعیت طاعون ریوی درماننشده ایجاد کند.
آیا طاعون هنوز هم میتواند باعث مرگ شود؟
پاسخ این سؤال به این بستگی دارد که بیماری چه زمانی تشخیص داده شود و آیا درمان مناسب دریافت شود یا نه.
سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که میزان مرگومیر طاعون خیارکی در صورت درمان نشدن حدود ۳۰ تا ۶۰ درصد است. طاعون سپتیسمیک و ریوی نیز بدون درمان میتوانند تقریباً همیشه کشنده باشند.
اما این آمار مربوط به بیماری درماننشده است. اگر بیماری بهموقع تشخیص داده شود و آنتیبیوتیک مناسب سریعاً تجویز شود، احتمال بهبودی بسیار بیشتر خواهد بود.
در دنیای امروز، بنابراین مشکل اصلی در کشورهایی که سیستم درمانی مناسب دارند لزوماً کمبود دارو نیست. تشخیص دیرهنگام میتواند خطر اصلی باشد.
طاعون در مراحل اولیه ممکن است با علائمی مانند تب، ضعف، سردرد یا برخی نشانههای تنفسی آغاز شود؛ علائمی که در بسیاری از عفونتهای دیگر نیز دیده میشوند. از آنجا که طاعون بیماری نسبتاً نادری است، ممکن است در ابتدا در فهرست تشخیصهای پزشک قرار نگیرد.
چرا با وجود درمان، طاعون هنوز ریشهکن نشده است؟
درمان یک بیماری با ریشهکن کردن آن تفاوت دارد.
برای از بین بردن کامل یک بیماری، صرفاً درمان انسانهای مبتلا کافی نیست. باید عامل بیماری از تمام مخازن طبیعی خود نیز حذف شود. در مورد طاعون، چنین کاری بسیار دشوار است.
Yersinia pestis فقط در بدن انسان زندگی نمیکند. این باکتری در جمعیت جوندگان وحشی و ککهای آنها در اکوسیستمهای مختلف جهان حضور دارد.
حتی اگر همه بیماران انسانی در یک منطقه درمان شوند، باکتری میتواند همچنان در چرخه حیوانی باقی بماند و سالها بعد دوباره از طریق کک یا حیوان آلوده به انسان منتقل شود.
ماداگاسکار نمونهای از مناطقی است که این چرخه طبیعی بیماری در آن بهخوبی دیده شده است. تحقیقات علمی نشان دادهاند جوندگانی که هم در محیطهای انسانی و هم در طبیعت زندگی میکنند، حذف کامل عامل بیماری از چرخه طبیعی را بسیار دشوار میکنند.
از طرف دیگر، نابودی تمام جوندگان یک منطقه نه عملی است و نه از نظر زیستمحیطی منطقی. بسیاری از این حیوانات بخشی از زنجیره طبیعی اکوسیستم هستند و حذف گسترده آنها میتواند پیامدهای پیشبینینشدهای داشته باشد.
به همین دلیل، هدف نظامهای بهداشتی امروز نابودی جهانی باکتری نیست؛ بلکه پایش کانونهای طبیعی، کنترل ککها و جوندگان در مناطق پرخطر، تشخیص سریع بیماران و جلوگیری از انتقال بیماری است.
چرا برای طاعون واکسیناسیون عمومی انجام نمیشود؟
با توجه به خطرناک بودن طاعون، شاید این سؤال مطرح شود که چرا واکسن آن مانند واکسن برخی بیماریهای عفونی به شکل عمومی در سراسر جهان تزریق نمیشود.
یکی از مهمترین دلایل، نادر بودن طاعون در دنیای امروز است. برای بیشتر مردم، احتمال ابتلا بسیار پایین است و به همین دلیل واکسیناسیون عمومی از نظر بهداشت عمومی توجیه کافی ندارد.
سازمان جهانی بهداشت نیز واکسیناسیون عمومی طاعون را توصیه نمیکند. استفاده از واکسن بیشتر برای برخی افراد با خطر تماس بالاتر، از جمله گروههای خاص آزمایشگاهی یا کارکنان درمانی در شرایط مشخص، مطرح میشود.
در مقابل، ابزارهایی مانند کنترل ککها، جلوگیری از تماس با حیوانات آلوده، تشخیص سریع بیماران و درمان آنتیبیوتیکی در اختیار سیستمهای بهداشتی قرار دارند.
به همین دلیل طاعون مانند بیماریهایی همچون سرخک، بخشی از برنامه واکسیناسیون عمومی مردم در سراسر جهان نیست.
مرگ سیاه چه تعداد قربانی گرفت؟
تعیین یک رقم قطعی برای قربانیان «مرگ سیاه» امکانپذیر نیست؛ زیرا در قرن چهاردهم میلادی آمار جمعیتی و ثبت مرگومیر به شکل امروزی وجود نداشت.
با این حال، روشن است که ابعاد این فاجعه بسیار گسترده بوده است.
بر اساس پژوهشی که در Nature منتشر شده، موج مرگ سیاه در فاصله سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی توانست طی چند سال حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد جمعیت اروپا را از بین ببرد.
برخی برآوردهای دیگر دامنه تلفات را حتی بالاتر میدانند و از مرگ حدود ۳۰ تا ۶۰ درصد جمعیت اروپا سخن میگویند. سازمان جهانی بهداشت نیز در مرور تاریخی خود تعداد قربانیان مرگ سیاه در اروپا را بیش از ۵۰ میلیون نفر عنوان کرده است.
البته شدت همهگیری در تمام مناطق اروپا یکسان نبود. تحقیقات جدید نشان میدهند برخی مناطق با مرگومیر بسیار سنگینی روبهرو شدند، در حالی که اثر جمعیتی بیماری در بعضی نقاط کمتر بود.
مرگ سیاه نیز به یک دوره چندساله محدود نشد. این همهگیری در واقع آغاز دورهای طولانی از بازگشتهای مکرر طاعون بود و در قرنهای بعد نیز شهرهای مختلف اروپا بارها با موجهای تازه بیماری مواجه شدند.
چه چیزی طاعون قرون وسطی را تا این اندازه مرگبار کرد؟
طاعون در قرون وسطی نتیجه ترکیبی از چند عامل بود.
مردم در آن زمان نه عامل بیماری را میشناختند و نه مسیر دقیق انتقال آن را میدانستند. از سوی دیگر هیچ آنتیبیوتیکی وجود نداشت و وضعیت بهداشت شهری، دفع زباله و کنترل جوندگان با استانداردهای امروزی فاصله بسیار زیادی داشت.
تجارت و رفتوآمد بین شهرها نیز امکان انتقال جوندگان، ککها و افراد بیمار به مناطق جدید را فراهم میکرد.
پزشکان قرون وسطی حتی نمیدانستند با یک باکتری سروکار دارند. نظریه میکروبی بیماریها قرنها بعد شکل گرفت و عامل طاعون نیز تنها در اواخر قرن نوزدهم شناسایی شد.
در چنین شرایطی، بیماریای که امروزه در صورت تشخیص سریع قابل درمان است، میتوانست در میان جمعیتی که هیچ شناختی از عامل و راههای انتقال آن نداشتند، با سرعت زیادی گسترش پیدا کند.
آیا احتمال بازگشت یک همهگیری جهانی طاعون وجود دارد؟
گزارش موارد مشکوک یا شیوعهای محدود طاعون، از جمله مواردی که اخیراً نگرانیهایی درباره طاعون در روسیه ایجاد کرده، میتواند این سؤال را مطرح کند که آیا این بیماری قادر است بار دیگر در مقیاس جهانی گسترش پیدا کند.
سابقه تاریخی طاعون و نقش آن در مرگ سیاه باعث میشود چنین نگرانیای قابل درک باشد. با این حال، شرایط امروز با قرون وسطی تفاوت اساسی دارد.
عامل بیماری شناخته شده است، آزمایشهای تشخیصی در دسترس هستند، آنتیبیوتیکهای مؤثر وجود دارند و نظامهای بهداشت عمومی میتوانند بیماران، افراد در تماس نزدیک با آنها و کانونهای حیوانی بیماری را شناسایی کنند.
البته این به معنای حذف کامل خطر نیست. Yersinia pestis همچنان در طبیعت وجود دارد و شیوعهای محدود، بهخصوص در مناطقی که کانون طبیعی بیماری دارند، همچنان امکانپذیر هستند.
طاعون ریوی نیز در شرایط مناسب میتواند زنجیره انتقال انسانی ایجاد کند. با این حال، این بیماری معمولاً برای انتقال نیازمند تماس نزدیکتری نسبت به بیماریهای تنفسی بسیار مسری مانند کووید-۱۹ است.
جداسازی بیمار، استفاده از ماسک و تجهیزات حفاظتی مناسب، شناسایی افراد در تماس با بیمار و شروع سریع آنتیبیوتیک میتواند به قطع زنجیره انتقال کمک کند.
بنابراین شیوعهای محلی طاعون همچنان ممکن هستند، اما تبدیل شدن آن به یک همهگیری جهانی در ابعادی مشابه مرگ سیاه، با امکانات پزشکی و بهداشتی امروز بسیار دشوارتر از قرون وسطی است.
طاعون در عصر حاضر بیشتر در چه مناطقی دیده میشود؟
عامل طاعون هنوز در طبیعت حضور دارد و کانونهای حیوانی بیماری در مناطق مختلف جهان باقی ماندهاند.
سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که کانونهای طبیعی طاعون در تمام قارهها به جز اقیانوسیه وجود دارند. با این حال، در دهههای اخیر بخش قابل توجهی از موارد انسانی در آفریقا گزارش شده است.
جمهوری دموکراتیک کنگو و ماداگاسکار از مهمترین مناطق بومی طاعون محسوب میشوند. در بخشهایی از آسیا و قاره آمریکا نیز موارد پراکنده بیماری دیده شده است.
حتی در غرب ایالات متحده، Yersinia pestis در جمعیت برخی جوندگان وحشی گردش میکند و هر چند وقت یکبار موارد انسانی نیز گزارش میشود.
البته حضور باکتری در طبیعت به این معنا نیست که مردم این مناطق دائماً در معرض خطر هستند. موارد انسانی معمولاً نادر و پراکندهاند و در بسیاری از موارد به تماس مشخص با کک یا حیوان آلوده ارتباط دارند.
چه علائمی میتوانند زنگ خطر طاعون باشند؟
طاعون میتواند با علائم عمومی مانند تب ناگهانی، لرز، ضعف، سردرد، بدندرد، تهوع و استفراغ شروع شود.
در نوع خیارکی، تورم شدید و دردناک غدد لنفاوی یکی از مهمترین نشانههاست. در نوع ریوی نیز سرفه، درد قفسه سینه، تنگی نفس و گاهی خلط خونی ممکن است در مدت کوتاهی ظاهر شوند.
با این حال، هیچیک از این علائم بهتنهایی به معنای ابتلا به طاعون نیستند. بیماریهای عفونی بسیار دیگری نیز میتوانند علائم مشابه ایجاد کنند.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، سابقه تماس و شرایط فرد است. برای مثال، اگر فرد در منطقهای حضور داشته باشد که طاعون در حیوانات آن گزارش شده، احتمال گزش کک وجود داشته باشد، با جوندگان یا حیوانات بیمار و مرده تماس پیدا کرده باشد یا با فرد مبتلا به طاعون ریوی تماس نزدیک داشته باشد، احتمال بیماری باید جدیتر بررسی شود.
در چنین شرایطی، تشخیص سریع اهمیت حیاتی دارد. اگر پزشک احتمال طاعون را بالا بداند، درمان نباید صرفاً به دلیل منتظر ماندن برای نتیجه نهایی آزمایش به تعویق بیفتد.
طاعون هنوز زنده است، اما دیگر بیماری قرون وسطی نیست
شاید مهمترین نکته درباره طاعون این باشد که همان باکتریای که در گذشته باعث مرگ میلیونها انسان شد، هنوز در طبیعت وجود دارد.
تفاوت اصلی اینجاست که دانش پزشکی امروز اطلاعات بسیار بیشتری درباره Yersinia pestis دارد. ما چرخه انتقال آن میان جوندگان و ککها را میشناسیم، راههای ورود آن به بدن انسان را میدانیم و میتوانیم انواع مختلف بیماری را تشخیص دهیم.
آنتیبیوتیکها نیز در صورت تشخیص بهموقع میتوانند درمان مؤثری ارائه کنند. شناسایی سریع بیماران، بررسی افراد در تماس، کنترل ککها و مدیریت کانونهای حیوانی نیز از ابزارهایی هستند که میتوانند جلوی گسترش بیماری را بگیرند.
با وجود این، از بین بردن کامل Yersinia pestis از طبیعت بسیار دشوار است؛ زیرا این باکتری همچنان در برخی جوندگان وحشی و ککهای آنها زندگی میکند.
به همین دلیل، طاعون را نمیتوان صرفاً بخشی از تاریخ دانست. این بیماری هنوز در نقاط مختلف جهان دیده میشود، اما تفاوت بزرگ عصر حاضر با دوران مرگ سیاه این است که بشر امروز ابزارهای بسیار مؤثرتری برای تشخیص، درمان و کنترل آن در اختیار دارد.











