پلتفرم Apple TV+ که زیر نظر شرکت اپل فعالیت میکند، با وجود تولید آثار باکیفیت و متنوع، هنوز نتوانسته جایگاه خود را در میان غولهای استریم مانند نتفلیکس و آمازون تثبیت کند. در حالی که سریالهایی چون The Morning Show با حضور ستارگان مطرح سینما و موفقیت چشمگیر Ted Lasso در جوایز امی توانستهاند توجهها را به خود جلب کنند، بسیاری از تولیدات دیگر این سرویس همچنان در سایه ماندهاند و کمتر دیده شدهاند.
این مجموعهها که از ژانرهای مختلفی چون کمدیهای اداری، درامهای روانشناختی، داستانهای علمیتخیلی و روایتهای جنایی واقعی تشکیل شدهاند، نشاندهنده تنوع و جسارت Apple TV+ در انتخاب سوژه و سبک هستند. با این حال، به دلایل مختلفی از جمله رقابت شدید در بازار استریم، نبود تبلیغات گسترده یا تمرکز رسانهها بر آثار پرستارهتر، برخی از این سریالها آنطور که باید دیده نشدهاند.
در این فهرست، نگاهی میاندازیم به ۱۰ سریال ارزشمند و کمتر شناختهشده از Apple TV+ که با وجود کیفیت بالا، هنوز جای خود را در میان مخاطبان گسترده پیدا نکردهاند. اگر به دنبال تجربهای تازه در دنیای سریالها هستید، این آثار میتوانند گزینههایی متفاوت و جذاب برای شما باشند.
بهترین سریال های اپل تی وی پلاس
۱۰- Bad Monkey (۲۰۲۴–تاکنون)
پس از موفقیت چشمگیر بیل لارنس در خلق سریالهای محبوبی چون Ted Lasso و Shrinking، او بار دیگر با اقتباسی تازه از رمان جنایی-طنزآمیز کارل هیاسن به نام Bad Monkey به دنیای تلویزیون بازگشته است. داستان با کشف یک دست قطعشده توسط گردشگری در سواحل فلوریدا آغاز میشود؛ حادثهای که پای اندرو یانسی، افسر پلیسی که به دلیل تخلف از کار معلق شده، را به ماجرایی پیچیده از فساد، توطئه و رازهای پنهان در دو منطقه فلوریدا و باهاما باز میکند.
در این سریال، وینس وان نقش یانسی را ایفا میکند؛ شخصیتی خوشزبان، زیرک و در عین حال آسیبپذیر که با بازی دقیق و چندلایه وان، به یکی از نقاط قوت سریال تبدیل شده است. در کنار او، بازیگرانی چون راب دلینی، جان اورتیز، جودی ترنر اسمیت و ال. اسکات کالدول حضور دارند که ترکیب متنوعی از استعدادهای بازیگری را به نمایش میگذارند.
Bad Monkey با بهرهگیری از طنز تلخ و نگاه انتقادی، موفق شده است موضوعاتی چون عرفان آفریقایی، فساد در نظام سلامت، نابرابری اجتماعی و غمهای شخصی را در قالب روایتی سرگرمکننده و چندوجهی به تصویر بکشد. این سریال همانند Slow Horses، از طنز بهعنوان ابزاری برای نفوذ به لایههای عمیقتر داستان استفاده میکند و در عین حال مخاطب را با پیچیدگیهای اخلاقی و انسانی روبهرو میسازد.

۹- Big Door Prize (۲۰۲۳–۲۰۲۴)
اگر روزی دستگاهی اسرارآمیز به شهر شما بیاید و پتانسیل واقعی زندگیتان را آشکار کند، چه واکنشی نشان میدهید؟ این پرسش فلسفی، محور اصلی سریال Big Door Prize است؛ اثری دو فصلی از دیوید وست رید، نویسنده سریال موفق Schitt’s Creek، که بر اساس رمان ام او والش ساخته شده است.
داستان در شهری کوچک جریان دارد که با ورود یک ماشین مرموز، زندگی ساکنانش دستخوش تغییراتی غیرمنتظره میشود. این دستگاه، با نمایش استعدادها و مسیرهای بالقوه زندگی هر فرد، باعث بروز بحرانهای هویتی، بازنگری در انتخابهای گذشته و شکلگیری روابط جدید میشود. کریس اودود در نقش اصلی، با بازیای متعادل و انسانی، مخاطب را در دل این تحولات احساسی همراهی میکند.
سریال بهطرز تحسینبرانگیزی به موضوعاتی چون نارضایتی از زندگی، عشقهای ناکام، مسیرهای از دسترفته و آیندههای محتمل میپردازد. برخلاف بسیاری از آثار مشابه، Big Door Prize از طرح پرسشهای دشوار ابایی ندارد و در عین حال موفق میشود جنبههای احساسی داستان را با دقت و ظرافت حفظ کند.
با وجود کیفیت بالا و روایت منحصربهفرد، این سریال نتوانست مخاطب گستردهای پیدا کند. اما همچنان بهعنوان یکی از جسورانهترین و اندیشمندانهترین تولیدات Apple TV+ شناخته میشود که ارزش کشف و تماشا را دارد.

۸- Black Bird (۲۰۲۲)
در میان آثار جنایی ساختهشده بر اساس داستانهای واقعی، Black Bird جایگاه ویژهای دارد. این مینیسریال شش قسمتی که توسط دنیس لیهان ساخته شده، اقتباسی است از خاطرات جیمز کین، مجرمی که مأموریتی خطرناک را در زندان پذیرفت: جلب اعتماد یک قاتل زنجیرهای به نام لری هال برای افشای محل دفن قربانیانش.
تارون اجرتون در نقش جیمز کین، با بازیای پرانرژی و پیچیده، موفق شد نامزدی جایزه امی را از آن خود کند. در مقابل، پل والتر هاوزر با ایفای نقش لری هال، تصویری ترسناک و روانپریش از یک قاتل ارائه داد که تحسین منتقدان را برانگیخت و جایزه امی را برایش به ارمغان آورد. حضور بازیگرانی چون گرگ کینیر، سپیده معافی و ری لیوتا (در یکی از آخرین نقشهایش) نیز به غنای داستان کمک کرده است.
Black Bird نهتنها یک روایت جنایی پرتنش است، بلکه نگاهی عمیق به تاریکیهای روان انسان دارد. این سریال با فضاسازی دقیق، دیالوگهای سنجیده و بازیهای قدرتمند، مخاطب را درگیر یک بازی پیچیده از اعتماد، فریب و حقیقت میکند. با وجود اینکه کمتر دیده شد، این اثر یکی از بهترین نمونههای داستانپردازی در ژانر جنایی واقعی است که شایسته توجه بیشتر است.

۷- For All Mankind (۲۰۱۹–تاکنون)
در دنیای سریال For All Mankind، تاریخ مسیر متفاوتی را طی میکند؛ جایی که اتحاد جماهیر شوروی، نه ایالات متحده، نخستین کشوری است که موفق به فرود انسان روی ماه میشود. این تغییر کوچک در واقعیت تاریخی، آغازگر زنجیرهای از تحولات بزرگ در جهان است؛ از رقابت شدید فضایی گرفته تا دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی گسترده. شکست آمریکا در رقابت فضایی، ناسا را به بازنگری در سیاستهای خود وادار میکند و باعث میشود زنان و اقلیتها سریعتر وارد برنامههای فضایی شوند، همکاریهای بینالمللی گسترش یابد و حتی صنعت گردشگری فضایی شکل بگیرد.
اما این پیشرفتها بدون هزینه نیستند. جاهطلبیهای ملی و شرکتی، رقابتهای پنهان و آشکار، و شکافهای اقتصادی روزافزون روی زمین، از پیامدهای این رقابت فضایی هستند. سریال با نگاهی چندلایه، نشان میدهد که چگونه یک پیروزی نمادین میتواند مسیر تمدن را دگرگون کند؛ هم به سوی پیشرفت و هم به سوی بحران.
For All Mankind توسط رونالد دی مور، مت وولپرت و بن ندیوی خلق شده و با تلفیق ژانر علمیتخیلی با درام خانوادگی و محیط کاری، موفق شده است شخصیتهایی خلق کند که مخاطب به راحتی با آنها ارتباط برقرار میکند. جوئل کینامان در نقش اصلی، گروهی از بازیگران متنوع و پویا را هدایت میکند که در طول فصلهای مختلف شامل شانتل ونسانتن، جودی بالفور، رن اشمیت، سونیا والگر، ادی گاتگی و دیگران بودهاند. در فصل پنجم نیز کاستا رونین و میری انوس به جمع بازیگران خواهند پیوست. این سریال نهتنها بازتابی از آرزوهای فضایی بشر است، بلکه آینهای از چالشهای زمینی ما نیز هست.

۶- Foundation (۲۰۲۱–تاکنون)
اقتباس از آثار آیزاک آسیموف، بهویژه مجموعه بنیاد، همواره چالشی بزرگ برای فیلمسازان بوده است. داستانهایی که در گسترهای هزارساله روایت میشوند، با مفاهیم پیچیده فلسفی، سیاسی و علمی، بهندرت در قالب تصویری موفق ظاهر شدهاند. اما دیوید اس. گویر و جاش فریدمن با حمایت مالی و فنی اپل، جسورانه این مأموریت دشوار را پذیرفتند و سریالی خلق کردند که نهتنها به روح آثار آسیموف وفادار است، بلکه توانسته آن را برای مخاطب امروز قابل لمس و جذاب کند.
Foundation داستان فروپاشی یک امپراتوری عظیم را روایت میکند؛ امپراتوریای که در برابر پیشبینیهای علمی و ریاضیاتی یک روانتاریخدان قرار میگیرد. این سریال با پرداختن به موضوعاتی چون استبداد، فساد، بحرانهای زیستمحیطی و آیندههای محتمل، تلاش میکند مخاطب را به تأمل درباره مسیر تمدن بشری و نقش علم در هدایت آن وادارد.
با بازیهای قدرتمند از لی پیس، جرد هریس، لو لوبل و لیا هاروی، Foundation موفق شده است تعادل میان عظمت بصری، عمق مفهومی و روایت انسانی را حفظ کند. این سریال نهتنها یک اثر علمیتخیلی است، بلکه یک هشدار فرهنگی درباره آیندهای است که ممکن است چندان دور نباشد.

۵- Hijack (۲۰۲۳)
در سریال Hijack، مخاطب با تجربهای نفسگیر و پرتنش روبهرو میشود که در قالب هفت قسمت و بهصورت زمان واقعی روایت میشود. ادریس البا در نقش سم، مذاکرهکنندهای حرفهای، در پروازی از دبی به لندن گرفتار هواپیماربایی میشود؛ حادثهای که نهتنها جان مسافران را تهدید میکند، بلکه پیامدهای سیاسی و امنیتی گستردهای در پی دارد.
این سریال که توسط جورج کی و جیم فیلد اسمیت، خالقان سریال Lupin، ساخته شده، با روایتی دوگانه از وقایع داخل هواپیما و واکنشهای روی زمین، موفق شده است تعلیق و هیجان را در سطحی بالا حفظ کند. سم تلاش میکند با مهارتهای مذاکرهاش، بحران را کنترل کند و از تصمیمات شتابزده مقامات برای سرنگونی هواپیما جلوگیری نماید.
با پیشرفت داستان، لایههای پنهان توطئه آشکار میشود و مخاطب با تهدیداتی مواجه میشود که فراتر از یک هواپیماربایی ساده هستند. Hijack با بهرهگیری از بازی قدرتمند البا، نهتنها یک تریلر کلاسیک را بازآفرینی کرده، بلکه آن را به سطحی تازه از روایت و شخصیتپردازی رسانده است. این سریال نمونهای موفق از تلفیق اکشن، روانشناسی و سیاست در قالبی مدرن و تماشایی است.

۴- Monarch: Legacy of Monsters (۲۰۲۳–تاکنون)
در دنیای هیولایی MonsterVerse، سریال Monarch: Legacy of Monsters نخستین تجربه روایت تلویزیونی لایو اکشن محسوب میشود؛ روایتی که یک سال پس از بازگشت گودزیلا در فیلم سال ۲۰۱۴ آغاز میشود و با نگاهی دوگانه به گذشته و حال، پرده از رازهای پنهان سازمان مونارک برمیدارد. در خط زمانی سال ۲۰۱۵، دو خواهر و برادر ناتنی به نام کیت و کنتارو در پی کشف ارتباط پدرشان با این نهاد مرموز هستند، در حالی که در سال ۱۹۵۹، دانشمندانی چون بیل راندا و کیکو میورا در شکلگیری اولیه مونارک نقش دارند.
این سریال با بهرهگیری از بازیگران شناختهشده و شخصیتهایی برگرفته از فیلمهای پیشین MonsterVerse، موفق شده است فضای سینمایی عظیم این جهان را به تلویزیون منتقل کند. آنا ساوای، که پیشتر در سریال شوگان خوش درخشیده بود، نقش محوری داستان را برعهده دارد و در کنار او تاکهیرو هیرا، کیرسی کلمونز، آندرس هولم و جان گودمن نیز حضور دارند. جان گودمن در نقش نسخه مسنتر بیل راندا، پیوندی مستقیم با فیلم Kong: Skull Island برقرار میکند. همچنین کرت راسل و پسرش وایت راسل، در نقش لی شاو در دو دوره زمانی متفاوت، بهعنوان متحد خانواده راندا، روایت را به شکلی منسجم و چندلایه پیش میبرند.
Monarch: Legacy of Monsters نهتنها یک سریال هیولایی پرهیجان است، بلکه با پرداختن به مفاهیمی چون قدرت، کنترل، میراث و حقیقتهای پنهان، موفق شده است فراتر از یک اکشن صرف ظاهر شود. این سریال با تلفیق گذشته و حال، و با استفاده از جلوههای ویژه چشمگیر، تجربهای سینمایی در قالب تلویزیون خلق کرده که هم برای طرفداران قدیمی MonsterVerse و هم برای مخاطبان جدید جذاب خواهد بود.

۳- Mythic Quest (۲۰۲۰–تاکنون)
در دنیای پرهیاهوی بازیهای ویدیویی، سریال Mythic Quest موفق شده است با نگاهی طنزآمیز و در عین حال دقیق، پشتصحنه صنعت بازیسازی را به تصویر بکشد. این سریال حاصل همکاری خلاقانه چارلی دی و راب مکالهنی با مگان گانز، نویسنده و تهیهکننده سریال It’s Always Sunny in Philadelphia است؛ تیمی که با کنار گذاشتن فرمولهای تکراری کمدی خانوادگی، به سراغ فضایی تازه و کمتر دیدهشده رفتند.
راب مکالهنی در نقش ایان گریم، خالق جاهطلب و گاه خودشیفته بازی Mythic Quest، مخاطب را به دنیای پیچیده تصمیمگیریهای خلاقانه، رقابتهای درونسازمانی و چالشهای فنی و انسانی در توسعه یک بازی آنلاین بزرگ میبرد. در کنار او، شخصیتهایی چون دیوید مدیر اجرایی، پاپی لی مهندس ارشد، برد باکشی مسئول درآمدزایی، سی دبلیو لانگ باتم نویسنده اصلی، جو دستیار دیوید و زوج آزمایشکننده بازی، هرکدام با ویژگیهای منحصربهفرد خود، ترکیبی از طنز، درگیری و احساسات را به روایت اضافه میکنند.
Mythic Quest با اپیزودهایی که گاه بهشدت احساسی و گاه بهشدت خندهدار هستند، موفق شده است تعادل کمنظیری میان سرگرمی و تأمل برقرار کند. این سریال نهتنها برای علاقهمندان به بازیهای ویدیویی بلکه برای هر کسی که به روابط انسانی، خلاقیت و چالشهای کاری علاقه دارد، تجربهای متفاوت و لذتبخش فراهم میکند. Mythic Quest یکی از نمونههای موفق Apple TV+ در خلق کمدیهایی است که هم سرگرمکنندهاند و هم هوشمندانه.

۲- Servant (۲۰۱۹–۲۰۲۳)
در میان آثار رازآلود و روانشناختی Apple TV+، سریال Servant جایگاه ویژهای دارد؛ اثری که با جسارت روایی و فضاسازی وهمآلود خود، مرزهای ژانر ترسناک را جابهجا کرد. این سریال به قلم تونی باسگالوپ و با نظارت یکی از چهرههای برجسته سینمای ماوراءالطبیعه، به عنوان تهیهکننده اجرایی، موفق شد مخاطبان را با روایتی غیرمنتظره و پیچیده روبهرو کند.
داستان حول زوجی به نام شان و دوروتی ترنر میچرخد که پس از تجربهای تلخ و از دست دادن فرزندشان، تصمیم میگیرند پرستاری به نام لین گریسون را برای مراقبت از یک عروسک واقعنما استخدام کنند؛ عروسکی که دوروتی باور دارد پسر واقعیاش است. ورود لین به خانه، آغازگر مجموعهای از اتفاقات عجیب، رازآلود و گاه ترسناک است که مرز میان واقعیت و توهم را در هم میریزد.
با وجود تحسین چهرههایی چون استفن کینگ و گیرمو دل تورو، Servant هرگز به اندازه شایستگیاش دیده نشد. اما در طول چهار فصل، با کارگردانی دقیق، طراحی صحنههای مینیمال و فضایی مملو از اضطراب، موفق شد تجربهای منحصربهفرد برای مخاطبان خاصپسند خلق کند. بازیگران اصلی، از جمله توبی کبل و لورن امبروز در نقش زوج مرکزی، روپرت گرینت در نقش جولیان، و نل تایگر فری در نقش پرستار مرموز، با اجرایهای قوی و چندلایه، به غنای روانی داستان افزودند.
Servant نهتنها یک سریال ترسناک است، بلکه کاوشی در سوگواری، انکار، وابستگی و مرزهای روان انسان است. اثری که با وجود کمتوجهی عمومی، در میان آثار شاخص Apple TV+ میدرخشد و تجربهای فراموشنشدنی برای مخاطبانی است که به دنبال ترسهای درونی و نه صرفاً هیولاهای بیرونی هستند.

۱- Silo (۲۰۲۳–تاکنون)
در جهانی که حقیقت پنهان شده و واقعیت در پس دیوارهایی بلند دفن شده، سریال Silo روایتگر جامعهای است که در یک سازه عظیم زیرزمینی با ۱۴۴ طبقه زندگی میکند؛ جایی که ساکنان آن باور دارند تنها بازماندگان زمین هستند. این اقتباس تلویزیونی از رمانهای هیو هوی، به قلم گراهام یوست، یکی از تازهترین و موفقترین تلاشهای Apple TV+ در ژانر علمیتخیلی است.
داستان با تصمیم کلانتر سیلو و همسرش برای خروج از این دنیای بسته آغاز میشود؛ اقدامی که نهتنها ممنوع بلکه خطرناک تلقی میشود. این تصمیم، پرده از رازهایی برمیدارد که ساختار قدرت، کنترل اطلاعات و حقیقت وجودی سیلو را زیر سؤال میبرد. با پیشرفت داستان، مخاطب با شبکهای از توطئهها، دروغها و مقاومتهای خاموش روبهرو میشود که بهطرز هوشمندانهای در دل این جامعه بسته تنیده شدهاند.
ربکا فرگوسن در نقش مهندسی که ناخواسته وارد این بازی پیچیده میشود، با بازیای قدرتمند و انسانی، محور اصلی روایت را شکل میدهد. در کنار او، تیمی از بازیگران برجسته چون تیم رابینز، کامان، هریت والتر، چینازا اوچه، ایان گلن و ویل پتن، به خلق جهانی باورپذیر و پرتنش کمک کردهاند.
Silo با طراحی بصری چشمگیر، روایت چندلایه و پرداختن به مضامینی چون آزادی، حقیقت، کنترل و امید، موفق شده است مخاطبان را درگیر دنیایی کند که هم آشناست و هم نگرانکننده. این سریال نهتنها به رشد محبوبیت خود ادامه میدهد، بلکه نویدبخش آیندهای روشن برای آثار علمیتخیلی در تلویزیون است.












