چند روز پیش ویدیویی از مسابقه تلویزیونی «بازمانده» با اجرای مهران غفوریان و سیامک انصاری منتشر شد که به سرعت در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای پیدا کرد. در این بخش از برنامه، نمادهای تاریخی ایران همچون شیردال و درفش کاویانی به عنوان هدف قرار داده شدند و شرکتکنندگان موظف بودند به سمت آنها سنگ پرتاب کنند. همین اقدام کافی بود تا موجی از انتقادها شکل بگیرد و بسیاری آن را بیاحترامی آشکار به میراث فرهنگی و هویت ملی بدانند.
پس از انتشار این قسمت، کاربران فضای مجازی به شدت به مجریان برنامه تاختند. برخی معتقد بودند این رفتار نوعی بیتوجهی به ارزشهای ملی است و برخی دیگر آن را تلاشی حسابشده برای ایجاد جنجال و وایرالسازی برنامه تفسیر کردند. در میان این واکنشها، نام مهران غفوریان بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفت و بسیاری او را مسئول اصلی این حاشیهها دانستند.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد. غفوریان یک روز پس از انتشار ویدیو، با قرار دادن استوریای تحت عنوان «یاد حسین» دوباره فضای بحث را شعلهور کرد. این حرکت از سوی گروهی از ناظران به عنوان تأکید بر هویت مذهبی در برابر هویت ملی تعبیر شد؛ برداشتی که به شکل ناخواسته دوگانهای حساس و مناقشهبرانگیز را برجسته کرد. همین موضوع موج تازهای از نقدها را به همراه داشت و برخی کاربران این اقدام را «تشدید شکاف هویتی» توصیف کردند.
این اتفاق نشان میدهد که استفاده از نمادهای تاریخی و فرهنگی در قالب سرگرمی تلویزیونی میتواند پیامدهای اجتماعی گستردهای داشته باشد. در شرایطی که مخاطبان نسبت به ارزشهای ملی و مذهبی حساسیت بالایی دارند، کوچکترین تصمیم در طراحی یک برنامه میتواند به بحثی فراگیر و حتی مناقشهای اجتماعی تبدیل شود.

با این حال هنوز مشخص نیست که آیا این اقدامات عامدانه بوده یا در چارچوب فضاسازیهای رایج برای دیدهشدن محتوا رخ داده؛ اما فعلاً نتیجه به نفع غفوریان نبوده و حجم توهینها و خشم عمومی، فشار زیادی بر او وارد کرده است.
ما تو را با زیر آسمان آبی آن شهر به یاد میآوریم
غفوریان که در دو دهه گذشته یکی از محبوبترین بازیگران آثار طنز تلویزیون بود، بهخصوص با نقش بهیادماندنی «بهروز خالیبند» در زیر آسمان شهر، طی سالهای اخیر از فضای کمدی فاصله گرفته و در آثاری چون زخم کاری و قورباغه نقشهایی جدی و گاه منفی ایفا کرده است. همین تغییر مسیر هنری، بهزعم برخی منتقدان، باعث شده فاصلهای میان او و بخشی از مخاطبان قدیمیاش ایجاد شود و تصویر پیشین او، یعنی بازیگری با انرژی مثبت و لحن شوخطبع، کمرنگتر به نظر برسد.

در کنار این موضوع، حضور غفوریان در برخی محافل و همکاریهای متفاوت در سالهای اخیر نیز گمانهزنیهایی درباره تغییر جایگاه اجتماعی او ایجاد کرده است؛ گمانهزنیهایی که البته واقعیت یا صحت آنها روشن نیست، اما در فضای پرتنش و عصبی این روزهای جامعه، بستر مناسبی برای قضاوتهای تند فراهم کرده است.
در شرایطی که افکار عمومی نسبت به هر نشانهای از بیاعتنایی به هویت ملی حساسیت فراوان نشان میدهد، طبیعی است که چنین اقداماتی واکنشهایی فراگیر برانگیزد. جامعه امروز ایران، هم خسته و عصبی است، هم در لحظاتی به شدت ملیگرا میشود و هم از هنرمندان انتظار هوشمندی رسانهای بیشتری دارد.

با تمام اینها، بسیاری از مردم هنوز خاطرات خنداننده غفوریان را با لبخند به یاد میآورند و امیدوارند او بار دیگر بتواند با همان صمیمیت و شیرینی گذشته، فاصله ایجادشده با بخشی از مخاطبانش را ترمیم کند. در نهایت، جامعه ایران نشان داده اگرچه سریع عصبانی میشود، اما بخشنده و اهل فراموش کردن اشتباهات نیز هست؛ بهویژه از هنرمندانی که سالها بخشی از خاطرات جمعی مردم بودهاند.
در ادامه میتوانید ویدیویی که اخیراً از مسابقه بازمانده در فضای مجازی ترند شده را مشاهده کنید.







