یک پیشگوی معروف که پیشبینیهای مهمی به او نسبت داده میشود، زمان احتمالی برای پایان حیات بشری را مشخص کرده بود.
یکی از مشهورترین پیشگویان جهان که پیشبینیهای او درباره برخی وقایع بزرگ تاریخی مورد توجه قرار گرفته، تاریخ دقیقی را برای خاتمه حیات در کره زمین پیش بینی کرده است. این پیشگو که سالها پیش از دنیا رفته، اظهار داشت که فرآیند انقراض نهایی انسان در هزارههای آینده و بر اثر یک حادثه بزرگ کیهانی رخ خواهد داد.
بر اساس گفتههای نقل شده از او، مسیر آینده بشر تا آن نقطه شامل تحولات گستردهای خواهد بود. در این روایت، انسانها نه تنها بر زمین، بلکه در فضای اطراف آن نیز سکونت خواهند داشت و به پیشرفتهای خارقالعادهای در زمینه فناوری دست خواهند یافت. بر اساس این پیشگویی، حتی امکان تعامل با موجودات هوشمند غیرزمینی نیز وجود دارد. اما در نهایت، یک رویداد فضایی با ابعاد و شدت بسیار زیاد، باعث نابودی همه این دستاوردها و خود حیات خواهد شد.
این پیشبینی، مانند بسیاری از پیشگوییهای دیگر، در هالهای از ابهام قرار دارد و بیشتر به عنوان بخشی از فرهنگ عامه و داستانهای اسرارآمیز به آن نگاه میشود. با این حال، اشاره به گسترش بشر در منظومه شمسی و دستیابی به فناوریهای بسیار پیشرفته، با برخی سناریوهای آیندهپژوهی علمی همخوانی دارد. تفاوت اصلی در این است که علم بر اساس دادههای قابل مشاهده و قوانین فیزیکی پیشبینی میکند، در حالی که پیشگوییهای اینچنینی ریشه در باورهای ماوراءالطبیعه دارند.
این داستان بیش از هر چیز نشاندهنده کنجکاوی همیشگی انسان درباره آینده و تمایل به دانستن سرنوشت نهایی است. ترس از یک پایان بزرگ و ناگهانی، موضوعی است که در اسطورهها، ادیان و فرهنگهای مختلف به شکلهای گوناگون بیان شده است. پیشبینی زمان دقیق چنین رویدادی، اگرچه از نظر علمی تأییدشدنی نیست، اما همیشه توجه مردم را جلب میکند و باعث بحث و گفتگو میشود.

از جمله نقاط عطف مهم در قرنهای منتهی به سال ۵۰۷۹ میتوان به وقوع جنگی در مریخ در سال ۳۰۰۵، برخورد جرمی با ماه در سال ۳۰۱۰ و نابودی کامل حیات روی زمین در سال ۳۷۹۷ اشاره کرد؛ در حالی که انسانها پیش از آن، سیارهای جدید را برای سکونت استعمار کردهاند.
در دهههای ۴۳۰۰ میلادی، بشریت از نظر فناوری و اخلاقی پیشرفت چشمگیری میکند؛ همه بیماریها درمان میشوند و ظرفیت مغز انسان افزایش مییابد، بهگونهای که مفاهیمی مانند شر و نفرت از میان میروند. تمدن انسانی در سال ۴۶۷۴ به اوج قدرت خود میرسد؛ جمعیتی حدود ۳۴۰ میلیارد نفر در سیارات مختلف زندگی میکنند و نخستین مراحل همزیستی با گونههای فرازمینی شکل میگیرد.
در سالهای پایانی، انسانها مرز جهان شناختهشده را کشف میکنند و درباره عبور از آن به بحث میپردازند. سرانجام در سال ۵۰۷۹، این تصمیم یا فاجعهای مرتبط با آن، به وقوع «آخرالزمان مطلق» منجر میشود؛ رویدادی که نهتنها تمدن انسانی، بلکه کل جهان را به پایان میرساند.

بابا وانگا هیچگاه پیشبینیهای خود را بهصورت مکتوب ثبت نکرد. بیشتر روایتها از گفتههای او، از سوی خواهرزادهاش، کراسیمیرا استویانووا یا دیگر اطرافیانش نقل شدهاند؛ افرادی که پس از مرگ او ادعا کردند رؤیاها و پیشگوییهایش را ثبت کردهاند و در عین حال، به سوءبرداشت یا تفسیر نادرست سخنان او متهم شدهاند.
بابا وانگا با نام اصلی وانگِلیا پاندِوا دیمیترووا در سال ۱۹۱۱ متولد شد و بهعنوان یک عارف، غیبگو و گیاهدرمانگر نابینای بلغاری شهرت یافت. بابا وانگا در ۱۲ سالگی بر اثر گرفتار شدن در یک گردباد بینایی خود را از دست داد؛ رویدادی که بنا بر ادعاها، همزمان با شکلگیری تواناییهای روانی او بوده است.
پس از ورود به دهه چهارم زندگی، ادعا میشود تواناییهای وانگا در پیشبینی آینده، درمان و فالگویی برجستهتر شد و افراد بسیاری برای دریافت راهنمایی به او مراجعه میکردند. او پیشگوییهای متعددی، اغلب بهصورت مبهم، درباره بلایای طبیعی، تحولات سیاسی و فناوریهای آینده مطرح کرد؛ پیشبینیهایی که طرفدارانش مدعیاند برخی از آنها به رویدادهایی مانند فاجعه زیردریایی کورسک، برگزیت و ظهور داعش اشاره داشتهاند.

یکی از مشهورترین پیشبینیهای منتسب به او، حمله به برجهای دوقلوی نیویورک در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است. او در این باره گفته بود: «دو پرنده فلزی به برادران آمریکایی ما برخورد خواهند کرد، گرگها از میان بوتهها زوزه خواهند کشید و خون بیگناهان همچون رود جاری خواهد شد.»
با وجود داشتن طرفداران پرشمار، کارشناسان هشدار میدهند که این پیشگوییها ماهیتی حدسی دارند و بر پایه شواهد و واقعیتهای مستند استوار نیستند. بر اساس پیشگوییهای منسوب به بابا وانگا، مسیر بشریت بهسوی پایان نهایی خود از جایی بسیار فراتر از زمین آغاز میشود.
گفته میشود تا سال ۳۰۰۵، جوامع انسانی آنچنان در فضا گسترش یافتهاند که جنگی در مریخ رخ میدهد؛ نزاعی بهقدری شدید که حتی حرکات سیارهای را دستخوش تغییر میکند. بنا بر این روایتها، تنها پنج سال بعد، در سال ۳۰۱۰، یک دنبالهدار یا سیارک با ماه برخورد میکند و با پرتاب حجم عظیمی از آوار به مدار زمین، حلقهای قابل مشاهده پیرامون سیاره شکل میگیرد؛ رخدادی که چهره آسمان شب زمین را بهشکلی چشمگیر دگرگون میکند.

تا سال ۳۷۹۷، تمامی حیات روی زمین از میان میرود و بشریت ناچار میشود برای بقا، در سیارهای دیگر در گوشهای از کیهان سکونتگاههایی جدید بنا کند. اما این بقا بهایی سنگین دارد. طبق پیشبینیهای منسوب به بابا وانگا، بین سالهای ۳۸۰۳ تا ۳۸۰۵، کمبود منابع به جنگهایی ویرانگر میان بازماندگان میانجامد؛ جنگهایی که بیش از نیمی از جمعیت بشر را نابود کرده و تمدن انسانی را تا آستانه فروپاشی پیش میبرد.
در پی این فاجعه، روند پیشرفت متوقف میشود. از حدود سال ۳۸۱۵ تا ۳۸۷۸، انسانها به جوامعی قبیلهای و پراکنده بازمیگردند و در گروههای کوچک زندگی میکنند، تا آنکه ظهور یک پیامبر جدید، نظم اخلاقی را دوباره برقرار میسازد. گفته میشود این شخصیت، کلیسایی قدرتمند بنیان میگذارد که افزون بر گسترش آموزههای دینی، دانش علمی فراموششده را نیز احیا میکند و زمینه بهبود تدریجی اوضاع را فراهم میآورد.
در اوایل دهه ۴۳۰۰، تمدن انسانی وارد عصر طلایی تازهای میشود. شهرهای جدید شکل میگیرند، دستاوردهای علمی شتاب میگیرند و بشر موفق میشود همه بیماریهای شناختهشده را درمان کند. پیشرفتهای چشمگیر در ژنتیک و علوم اعصاب، امکان افزایش چشمگیر ظرفیت مغز انسان را فراهم میآورد؛ بهگونهای که مفاهیمی چون نفرت و شر بهکلی از میان میروند.

تا سال ۴۵۰۹، بشریت به مرحلهای از تعالی اخلاقی میرسد که بنا بر این پیشگوییها، ارتباط مستقیم با خدا ممکن میشود. این خط زمانی در اواخر قرن چهلوپنجم شگفتانگیزتر هم میشود. در سال ۴۵۹۹، انسانها به جاودانگی دست مییابند؛ دستاوردی که ساختار جامعه را بهطور بنیادین دگرگون میکند.
تمدن بشری در سال ۴۶۷۴ به اوج مطلق خود میرسد؛ با جمعیتی حدود ۳۴۰ میلیارد نفر که در چندین سیاره پراکندهاند و مراحل اولیه همزیستی و ادغام با موجودات فرازمینی نیز آغاز شده است. در سالهای پایانی پیش از پایان، انسانها به کشفی دست مییابند که سرنوشت نهاییشان را رقم میزند. بین سالهای ۵۰۷۶ تا ۵۰۷۸، کاوشگران به مرز جهان شناختهشده میرسند؛ لبهای اسرارآمیز که ماهیت واقعی آن ناشناخته است.
این کشف، بشریت را دوپاره میکند و بخش قابل توجهی از انسانها با عبور از این مرز مخالفت میکنند. با وجود این هشدارها، بشر به پیشروی ادامه میدهد و در نهایت، در سال ۵۰۷۹، پیشگویی بابا وانگا به آنچه او «آخرالزمان مطلق» نامیده بود ختم میشود؛ رویدادی که به نابودی تمدن انسانی و شاید خودِ جهان میانجامد.











