فهرست بستن
fidarpolymer.com

بابک تختی کیست؟ تنها پسر جهان‌پهلوان ایران که راه نویسندگی را انتخاب کرد

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
بابک تختی

بابک تختی، تنها فرزند غلامرضا تختی و شهلا توکلی، برخلاف پدر نامدارش وارد دنیای ورزش نشد و مسیر متفاوتی را در نویسندگی و نشر دنبال کرد. او در سال‌های گذشته بارها درباره زندگی پدر، ابهام‌های مربوط به مرگ او و روایت‌هایی که درباره رابطه غلامرضا تختی با همسرش مطرح شده‌اند، سخن گفته است.

حضور بابک تختی در سالن برگزاری مسابقات کشتی آزاد زیر ۲۳ سال قهرمانی جهان در لاس‌وگاس آمریکا و دیدار و گفت‌وگوی او با اعضای تیم ملی ایران، بار دیگر توجه‌ها را به تنها فرزند جهان‌پهلوان تختی جلب کرد. بابک در کنار فعالیت‌های فرهنگی خود، همواره کوشیده است از میراث پدرش دفاع کند و روایت‌های متفاوتی درباره زندگی و شخصیت او ارائه دهد.

بابک تختی کیست؟

بابک تختی در سال ۱۳۴۵ در تهران به دنیا آمد. او تنها فرزند غلامرضا تختی، قهرمان پرافتخار کشتی ایران، و شهلا توکلی است. پس از درگذشت پدرش در سال ۱۳۴۶، بابک به همراه مادرش راهی ایالات متحده آمریکا شد و دوران رشد خود را در این کشور گذراند.

او در رشته علوم سیاسی تحصیل کرد و بعدها فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینه نویسندگی و نشر ادامه داد. هرچند نام خانوادگی تختی همواره با کشتی و افتخارات ورزشی گره خورده است، بابک ترجیح داد مسیر مستقلی را در عرصه فرهنگ و ادبیات دنبال کند.

خانواده بابک تختی

بابک تنها فرزند غلامرضا تختی و شهلا توکلی است. ازدواج پدر و مادر او در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۵ انجام شد؛ زندگی مشترکی که با وجود کوتاه بودن، بعدها به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در روایت‌های مربوط به زندگی جهان‌پهلوان تبدیل شد.

پس از مرگ غلامرضا تختی، شهلا توکلی مسئولیت بزرگ کردن فرزندش را بر عهده گرفت. بابک در سال‌های بعد، در گفت‌وگوهای مختلف از مادر خود دفاع کرده و نسبت به روایت‌هایی که اختلاف‌های خانوادگی را علت اصلی مرگ پدرش معرفی می‌کنند، واکنش نشان داده است.

بابک تختی

تحصیلات و فعالیت‌های حرفه‌ای بابک تختی

بابک تختی پس از تحصیل در رشته علوم سیاسی، وارد دنیای نویسندگی و نشر شد. او مدیریت نشر قصه را بر عهده دارد و داستان‌های کوتاهش در مجموعه‌های مختلف منتشر شده‌اند.

یکی از آثار شناخته‌شده او کتاب «در جست‌وجوی پدر» است. این کتاب به زندگی، شخصیت و میراث غلامرضا تختی می‌پردازد؛ ورزشکاری که جایگاهی فراتر از افتخارات ورزشی داشت و به یکی از چهره‌های محبوب و ماندگار تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.

بابک در این مسیر تلاش کرده است تصویری از پدرش ارائه دهد که تنها به مدال‌ها و شهرت ورزشی او محدود نباشد، بلکه باورها، دغدغه‌های اجتماعی و پیچیدگی‌های زندگی شخصی او را نیز در بر بگیرد.

بابک تختی

همسر بابک تختی کیست؟

بابک تختی با منیرو روانی‌پور، نویسنده ایرانی‌ـ‌آمریکایی، ازدواج کرده است. حاصل این ازدواج پسری به نام غلامرضا است که نامش را به یاد پدربزرگ مشهور خود انتخاب کرده‌اند.

منیرو روانی‌پور در ۲ مرداد ۱۳۳۱ متولد شده و از نویسندگان شناخته‌شده ایرانی است. او در آثارش توجه ویژه‌ای به اسطوره‌ها، آیین‌ها و باورهای مردم جنوب ایران دارد. نخستین رمان او با عنوان «اهل غرق» در سال ۱۳۶۹ منتشر شد. «کنیزو»، «دل فولاد» و «کولی کنار آتش» از دیگر آثار مطرح این نویسنده هستند.

منیرو روانی‌پور که در ایران و آمریکا فعالیت ادبی داشته، در زمان انتشار گزارش اصلی ۷۴ ساله معرفی شده بود. همچنین در اطلاعات منتشرشده درباره این زوج آمده است که او ۱۵ سال از بابک تختی بزرگ‌تر است.

فعالیت‌های اجتماعی بابک تختی

بخشی از توجه عمومی به بابک تختی به دلیل موضع‌گیری‌های اجتماعی و تلاش او برای حفظ میراث پدرش است. او در گفت‌وگوهای مختلف درباره شخصیت غلامرضا تختی، باورهای سیاسی او و روایت‌های مطرح‌شده درباره زندگی خصوصی‌اش صحبت کرده است.

بابک معتقد است برخی برداشت‌های رایج از زندگی پدرش با واقعیت‌های تاریخی و شخصیت او سازگار نیستند. به همین دلیل، در برابر روایت‌هایی که از نظر او تصویری نادرست از جهان‌پهلوان ارائه می‌دهند، واکنش نشان داده است.

بابک تختی

پسر بابک تختی

بابک تختی و منیرو روانی‌پور پسری به نام غلامرضا دارند. انتخاب این نام، ادای احترامی به غلامرضا تختی و یادآوری نام پدربزرگی است که همچنان در حافظه جمعی ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارد.

بابک تختی درباره مرگ پدرش چه گفته است؟

مرگ غلامرضا تختی از جمله موضوعاتی است که از سال ۱۳۴۶ تاکنون با روایت‌ها و گمانه‌زنی‌های مختلفی همراه بوده است. اگرچه گزارش رسمی از خودکشی او حکایت دارد، برخی افراد در طول سال‌ها احتمال قتل یا دخالت عوامل سیاسی را مطرح کرده‌اند.

بابک تختی در گفت‌وگوهای خود بارها درباره این موضوع صحبت کرده است. او در یکی از مصاحبه‌هایش تلاش کرد دیدگاه خود را درباره مرگ پدرش توضیح دهد و به شایعاتی پاسخ دهد که سال‌ها پیرامون این اتفاق شکل گرفته بودند.

بابک تختی: پدرم خودکشی کرد و به قتل نرسید

یکی از مهم‌ترین بخش‌های اظهارات بابک تختی به رد روایت قتل پدرش به دست ساواک مربوط می‌شود. بخشی از این شایعات به محل مرگ تختی، یعنی هتل آتلانتیک، بازمی‌گشت؛ هتلی که گفته می‌شد پیش از انقلاب محل رفت‌وآمد مأموران ساواک بوده است.

بابک توضیح داده که برای روشن شدن واقعیت‌های مربوط به مرگ پدرش، به وزارت اطلاعات مراجعه کرده بود. در آنجا از او پرسیده بودند که آیا به هتل آتلانتیک رفته و با مسئول آن صحبت کرده است یا نه.

او سپس با ساعدی، رئیس هتل آتلانتیک، تماس گرفت. به گفته بابک، ساعدی در پاسخ به او گفته بود: «بابک جان، این بیست و چند سال کجا بودی؟ چرا نیامدی قاتل پدرت را ببینی؟» این جمله به اتهام‌هایی اشاره داشت که در طول سال‌ها علیه مدیر هتل مطرح شده بود.

بابک می‌گوید با وجود ترسی که از ملاقات با فردی داشت که برخی او را مرتبط با ساواک می‌دانستند، سرانجام با ساعدی دیدار کرد و درباره مرگ پدرش به گفت‌وگو پرداخت. پس از این ملاقات، در مصاحبه‌ای اعلام کرد که تختی خودکشی کرده است و کسانی که ساعدی را قاتل او می‌دانستند، باید از مدیر هتل عذرخواهی کنند.

او همچنین گفته است که این موضع‌گیری برای برخی خوشایند نبوده و پس از انتشار مصاحبه‌اش، از سوی نشریه یالثارات با هشدارهایی روبه‌رو شده است.

بابک تختی

چرا بابک تختی با روایت‌های عامه‌پسند درباره پدرش مخالف است؟

بابک تختی در بخش دیگری از سخنانش از نحوه پرداختن رسانه‌ها به زندگی خصوصی پدرش انتقاد کرده است. او به اظهارات جمشید مشایخی اشاره می‌کند که اختلاف با همسر را یکی از دلایل خودکشی غلامرضا تختی دانسته بود.

بابک همچنین از صداوسیما انتقاد کرده و معتقد است پرداختن به موضوع مرگ پدرش پس از گذشت دهه‌ها، به‌جای بررسی دقیق تاریخی، گاهی به روایت‌هایی جنجالی و سطحی تبدیل شده است.

او با اشاره به مطالبی که در سال ۱۳۴۶ درباره خودکشی تختی منتشر شده بود، گفته است که پرداختن دوباره به این موضوع پس از حدود ۵۰ سال، به شکلی که روابط خصوصی افراد را محور بحث قرار دهد، نشانه‌ای از افول فرهنگی است.

بابک در واکنش به اظهارات جمشید مشایخی درباره اختلاف تختی با همسرش، تأکید کرده که تصویر ارائه‌شده از پدرش با شناخت او از شخصیت واقعی جهان‌پهلوان تفاوت دارد.

به گفته بابک، تختی نه یک فرد لات و لمپن بود و نه با کسانی که چنین ویژگی‌هایی داشتند، هم‌مسیر محسوب می‌شد. او معتقد است پدرش ارزش‌ها و باورهای متفاوتی داشت و از برخی چهره‌های مشهور آن دوران، از جمله شعبان جعفری، فاصله می‌گرفت.

بابک در این باره گفته است که تختی حتی اگر در خیابان با شعبان جعفری روبه‌رو می‌شد، مسیرش را تغییر می‌داد. او همچنین یادآوری کرده که پدرش کشتی را ورزشی ملی و راهی برای ارتباط با مردم می‌دانست و از اینکه افراد دارای گرایش‌های لمپنی در اطراف این ورزش حضور داشته باشند، رضایت نداشت.

او در ادامه، روایت‌هایی را که خیانت همسر را عامل خودکشی تختی معرفی می‌کنند، به‌شدت رد کرده است. از نظر بابک، اگر اختلاف زناشویی وجود داشت، نمی‌توان نتیجه گرفت که تختی راهی جز خودکشی نداشته است؛ چراکه امکان جدایی نیز وجود داشت.

بابک همچنین از مادرش دفاع کرده و گفته است که تبدیل کردن مرگ جهان‌پهلوان به نتیجه رفتار یک زن جوان، نه دفاع از تختی، بلکه مخدوش کردن تصویر اوست. به اعتقاد او، چنین روایت‌هایی به‌جای روشن کردن واقعیت، زندگی شهلا توکلی را نیز در معرض قضاوت‌های ناعادلانه قرار می‌دهند.

بابک تختی

اختلاف غلامرضا تختی و شهلا توکلی چقدر جدی بود؟

یکی از روایت‌های مطرح‌شده درباره زندگی شخصی تختی، به تفاوت‌های طبقاتی و سنی میان او و همسرش مربوط می‌شود. برخی روایت‌ها مدعی بوده‌اند که تختی از خانواده‌ای با موقعیت اجتماعی متفاوت، با زنی ازدواج کرده بود که از نظر پیشینه خانوادگی با او تفاوت داشت.

بابک تختی وجود اختلاف‌هایی میان پدر و مادرش را انکار نکرده است، اما معتقد است این اختلاف‌ها طبیعی بوده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را به‌عنوان دلیل قطعی خودکشی پدرش در نظر گرفت.

او درباره مادرش گفته است که شهلا توکلی دختری از خانواده‌ای معمولی بود و از ازدواج با تختی احساس غرور می‌کرد. بابک در عین حال تأیید کرده که والدینش هم از نظر اختلاف طبقاتی و هم از نظر سن با یکدیگر تفاوت داشتند و مادرش نیز پیش‌تر در گفت‌وگویی با نشریه اطلاعات هفتگی به این موضوع اشاره کرده بود.

به باور بابک، وجود اختلاف در زندگی مشترک به‌خودی‌خود موضوع عجیبی نیست و نمی‌توان آن را به‌تنهایی توضیحی برای تصمیمی به بزرگی خودکشی دانست.

او همچنین نمونه‌ای از اختلاف‌های روزمره پدر و مادرش را مطرح کرده است. به گفته بابک، یکی از موضوعات اختلافی آن‌ها رفتن به سینما در زمان پخش سرود شاهنشاهی بود.

تختی تمایلی نداشت هنگام پخش سرود در سالن سینما حضور داشته باشد و مجبور شود برای آن بایستد. به همین دلیل، بیرون سالن منتظر می‌ماند تا سرود تمام شود و سپس وارد شود. در مقابل، شهلا توکلی پیشنهاد می‌کرد که آن‌ها وارد سالن شوند و هنگام پخش سرود از جای خود بلند نشوند؛ پیشنهادی که باعث عصبانیت تختی می‌شد.

شایعه قتل تختی چگونه شکل گرفت؟

بابک تختی در ادامه صحبت‌هایش، شکل‌گیری روایت قتل پدرش را به سخنان جلال آل‌احمد مرتبط دانسته است. او معتقد است برخی اظهارات و برداشت‌های اولیه، به گسترش این روایت کمک کردند و در ادامه، مشکلات زیادی برای افراد مختلف به وجود آوردند.

به گفته بابک، سخنان آل‌احمد درباره جایگاه جهان‌پهلوان و معنای حضور و غیاب او در جامعه، در شکل‌گیری این تصور نقش داشت که تختی به قتل رسیده است. او معتقد است این روایت به‌تدریج به اتهام‌هایی علیه ساعدی، مدیر هتل آتلانتیک، منجر شد.

بابک می‌گوید ساعدی بارها به زندان رفت و فشارهای زیادی را تحمل کرد. او همچنین به دیدار ساعدی با آیت‌الله طالقانی اشاره کرده و نقل کرده است که مدیر هتل از ادامه این وضعیت به ستوه آمده بود و خواسته بود یا او را بکشند یا اجازه دهند زندگی عادی خود را ادامه دهد.

بابک در توضیح تغییر جهت اتهام‌ها می‌گوید پیش از انقلاب، مادرش در برخی روایت‌ها مسئول مرگ تختی معرفی می‌شد، اما پس از انقلاب، ساعدی و هتل آتلانتیک در مرکز این اتهام‌ها قرار گرفتند.

او همچنین از سازندگان نخستین فیلم درباره تختی انتقاد کرده است. به گفته بابک، عوامل این فیلم با ساعدی دیدار کرده و حرف‌های او را شنیده بودند، اما در نهایت روایت فیلم به شکلی پیش رفت که هتل آتلانتیک را به ساواک مرتبط می‌کرد. بابک می‌گوید خودش نیز مدتی این روایت را باور کرده بود و حتی نمی‌دانست هتل مورد بحث واقعاً در تهران وجود داشته است تا اینکه تصمیم گرفت درباره آن تحقیق کند.

بابک تختی

بابک تختی: پدرم از هواداران مصدق بود

بخش دیگری از انتقادهای بابک تختی به نحوه بازتاب دیدگاه‌های سیاسی پدرش در رسانه‌ها مربوط می‌شود. او گفته است در یکی از گفت‌وگوهایش با صداوسیما، بخش مربوط به حمایت غلامرضا تختی از محمد مصدق از نسخه نهایی حذف شده بود.

بابک تأکید کرده که ارزیابی افراد از حکومت‌ها نباید با واقعیت‌های تاریخی درآمیخته شود. او می‌گوید اسناد مربوط به دوران پس از مرگ پدرش را بررسی کرده و از نظر او، حمایت تختی از مصدق موضوعی انکارناپذیر است.

به گفته بابک، تختی با دانشجویان نیز ارتباط داشت و در جریان دیداری با دانشجویان در شهر تولیدو، درباره ضرورت فعالیت جدی‌تر در چارچوب جبهه ملی صحبت کرده بود. بابک معتقد است این بخش از شخصیت و باورهای پدرش نیز باید در روایت زندگی او مورد توجه قرار گیرد.

بابک تختی

بابک تختی علت خودکشی پدرش را چه می‌داند؟

با وجود روایت‌های مختلف درباره مرگ غلامرضا تختی، بابک در تحلیل شخصی خود، علت اصلی را نه اختلاف با همسر و نه صرفاً فشارهای سیاسی، بلکه احساس بن‌بست در ارتباط با مردم می‌داند.

او معتقد است پدرش زندگی خود را با مردم پیوند زده بود و کشتی را راهی برای ادای دین به آن‌ها می‌دانست. از نگاه بابک، تختی در سال‌های پایانی عمرش به این احساس رسیده بود که دیگر نمی‌تواند از طریق این ارتباط، تغییری در شرایط ایجاد کند.

بابک در این باره گفته است که تختی با وجود زخم‌زبان‌ها و فشارهایی که تحمل می‌کرد، آگاهانه تصمیم به خودکشی گرفت؛ هرچند خودش تصور می‌کند که ممکن است تختی در زمان رفتن به هتل آتلانتیک، هنوز به نجات یافتن امیدوار بوده باشد.

او با اشاره به یادداشت‌های پدرش و عبارتی که در آن خود را «یهودی سرگردان» توصیف کرده بود، توضیح می‌دهد که تختی همواره کشتی را نوعی ادای دین به مردم می‌دانست. به گفته بابک، پدرش فعالیت ورزشی خود را از جنوب آغاز کرده بود و از این راه توانسته بود ارتباط عمیقی با مردم برقرار کند؛ ارتباطی که برای او اهمیت فراوانی داشت.

بابک معتقد است دشوارترین مسئله برای تختی در روزهای پایانی زندگی‌اش، پذیرش این واقعیت بود که دیگر راهی برای تغییر شرایط نمی‌بیند. او در توصیف این وضعیت می‌گوید تختی نه می‌توانست مردم را آن‌طور که می‌خواست خوشحال کند، نه قادر بود انقلابی ایجاد کند و نه می‌توانست آزادی مصدق را محقق ببیند.

از نگاه بابک، این احساس بن‌بست در رابطه عاطفی و اجتماعی تختی با مردم، یکی از مهم‌ترین عواملی بود که باید هنگام بررسی روزهای پایانی زندگی او مورد توجه قرار گیرد.

با این حال، اظهارات بابک تختی بیانگر برداشت شخصی او از زندگی و مرگ پدرش است و به‌تنهایی به معنای اثبات قطعی تمام جزئیات یا علت نهایی خودکشی غلامرضا تختی نیست. مرگ جهان‌پهلوان همچنان از موضوعات بحث‌برانگیز تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود.

برچسب‌ها: