پس از حضور فریبا نادری و نرگس محمدی در برنامه «پامپ» با اجرای امیرحسین قیاسی، صحبتهای این دو بازیگر درباره محبوبیت سریال «ستایش» در عراق، توجه بسیاری از مخاطبان ایرانی را به خود جلب کرد. نرگس محمدی در این گفتگو به تجربه سفر اخیرش به سلیمانیه اشاره کرد و گفت که مردم اقلیم کردستان نهتنها با شخصیتهای سریال ارتباط برقرار کردهاند، بلکه حتی کتابی با عنوان «گفتههای حشمت فردوس» در عراق منتشر شده که شامل دیالوگهای این شخصیت محبوب است.
این استقبال شاید برای مخاطب ایرانی غیرمنتظره باشد، اما واقعیت این است که سریال «ستایش» در عراق، بهویژه در مناطق کردنشین، به یکی از پدیدههای فرهنگی تبدیل شده است.

دلایل محبوبیت ستایش در عراق
در عراق، بهویژه پس از سالهای جنگ و نوسازی، صنعت تلویزیون با چالشهایی روبهرو بوده و تولیدات داخلی بیشتر به سمت برنامههای سیاسی یا کمدیهای سبک رفتهاند. در چنین فضایی، سریالهای ایرانی با روایتهای خانوادگی، اخلاقی و درامهای اجتماعی، خلأ موجود را پر کردهاند و توجه مخاطبان را جلب کردهاند.

در اقلیم کردستان عراق، بیش از صد شبکه تلویزیونی فعال هستند که بسیاری از آنها سریالهای ایرانی را پخش میکنند. این آثار بهدلیل نزدیکی فرهنگی و مذهبی میان دو کشور، برای مخاطب عراقی قابلدرکتر و ملموسترند. مفاهیمی مانند احترام به والدین، غیرت، سنتگرایی، وفاداری و بازگشت به ارزشهای اصیل، در هر دو جامعه جایگاه ویژهای دارند و سریالهایی مانند «ستایش» این مفاهیم را بهخوبی بازتاب میدهند.
حشمت فردوس؛ فراتر از یک شخصیت تلویزیونی
شخصیت حشمت فردوس با رفتار قاطع، دیالوگهای ماندگار و نمادهای اخلاقی سنتی، در عراق بهقدری محبوب شده که انتشار کتابی از سخنان او نشاندهنده نفوذ فرهنگی این سریال است. این شخصیت برای بسیاری از مخاطبان عراقی، نماد قدرت پدرانه و اصولگرایی اخلاقی است، ویژگیهایی که در جامعه عراق نیز ارزشمند تلقی میشوند.

فراتر از تلویزیون؛ محبوبیت آثار ایرانی در نمایش خانگی
محبوبیت سریالهای ایرانی در عراق تنها محدود به تلویزیون نیست. مجموعههایی مانند «شهرزاد»، «جیران»، «پوست شیر» و «شکارگاه» نیز با دوبله عربی یا کردی در پلتفرمهای محلی منتشر میشوند و مخاطبان زیادی دارند. این استقبال نشان میدهد که آثار ایرانی توانستهاند در منطقه جایگاه ویژهای پیدا کنند و بهعنوان یک جریان فرهنگی تأثیرگذار شناخته شوند.
فرصتی مغفولمانده در سیاستگذاری فرهنگی
با وجود این ظرفیت عظیم، بهنظر میرسد که مدیران فرهنگی داخل کشور کمتر به این پتانسیل توجه کردهاند. در حالیکه ایران میتواند با تولیدات سینمایی و تلویزیونی خود به یک قطب فرهنگی در منطقه تبدیل شود، مسائل داخلی مانند ممیزی، مجوزها و کمتوجهی به بازارهای خارجی، مانع بهرهبرداری از این فرصت شدهاند.
صحبتهای نرگس محمدی نهتنها واقعیتهای فرهنگی را آشکار کرد، بلکه نشان داد که منظومه سینمایی و تلویزیونی ایران، در صورت مدیریت درست، میتواند مرزهای تأثیرگذاری خود را فراتر از داخل کشور گسترش دهد و به یکی از بازیگران اصلی در عرصه فرهنگی منطقه تبدیل شود.









