فهرست بستن
fidarpolymer.com

سریال روستر؛ سریالی حال‌خوب‌کن استیو کارل که ایرانی‌ها دوستش دارند

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
سریال روستر

از موفقیت تاریخی کمدی تازه HBO تا پناه بردن مخاطب فارسی به طنز موقعیت؛ روایتی از یک رابطه پدر و دختری که آرامش می‌بخشد.

این روزها هر گوشه توییتر فارسی که سر بزنی، ردِ پیشنهادی تکراری به چشم می‌خورد: «روستر را ببین». سریالی که تازه از راه رسیده و با بازی استیو کارل، خیلی زود خودش را به قلب کاربران ایرانی راه داده. شاید یکی از دلایل اصلی این استقبال پرحرارت، نه فقط کیفیت خود اثر، بلکه تشنگی مخاطب امروز ایران برای یک «حال خوب ساده» باشد؛ در روزهایی که تورم، اخبار ناامیدکننده و سایه جنگ، نفس‌ها را در سینه حبس کرده، گریز به سمت کمدی‌های کوتاه و سریع‌ریتم، یک واکنش طبیعی به نظر می‌رسد.

سریال روستر

«روستر» اما تنها یک کمدی معمولی نیست. این اثر که توسط اچ‌بی‌او منتشر شده، از همان ابتدا رکوردها را جابه‌جا کرده و گزارش‌ها نشان می‌دهد یکی از بهترین شروع‌های یک کمدی در این شبکه طی بیش از یک دهه اخیر را رقم زده است. پشت این موفقیت، نامی آشنا برای مخاطبان ایرانی دیده می‌شود: بیل لارنس، همان کسی که قبلاً با «روان‌درمانی» (Shrinking) نشان داده بود چطور می‌توان از دل آسیب‌های روانی و روابط انسانی، طنازی درآورد. لارنس این بار هم دست به کار مشابهی زده: قصه «گرگ روسو»، نویسنده میانسال مشهوری (با بازی استیو کارل) که به بهانه یک سخنرانی دانشگاهی راهی نیوانگلند می‌شود، اما هدف اصلی‌اش چیز دیگری است: جبران رابطه ازهم‌پاشیده با دخترش کیتی. کیتی که تازه از خیانت همسرش (با یک دانشجوی جوان) آواره شده، حالا مرکز ثقل عاطفی داستان است.

فضای سریال، تلفیقی است از شوخی‌های موقعیتی، بحران میانسالی و نگاه لارنس به روابط انسانی. «روستر» کمتر از دیالوگ‌های پرسروصدا استفاده می‌کند و بیشتر روی سکوت‌ها، تنهایی کاراکترها و لحظات ناب ارتباط پدر و دختری تکیه دارد. نقدها عموماً به بازی استیو کارل و شیمی عاطفی او با دخترش در سریال اشاره کرده‌اند، هرچند بعضی منتقدان می‌گویند گاهی مرز بین درام و کمدی در این اثر چندان شفاف نیست و چند خط داستانی فرعی هم عمق لازم را ندارند.

سریال روستر

واقعیت این است که لارنس در شخصیت‌پردازی استاد خاصی است. او معمولاً سناریو را کنار می‌گذارد و می‌گذارد آدم‌های قصه‌اش، خودشان روایت را جلو ببرند. در روستر هم رابطه گرگ و کیتی از یک پیوند ساده پدر و دختری فراتر می‌رود و در موقعیت‌های غیرمنتظره، به چیزی کمیاب و ماندگار در ذهن تماشاگر تبدیل می‌شود. اما همین تاکید بیش از حد روی کاریزمای استیو کارل یک جاهایی به ضرر سریال تمام می‌شود؛ دقیقاً آن لحظاتی که «گرگ» از قاب بیرون می‌رود، انگار ریتم اثر هم چند نفس‌اش می‌افتد و مخاطب کمی حوصله‌اش سر می‌رود. از سوی دیگر، شخصیت‌های فرعی، علی‌رغم پتانسیل بالا، بیشتر شبیه ابزاری برای رسیدن داستان به مقصد باقی مانده‌اند و آن جهان صمیمانه‌ای که سازندگان وعده‌اش را داده‌اند، بخش‌هایی ناقص و نامتوازن دارد. اگر فصل‌های بعدی به این آدم‌های فرعی جان تازه‌ای ببخشند، «روستر» شانس ماندگاری تاریخی را خواهد داشت.

سریال روستر

اما در توییتر فارسی، کاربران با ذوق و شوق درباره این سریال نظر می‌دهند. یکی از طرفداران سریال آفیس نوشته: «اگر آن را دوست داشتید، حالا بروید Rooster ببینید و با استیو کارل تجدید بیعت کنید.» دیگری اما صریح‌تر است: «آش دهن‌سوزی نیستا، اون Lucky Hank باب ادنکرک رو بیشتر دوست دارم، ولی روستر الآن دم دست و نوئه.» با این حال یک کاربر با آمار جلب توجه می‌کند: «میانگین ۶.۵ میلیون بیننده برای هر قسمت، موفق‌ترین سریال شبکه HBO در ۱۵ سال اخیر. یعنی خفنه!» و خلاصه کلام اینکه خیلی‌ها معتقدند ترکیب جهان گرم و دوست‌داشتنی بیل لارنس با جادوی استیو کارل، «روستر» را به یکی از حال‌خوب‌کن‌ترین سریال‌های این سال‌ها تبدیل کرده است.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله

برچسب‌ها:

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x