یگانهای عملیات ویژه در ارتشهای مختلف جهان برای انجام مأموریتهایی پرمخاطره و اغلب محرمانه آموزش میبینند؛ مأموریتهایی که گاه شامل آزادسازی افراد اسیرشده در قلب مناطق پرتنش میشود و گاه نیازمند نفوذ در عمق سرزمین دشمن برای جمعآوری اطلاعات حیاتی است. این نیروها در نقطهای قرار دارند که مرز میان مهارت انسانی و فناوریهای پیچیده نظامی به هم گره میخورد و نتیجه آن گروههایی است که از حداکثر توان جسمی، ذهنی و تکنولوژیک برخوردارند.
اعضای این یگانها در هر عملیات باید با شرایطی روبهرو شوند که نیروهای معمولی شاید هرگز تجربه نکنند. به همین دلیل از همان ابتدای ورود به دورههای آموزشی، با چالشهایی مواجه میشوند که هدف آن ساختن افرادی با توانایی انطباق بالا، تصمیمگیری سریع و دقت عملیاتی مثالزدنی است. یک ویژگی بارز این یگانها دسترسی به ابزارهایی است که با پیشرفتهترین فناوریهای نظامی ساخته شدهاند و بودجههای کلانی برای توسعه و بهکارگیری آنها هزینه میشود.
تصویری که سینما از نیروهای ویژه نشان میدهد معمولا ترکیبی از واقعیت و بزرگنمایی است. فیلمهای هالیوودی سالهاست تجهیزاتی را به نمایش گذاشتهاند که حتی برای پیشرفتهترین نیروهای نظامی جهان نیز بیشتر شبیه داستانهای علمی تخیلی است. با این حال، بسیاری از ابزارهایی که در اختیار یگانهای عملیات ویژه قرار دارد بهقدری پیشرفته هستند که گاهی مرز خیال و واقعیت را محو میکنند.
اگرچه نامهایی مانند دلتا فورس ارتش آمریکا یا تیمهای نخبه تفنگداران دریایی آمریکا بیشتر در ذهن مردم آشنا هستند، اما کشورهای دیگری نیز یگانهایی دارند که از لحاظ مهارت و دسترسی به تجهیزات مدرن در بالاترین سطح قرار میگیرند. برای نمونه میتوان از نیروی هوابرد ویژه بریتانیا که با نام SAS شناخته میشود، نیروهای اسپتسناز روسیه، و واحد نخبه سایرت متکال در اسرائیل نام برد؛ یگانهایی که در عملیاتهای مخفی، آزادسازی گروگان، مقابله با تروریسم و شناساییهای فوق محرمانه شهرت جهانی دارند.
هر یک از این یگانها مجموعهای از ابزارهای نظامی پیشرفته را در اختیار دارند که برای افزایش بقا، افزایش دقت و کاهش احتمال شناسایی طراحی شدهاند. فناوریهایی که در ساخت این تجهیزات به کار میرود غالبا سالها از امکانات در اختیار نیروهای معمولی جلوتر است و بسیاری از آنها پس از مدتها محرمانه بودن، تازه در اختیار عموم ارتشها قرار میگیرد.
در ادامه به معرفی چند گروه از تجهیزات مدرنی پرداخته میشود که به طور معمول در اختیار نیروهای عملیات ویژه قرار میگیرند. این ابزارها بخشی از توانایی یگانهایی هستند که در سختترین شرایط مأموریتها را به انجام میرسانند و هر کدام نشان میدهد که چگونه ترکیب آموزش سخت و فناوری پیشرفته میتواند نیرویی بسازد که برای انجام حساسترین عملیاتها انتخاب میشود.

سیستم هشدار تهدید مشترک
مناطق شهری، یکی از خطرناکترین محیطها برای عملیات تهاجمی یا ضدشورشی نیروهای نظامی محسوب میشود. ساختمانهای بلند و متراکم به مدافعان اجازه میدهد که بهراحتی مخفی و جابهجا شوند. برای مقابله با این وضعیت، فرماندهی عملیات ویژه تفنگداران دریایی آمریکا (MARSOC) بخشی قابلحمل از بسته بزرگتر SIGINT/EW (اطلاعات سیگنال و جنگ الکترونیک) را به نام «سیستم هشدار تهدید مشترک» بهکار میگیرد.
این سیستم که برای سطح تاکتیکی طراحی شده و آنقدر کوچک است که روی پشت یک تفنگدار حمل میشود، باندهای VHF و UHF را اسکن کرده و جهت و موقعیت سیگنالهای رادیویی را در لحظه مشخص میکند. به عبارت دیگر، کاربر نهتنها میتواند مکالمات رادیویی را شنود کند، بلکه میتواند بفهمد این سیگنالها دقیقاً از کجا میآیند؛ آنهم از طریق نمایش روی یک نقشه شبیه تبلت. میتوان این سیستم را مانند «چشمهای دیجیتال و رادیویی» یک یگان تفنگداران دریایی در میدان نبرد دانست.
این سیستم همچنین مجهز به امواج LPD/LPI (احتمال کشف/رهگیری پایین) و سایر فناوریهای کنترل انتشار سیگنال است تا از رهگیری متقابل توسط دشمن جلوگیری کند.

خمپارههای بیصدا
مهندسان مؤسسه Burevestnik در روسیه تلاش کردند خمپارههای پرسروصدا را «بیصدا» کنند و نتیجه آن مدل 2B25 Gull بود. این سلاح ۱۳.۵ کیلوگرمی که در اختیار نیروهای ویژه ارتش روسیه (اسپتسناز) قرار دارد، گلولههایی شلیک میکند که صدایی در حد یک تفنگ کلاشینکف با صداخفهکن تولید میکنند؛ چیزی که در دنیای خمپارهها معادل «بیصدا» محسوب میشود.
راز اصلی، خود خمپاره نیست؛ بلکه گلوله 3VO35 با کالیبر ۸۲ میلیمتر است که شلیک میشود. این گلوله به جای استفاده از خرجهای پیشران سنتی، از یک کارتریج یکپارچه با پیستون در انتهای بدنه بلند خود بهره میبرد. در عمل، زمانی که خمپاره 2B25 مهمات انفجاری خود را شلیک میکند، این کار را بدون صدا، دود یا شعلهی دهانه انجام میدهد.
البته این فناوری یک نقطه ضعف دارد: بُرد کمتر. چون کارتریج بهصورت داخلی عمل میکند، گاز پیشران کمتری برای پرتاب گلوله تولید میشود؛ یعنی گلوله خیلی دور نمیرود. برای مقایسه، خمپاره سبک ۶۰ میلیمتری M224 ارتش آمریکا و حتی خمپاره قدیمی شوروی M-37 (جنگ جهانی دوم)، هر دو میتوانند گلوله خود را تا ۳ کیلومتر شلیک کنند. اما برد خمپارهانداز ۲B25 تنها ۰.۷ مایل (حدود ۱.۱ کیلومتر) است.
با این حال، کنار گذاشتن بُرد برای دستیابی به استتار و بیصدایی کامل معاملهای منطقی است، مخصوصاً برای نیروهای اسپتسناز که معمولاً اهدافشان در فاصله نزدیک قرار دارد.

سیستمهای هدفگیری هوشمند
گاهی در میدان نبرد، اولین شلیک تعیینکنندهترین شلیک است. چه ابزاری بهتر از یک سیستم هدفگیری پیشرفته برای کمک به تفنگداران دریایی آمریکا و نیروهای عملیات ویژه ارتش اسرائیل؟ اینجاست که SMARTSHOOTER SMASH 2000 وارد میدان میشود؛ سیستمی اسرائیلی که با دقتی بالا روی هدف قفل کرده و در بهترین لحظه ممکن شلیک را فعال میکند.
سیستمهای هدفگیری هوشمند مدتهاست وجود دارند، اما چیزی که SMASH 2000 ارائه میدهد، کنترل کامل آتش و ردیابی خودکار برای سلاحهای سبک است. این سیستم از سه بخش تشکیل میشود:
- یک سیستم نشانهگیری اپتیکی
- یک قبضه مخصوص
- یک دکمه فشاری
تمام اینها روی یک سلاح نصب میشوند؛ برای مثال، مسلسل M4A1 که نیروهای عملیات ویژه آمریکا در سوریه از آن استفاده کردهاند. سیستم اپتیکی بیشترین بار پردازشی را بر عهده دارد. این بخش با دوربین، مسافتیاب لیزری، و رایانه داخلی زاویه دقیق شلیک را محاسبه میکند؛ حتی اگر تیرانداز حرکت داشته باشد. با توجه به گسترش استفاده از پهپادها و کوادکوپترها در میدان نبرد، SMASH 2000 کاربرد مهم دیگری هم دارد و میتوان از آن به عنوان یک سلاح ضدپهپاد هم استفاده کرد.
این تکنولوژی هنوز در ارتش آمریکا بهصورت سراسری استفاده نمیشود، اما نیروهای عملیات ویژه در مأموریتهای خود در سوریه با این سیستم در میدان نبرد دیده شدهاند. ارتش آمریکا مدتهاست به فناوریهای پیشرفته اپتیکی و سیستمهای ضدپهپاد علاقه دارد و SMASH 2000 پاسخی عملی به این نیاز است.

هدفونهای استخوانی
سکوت و پنهانکاری برای نیروهای عملیات ویژه حیاتی است. اگر موقعیت خود را آشکار کنید، دشمن میداند کجا هستید و میتواند فوراً وارد عمل شود. یک ابزار پیشرفتهٔ ارتباطی که در ابتدا برای استفادهٔ غیرنظامی ساخته شد، هدفونهای انتقال استخوانی هستند که به نیروهای ویژه اجازه میدهند بدون نقض این قانون طلایی، عملیات انجام دهند.
علم پشت «شنوایی با انتقال استخوانی» شامل یک میانبُر ساده است: دور زدن مجرای گوش خارجی و پردهٔ گوش و ارسال مستقیم ارتعاشها به حلزون گوش از طریق استخوان جمجمه. این کار به استفادهکنندگان دارای اختلال شنوایی که نمیتوانند امواج صوتی را به خوبی از طریق مجرای گوش دریافت کنند، کمک میکند. این ابزارها همچنین زیر آب بسیار مؤثرند، زیرا بهجای استفاده از امواج صوتی، با ارتعاش کار میکنند.
نیروهای ویژه دریایی آمریکا (U.S. Navy SEAL) از آن زمان این نوآوری را برای استفادهٔ تاکتیکی سازگار کرده است؛ آنها گوشیهای انتقال استخوانی را با میکروفونهایی جفت میکنند که عمداً به گلو بسته میشود تا ارتعاشهای ناشی از حنجره را دریافت کند. این ترکیب به نیروهای پوشنده اجازه میدهد در محیطهای ناامن مانند ساختمانی پر از دشمن، به شکل بسیار پنهانی ارتباط برقرار کنند، در حالی که همچنان صداهای محیطی را میشنوند. این سیستمها معمولاً به بیسیمهای رمزگذاریشده مانند AN/PRC-148 MBITR متصل میشوند تا یک سامانهٔ ارتباطی کوچک، کمصدا و بهینه برای پنهانکاری ایجاد کنند.

پهپادهای نانو یا جیبی
پهپاد نانو Black Hornet که نامش بهخوبی با ماهیتش همخوانی دارد، قهرمان فوقسبک دنیای ISR (جمعآوری اطلاعات، نظارت و شناسایی) است. دلیلش این است که در حالی که میتواند بیش از ۲ کیلومتر پرواز کند و نیم ساعت در هوا بماند، با طول تنها ۱۸ سانتیمتر و وزن ۷۰ گرم (در نسخهٔ جدید Black Hornet 4)، آنقدر کوچک و چابک است که در جیب سرباز جا میشود یا بدون جلب توجه از پنجرهها عبور میکند.
این پهپاد که بهطور رسمی توسط شرکت FLIR با عنوان «سامانهٔ شناسایی شخصی» عرضه میشود (و در ارتش آمریکا با نام Soldier Borne Sensor استفاده میگردد)، به شکل یک هلیکوپتر کوچک با روتور بالایی و عقبی طراحی شده است. ناوبری آن با لینک رادیویی مستقیم و کنترل متصل به ماهواره انجام میشود؛ وقتی GPS یا ارتباطات مختل شود، برخی نسخهها میتوانند به ناوبری مبتنی بر دید مستقیم تغییر وضعیت دهند یا بهسادگی به سمت اپراتور بازگردند. دوربینهای الکترواپتیک و تصویربرداری حرارتی روی پهپاد به این معنی است که وقتی Black Hornet در همان نزدیکی است، پنهان شدن در تاریکی تقریباً ناممکن است. اندازهٔ بسیار کوچک آن همچنین به معنای نویز بسیار کم است؛ پس انتظار شنیدن صدای آشنای کوادکوپترها را نداشته باشید.
این ویژگیها Black Hornet را برای شناسایی مدرن و از فاصله نزدیک، فوقالعاده مناسب میکند. این پهپاد در میدان نبرد بهعنوان یک سکوی شناسایی تاکتیکی توسط نیروهای ویژهٔ بریتانیا و آمریکا در افغانستان آزمایش شده و همچنین در نیروهای عملیات ویژهٔ اوکراین مورد استفاده قرار گرفته است. یک ست معمول شامل دو پهپاد، یک ایستگاه اتصال، یک صفحهنمایش لمسی دستی و یک کنترلر نزدیک به ۲۰۰٬۰۰۰ دلار قیمت دارد.










