جشن حنوکا که با نامهایی مانند حانوکا یا عید روشنایی نیز شناخته میشود، از کهنترین مناسبتهای مذهبی در میان یهودیان به شمار میرود و معمولاً همزمان با روزهای پایانی ماه دسامبر و نزدیکی به کریسمس برگزار میشود. این آیین هرساله به مدت هشت روز ادامه دارد و ریشه آن به دورهای تاریخی بازمیگردد که جامعه یهودی برای حفظ باورها و هویت دینی خود با فشار و سرکوب روبهرو بود.
مفهوم اصلی حنوکا بر پایه یادآوری مقاومت، پایداری و ازخودگذشتگی نسلهای گذشته شکل گرفته است؛ دورانی که حفظ ایمان بهایی سنگین داشت. روشن کردن شمعها در هر یک از شبهای این جشن، صرفاً یک رسم نمادین نیست، بلکه بازتابی از امید، بقا و غلبه روشنایی بر تاریکی در سختترین شرایط است.
واژه عبری حانوکه به معنای گشایش و آغاز دوباره به کار میرود و همین معنا، جایگاه ویژه این عید را در تاریخ یهودیان نشان میدهد. حنوکا یادآور پیروزیهایی است که تنها نظامی نبودند، بلکه نشانهای از زنده ماندن ایمان، فرهنگ و هویت در برابر فراموشی و اجبار به شمار میآیند؛ روایتی که آن را به یکی از مهمترین مناسبتهای آیینی یهود تبدیل کرده است.

بر اساس آداب این جشن، کلیمیان در شب اول، نخستین شمع را به همراه یک شمع با عنوان «شماس» یا خادم روشن میکنند و در مراحل بعدی هر شب یک شمع به شمعها افروخته اضافه میشود. به این ترتیب در آخرین روز از جشن، ۹ شمع «منورا» روشن خواهند شد، ولی شمعدان اصلی «منورا» که در بیتالمقدس قرار دارد ۷ شاخه دارد. یهودیان در این ایام بعد از روشن کردن هر شمع، دعای ویژه همان شب را خوانده و در طول روز نیز در هنگام عبادت دعای مخصوص خود را میخوانند.

فلسفه و پیدایش جشن یا عید حنوکا
در داستانهای یهودیان نقل شده که این عید یادگار مبارزات و فداکاریهای اجداد آنها با دشمن کافر برای حفظ دین و آیین خود است. بر اساس این داستان روزگاری قوم یهود در سرزمین مقدس زیر یوغ حکمرانی فرمانروایان یونانی میزیستند.
یونانیان که دارای عقاید خرافی بودند و خدایان متعدد و ارباب مختلف را میپرستیدند، مشاهده کردند که ملت یهود فقط یک خدا را پرستش میکردند، آن هم خدایی که هیچگونه مظهر و بتی را نباید برای او ساخت. یونانیان از این موضوع به خشم آمدند. آنها میخواستند عقاید خرافی و پرستش خدایان فراوان خود را بر این ملت تحمیل نمایند و برای این منظور تبلیغات دامنهداری را بین یهودیان بهراه انداختند. مدارسی باز کردند که تا در آن فرهنگ یونانی را تدریس و اطفال یهودی را با کیش خود آشنا سازند و در این راه تا حدودی هم موفق شدند؛ آنها عدهای را به آیین خود دعوت کردند و به این ترتیب، برخی از یهودیان آیین اجدادی را رها و به کیش یونانیان درآمدند. ناگفته نماند که عدهای نیز بر آیین خود باقی ماندند، یونانیان شروع به آزار و اذیت قوم یهود کردند و در این زمان بود که هفت پسر «حنا» را که حاضر نشدند بتپرست شوند کشتند و آخرین فرزند وی نیز در دامان مادر کشته شد.

ناگهان «متتیا کهن گادول» (کاهن بزرگ) یک پیرمرد ۸۰ ساله (معروف به خانواده حشموناییها) با مشاهده این ظلم به اتفاق ۵ پسر خود علیه یونانیان قیام کرد. روزی افسر یونانی با جوخه سربازان خود، مردم دهکده «مودیعین» را در میدان دهکده جمع کرده و قربانگاهی بنا کرد؛ او از مردم خواسته بود که داوطلبانه بت ژوپیتر، ربالنوع بزرگ یونانیها را پرستش و برای آن قربانی کنند. اگرچه کسی حاضر به این کار نشد و ناگهان یک یهودی که از دین خود برگشته بود داوطلب بودن خود را اعلام کرد. با دیدن این خیانت خون متتیا کهن گادول به جوش آمد و جلو رفت؛ او با یک ضربه شمشیر به زندگی وی پایان داد.
سربازان یونانی به سوی متتیا کهن گادول هجوم آوردند. ولی فرزندان متتیا و سایر مردم هیجان شده شده و تمام یونیان را کشتند و جنگی درگرفت و سالها به طول انجامید. متتیا فوت کرد ولی پنج فرزند وی که یهودای مکابی در رأس آنها قرار داشت نبرد را ادامه دادند تا پیروز شدند و بیت همیقداش (بیتالمقدس) از لوث بتها مطهر شد.

آنها خواستند پس از سالهای بسیاری که در بیتالمقدس عبادت الهی انجام نشده بود بار دیگر به تجدید عبادت بپردازند. همه جا را آراستند و مقدمات امر را شروع کردند. هنگامی که خواستند چراغ هفت شاخه را روشن کنند، دیدند که «روغن مقدس» فقط برای یک شب کافی است ولی معجزه الهی پدیدار شد و این روغنی که فقط برای یک شب چراغداران کافی بود، به طور معجزهآسایی هشت شب روشنایی داد و امروزه به همین منظور با وجود گذشت بیش از دو هزار سال از آن تاریخ، هر ساله به همین مناسبت از ۲۵ ماه کیسلو جشنی موسوم به جشن حنوکا برگزار میشود.
روشن کردن شمع در این زمان نیز نمادی از پیروزی روشنی بر تاریکی است.











