فهرست بستن
fidarpolymer.com

با قاتل زنجیره‌ای که از اجساد قربانیانش لباس می‌دوخت آشنا شوید؛ اد گین کیست؟

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
با قاتل زنجیره‌ای که از اجساد قربانیانش لباس می‌دوخت آشنا شوید؛ اد گین کیست؟

اد گین، یکی از چهره‌های تاریک تاریخ جنایی آمریکا، زندگی‌اش را در انزوای یک مزرعه متروک در ایالت ویسکانسین آغاز کرد؛ جایی که تحت سلطه روانی مادرش، آگوستا گین، رشد یافت. وابستگی شدید و بیمارگونه او به این زن مذهبی و سخت‌گیر، پایه‌گذار اختلالات روانی‌ای شد که پس از مرگ مادر، به‌تدریج به جنون کامل انجامید. با فروپاشی روانی، گین به رفتارهایی هولناک روی آورد که بعدها لقب «قصاب پلینفیلد» را برایش به همراه داشت.

او به‌جای انتخاب قربانیان از میان زندگان، به قبرستان‌ها سر می‌زد و اجساد را بیرون می‌کشید؛ عملی که از وسواس ذهنی‌اش نسبت به مرگ و جسم انسان حکایت داشت. در کنار این اقدامات، گین مرتکب قتل نیز شد و طبق گزارش‌ها، دست‌کم دو زن را به قتل رساند. اما آنچه او را از دیگر جنایتکاران متمایز می‌کرد، شیوه برخوردش با اجساد بود: پوست برخی قربانیان را جدا می‌کرد و از آن‌ها لباس‌هایی می‌دوخت که خود به تن می‌کرد؛ رفتاری که نشان‌دهنده اختلالات شدید هویتی و روانی او بود.

جنایات گین نه‌تنها جامعه محلی را در شوک فرو برد، بلکه الهام‌بخش شخصیت‌های ترسناک در فرهنگ عامه شد و ردپای او را می‌توان در آثار سینمایی و ادبیات جنایی دید. داستان زندگی او، نمونه‌ای از تأثیرات مخرب انزوای روانی، وابستگی بیمارگونه و فقدان نظارت اجتماعی بر فردی است که در نهایت مرز میان واقعیت و توهم را از دست داد.

الهام‌بخش سینمای وحشت

اگرچه گین به اندازه افرادی مانند تد باندی یا جفری دامر مشهور نبود، اما شیوه‌های هولناک او الهام‌بخش کارگردانان بزرگی شد. فیلمسازانی مانند جاناتان دمی، آلفرد هیچکاک و توبی هوپر برخی از شاخص‌ترین آثار ژانر وحشت را با الهام از زندگی او ساختند. از میان این آثار می‌توان به روانی، سکوت بره‌ها و کشتار با اره‌برقی در تگزاس اشاره کرد.

نتفلیکس قصد دارد که در تاریخ سوم اکتبر مستندی با عنوان هیولا: داستان اد گین پخش کند. این مجموعه توسط رایان مورفی و ایان برنان ساخته شده که پشت تولید آثاری مانند هیولا: داستان جفری دامر و هیولاها: داستان لایل و اریک منندز نیز بوده‌اند.

مورفی برای ایفای نقش اد گین، چارلی هونام را انتخاب کرده است. او گفته بود زمانی که عکسی پاپاراتزی از هونام را دید، در نگاهش چیزی هولناک وجود داشت که به طرز عجیبی یادآور شخصیت اد گین بود. تریلر این مجموعه هفته گذشته منتشر شده و صحنه‌های آغازین آن لرزه بر اندام می‌اندازد؛ جایی که مأموری وارد خانه‌ای متروک و ترسناک در ویسکانسین می‌شود. در آن خانه دوطبقه، اعضای بدن انسان در نقاط مختلف دیده می‌شود. اندام‌ها در شیشه‌های شفاف نگهداری شده‌اند، ماسک‌های ساخته‌شده از پوست انسان روی قفسه‌ها قرار دارد و لباسی مشکی با یقه گیپور به نمایش گذاشته شده است.

در بخش دیگری از تصاویر، گین دیده می‌شود که جنازه زنی مسن را از قبر بیرون می‌آورد، آن را به خانه‌اش می‌برد و روی میز چوبی می‌گذارد تا پیش از کندن پوست، آن را کالبدشکافی کند؛ زنی که هم‌سن‌وسال مادرش بود.

در همین صحنه، او مستقیم به دوربین نگاه می‌کند و صدای مادرش در پس‌زمینه شنیده می‌شود که به او می‌گوید: «خیلی سریع کار می‌کنی» و گین پاسخ می‌دهد: «ببخشید مادر». سپس مادرش ادامه می‌دهد: «آرام‌تر پیش برو، با حوصله کار کن پسر خوبم».

در نمایی هولناک، گین لباسی تیره پوشیده و پوست سر زنی با موهای سیاه را روی سر خود می‌گذارد و صورت او را به چهره‌اش می‌چسباند.

مطالعه و بازآفرینی نقش

هونام توضیح داده که برای ایفای نقش، کتاب‌های زیادی درباره گین خوانده، اما بیشترین کمک را نوار ضبط‌شده‌ای به او کرد که دو روز پس از دستگیری گین ثبت شده بود.

این مصاحبه‌ حدوداً یک ساعت و ده دقیقه‌ است. بخش زیادی از لحن، آهنگ گفتار و انتخاب واژه‌هایش را توانستم از همین فایل بیرون بکشم.

مورفی نیز تأکید کرده که گین احتمالاً یکی از تأثیرگذارترین افراد قرن بیستم بوده، در حالی‌که مردم چیز زیادی درباره او نمی‌دانند. او توضیح داده که گین بر تعدادی از مشهورترین قاتلان زنجیره‌ای قرن بیستم مانند تد باندی اثر گذاشته است.

سریال هیولا: اد گین

روانی اصلی تاریخ

هارولد شچتر، تاریخ‌دان جنایی و نویسنده بیش از ۵۰ کتاب که دوبار نامزد جایزه ادگار شده، به گین لقب «روانی اصلی» داده است.

در فیلم روانی به کارگردانی آلفرد هیچکاک در دهه ۱۹۶۰، شخصیت نورمن بیتس نیز شیفته مادرش بود و جسد او را مانند عروسک نگه می‌داشت.

گین با شخصیت‌های خیالی دیگری هم مقایسه شده، از جمله بوفالو بیل در سکوت بره‌ها و لدر فیس در کشتار با اره‌برقی در تگزاس.

کتاب شچتر با عنوان «منحرف: داستان واقعی و شوکه‌کننده اد گین، روانی اصلی» که اولین بار در سال ۱۹۸۹ منتشر شد، مرجع اصلی برای بررسی پرونده گین به شمار می‌رود.

شچتر در گفت‌وگویی دیگر توضیح داده که گین با دیگر قاتلان زنجیره‌ای مانند تد باندی، جفری دامر یا جان وین گیسی قابل مقایسه نبود. آن‌ها قاتلان جنسی سادیستی بودند که از شکنجه و کشتن قربانیان بی‌دفاع لذت می‌بردند، در حالی‌که گین چنین ذهنیتی نداشت و لذت او از مثله کردن اجساد به دست می‌آمد. پلیس اعلام کرده که او بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۷ دو زن را به قتل رساند.

او آن‌ها را خیلی سریع می‌کشت و تنها علاقه داشت که اجسادشان را به خانه بیاورد تا کارهای موردنظرش را انجام دهد.

نویسنده در کتابش گین را نه یک قاتل زنجیره‌ای کلاسیک، بلکه بیشتر یک «غول» یا «نکروفیل» معرفی کرده؛ فردی که کشش جنسی به اجساد دارد.

غول‌ها موجوداتی‌اند که اجساد را بی‌حرمت می‌کنند و قبرها را می‌شکافند. در واقع نمی‌توان او را با هیچ‌کس دیگری مقایسه کرد، زیرا در تاریخ جنایی آمریکا کسی شبیه به او وجود نداشته است.

تفاوت گین با قاتلان زنجیره‌ای کلاسیک

شچتر توضیح داد که قاتلانی مانند تد باندی، جان وین گیسی، قاتل تپه‌ها و شکارچی شب، نمونه‌های کلاسیک قاتلان زنجیره‌ای و سادیست‌های جنسی افراطی بودند که قربانیانشان را شکار می‌کردند و دست به اعمال شیطانی علیه آن‌ها می‌زدند. اما گین در نقطه مقابل آن‌ها «کاملاً منحصر‌به‌فرد» بود.

هیچ‌کس کارهایی را که او انجام می‌داد، تکرار نکرد. او علاقه‌ای به شکنجه کردن نداشت. قاتلان زنجیره‌ای اغلب در همان لحظه‌ای که قربانیانشان را می‌کشند، به اوج لذت جنسی می‌رسند. اما گین چنین نبود.

شچتر که استاد بازنشسته کالج کویینز در دانشگاه شهری نیویورک بود و به مدت ۴۲ سال ادبیات آمریکا و نقد اسطوره تدریس کرده، توضیح داد:

به طور کلاسیک، نکروفیل‌ها با اجساد رابطه جنسی برقرار می‌کنند.

با این حال، هنوز مشخص نیست که گین با اجسادی که از قبر بیرون می‌آورد رابطه‌ای داشته یا نه. گین ادعا می‌کرد که اجساد بوی بسیار بدی داشتند و او نمی‌توانست با آن‌ها رابطه‌ای داشته باشد.

رابطه وسواس‌گونه با مادر

در کتاب خود، هارولد شچتر به بررسی رابطه پیچیده، وسواس‌آمیز و مخرب اد گین با مادرش، آگوستا، پرداخته است؛ رابطه‌ای که به‌نوعی سنگ‌بنای جنایات بعدی او شد. گین در محیطی خانوادگی آشفته بزرگ شد؛ پدری الکلی که خشونت فیزیکی را در خانه رایج کرده بود و در نهایت بر اثر سکته قلبی درگذشت. برادر بزرگ‌ترش، هنری، نیز در شرایطی مشکوک جان باخت. هرچند برخی گمانه‌زنی‌ها اد گین را در مرگ هنری دخیل می‌دانند، شچتر این فرضیه را رد می‌کند و آن را فاقد شواهد کافی می‌داند.

با مرگ پدر و برادر، گین تنها با مادرش زندگی کرد؛ زنی به‌شدت مذهبی و متعصب که نگاهش به جهان، به‌ویژه زنان، آمیخته با ترس و نفرت بود. او مدام درباره فساد اخلاقی زنان و خطرات روابط جنسی برای پسرش سخن می‌گفت و با کنترل روانی شدید، گین را در حصاری ذهنی گرفتار کرد. این سلطه‌گری چنان عمیق بود که به‌نظر می‌رسد گین پس از مرگ مادر، با آوردن اجساد زنان به خانه، در تلاش برای بازسازی حضور او بود؛ و هم‌زمان، با رفتارهای خشونت‌آمیز نسبت به آن اجساد، نوعی انتقام سرکوب‌شده را از مادرش می‌گرفت.

شچتر تأکید می‌کند که هیچ نشانه‌ای از رابطه جنسی میان گین و مادرش وجود ندارد، اما از منظر روان‌شناختی، پیوند آن‌ها به‌نوعی «رابطه شبه‌محارم» شباهت داشت؛ رابطه‌ای که در آن مرزهای عاطفی و روانی به‌شدت درهم‌تنیده و ناسالم بودند.

پس از مرگ آگوستا در سال ۱۹۴۵، گین به‌سرعت دچار فروپاشی روانی شد. او اتاق مادرش را دست‌نخورده نگه داشت، آگهی‌های ترحیم را زیر نظر می‌گرفت و شبانه به قبرستان می‌رفت تا اجساد زنانی را که شباهتی به مادرش داشتند، از خاک بیرون بکشد. در مواردی حتی تلاش کرد قبر مادر خود را نیز بشکافد، اما ناکام ماند.

اجساد قربانیان، برای گین صرفاً ابزار نبودند؛ او آن‌ها را به اشیایی تبدیل می‌کرد که در خانه‌اش کاربرد داشتند. پوست بدن‌ها به روکش صندلی، صورت‌ها به ماسک، استخوان‌ها به ظروف آشپزخانه و حتی نوک سینه‌ها به کمربند تبدیل می‌شدند. این رفتارها نه‌تنها نشانه‌ای از جنون، بلکه بازتابی از درهم‌ریختگی هویت، خشم سرکوب‌شده و وسواس بیمارگونه‌ای بود که ریشه در رابطه او با مادرش داشت.

قتل‌ها و کشف خانه وحشت

شچتر، گین را فردی منزوی توصیف کرده است. او کارهایی مانند تعمیرات انجام می‌داد، اما بخش عمده درآمدش از نگهداری از کودکان به دست می‌آمد. ماجرا زمانی جدی شد که دو زن در شهر کوچک او ناپدید شدند و پلیس سراغ او رفت. یکی از آن‌ها مری هوگان، زنی ۵۴ ساله بود که میخانه‌ای را اداره می‌کرد و در دسامبر ۱۹۵۴ ناپدید شد. سه سال بعد، برنیس وردن ۵۸ ساله، از فروشگاه ابزارفروشی محل کارش در پلینفیلد، جایی که گین زندگی می‌کرد، ناپدید شد.

پسر برنیس که معاون کلانتر شهر بود، به گین مظنون شد. وقتی گین دستگیر شد، مأموران وارد مزرعه ویران‌شده او شدند و با صحنه‌ای از یک خانه وحشت مواجه شدند. جسد برنیس وردن از سقف آویزان بود. او سرش را از دست داده بود. سرش درون کیسه‌ای پیدا شد و قلبش در یک کیسه پلاستیکی قرار داشت.

در ادامه جست‌وجو، بقایای بیش از ۱۵ جسد دیگر در خانه گین کشف شد.

وقتی که او دستگیر شد، تصور بر این بود که همه اعضای بدن موجود در خانه متعلق به زنانی است که او کشته بود، اما گین توضیح داد که آن‌ها را از قبر بیرون آورده است. در ابتدا کسی حرفش را باور نکرد.

اما وقتی مأموران به قبرها سر زدند و دیدند تابوت‌ها خالی هستند، دریافتند که او حقیقت را گفته است. گین اعتراف کرد که مری هوگان و برنیس وردن را کشته است. او در اعترافاتش از مادرش به عنوان «زنی قدیس‌گونه» یاد کرد.

پایان کار اد گین

سرانجام، پرونده جنایی اد گین با تشخیص ناتوانی روانی به نقطه پایان رسید. پس از آن‌که دادگاه به دلیل ابتلای او به اسکیزوفرنی، صلاحیت محاکمه‌اش را رد کرد، گین به مرکز روان‌پزشکی ایالتی در واوپون، ویسکانسین منتقل شد. مدتی بعد، او به مؤسسه تخصصی سلامت روان مندوتا در شهر مدیسون انتقال یافت؛ جایی که باقی عمر خود را در آن سپری کرد.

اد گین که به‌عنوان یکی از مخوف‌ترین چهره‌های تاریخ جنایی آمریکا شناخته می‌شود، در سال ۱۹۸۴ و در سن ۷۷ سالگی، بر اثر سرطان ریه و مشکلات تنفسی جان خود را از دست داد. زندگی او، که با جنون و جنایت درآمیخته بود، در نهایت در سکوت یک مرکز درمانی پایان یافت؛ بی‌آن‌که هرگز در دادگاهی رسمی محاکمه شود.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله

برچسب‌ها:

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x