در شمال آمریکای جنوبی، کشوری خوابیده است بر تختی از طلا و الماس و در زیر آن، اقیانوسی از نفت جریان دارد. ونزوئلا، با آنکه نامش اغلب با بحران اقتصادی و سیاسی گره خورده، از نظر جغرافیای ثروت، یکی از استثناییترین نقاط کره زمین است. اینجا، زمین نه بخشنده، که به معنای واقعی کلمه ولخرج است.
گنجینهای که جهان را میچرخاند
آمارها از ابعاد این ثروت حرف میزنند، اما درک عمق آن نیاز به تصویرسازی دارد:
نفت: ونزوئلا با ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخیره اثباتشده، غول بلامنازع نفتی جهان است. این مقدار، از کل ذخایر عربستان سعودی نیز فراتر میرود.
گاز طبیعی: با حدود ۵٫۵ تریلیون مترمکعب ذخیره، در جمع ۱۰ کشور برتر جهان جای دارد.
طلا: برآوردها از وجود حداقل ۲۳۴۳ تن طلا خبر میدهند – گنجی که میتواند بدهیهای کلان کشور را بارها تسویه کند.
آهن: ذخایری عظیم که این کشور را در رده هشتم جهانی قرار داده است.
الماس: ادعای جسورانه دولت ونزوئلا این است که بزرگترین ذخایر الماس جهان، حتی بیش از روسیه و بوتسوانا، در دل زمین این کشور نهفته است.
این فهرست، تنها بخشی از کاتالوگ منابعی است که ونزوئلا را به یک «ابرکشور معدنی» بالقوه تبدیل کرده است. قلب این ثروت در امتداد رودخانه اورینوکو میتپد: کمربند نفتی اورینوکو در شمال و کمان معدنی اورینوکو در جنوب.

نفرین منابع: چرا ثروت به فقر انجامید؟
سؤال بزرگ و دردناک این است: چگونه کشوری با چنین موهبت خدادادی، به یکی از بحرانزدهترین اقتصادهای جهان، با ابرتورم، کمبودهای گسترده و مهاجرت میلیونی تبدیل شده است؟
پاسخ در پارادوکس مدیریت نهفته است. این ذخایر عظیم، برای دههها نه یک موهبت، که یک نفرین بودهاند. وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، کشور را در برابر نوسانات بازار جهانی شکننده کرد. سوءمدیریت، فساد سیستماتیک، سرمایهگذاری ناکافی در زیرساخت و تنشهای پیوسته با قدرتهای جهانی (که به تحریمهای فلجکننده انجامید)، حلقهای آهنین به دور پتانسیل ونزوئلا کشید. در نتیجه، چاههای نفت به مرور از رونق افتادند، معادن با ظرفیت بسیار پایین کار میکنند و رویای توسعه در سایه واقعیت فلاکت محو شده است.
بازی بزرگ ژئوپلیتیک: نبرد بر سر گنج خفته
ثروت ونزوئلا تنها یک مسأله اقتصادی نیست؛ یک ابزار ژئوپلیتیک بسیار قدرتمند است. ذخایر عظیم آن، به ویژه نفت فوقسنگین، همواره مورد طمع و رقابت قدرتهای جهانی بوده است.
آمریکا به طور سنتی بزرگترین مشتری نفت ونزوئلا بود، اما تحریمها این جریان را محدود کرد. کنترل این منابع میتواند امنیت انرژی آمریکا را تقویت و رقبای استراتژیکش را تضعیف کند.
چین و روسیه در سالهای اخیر با سرمایهگذاری و دادن وام در ازای نفت، نفوذ خود در این کشور را گسترش دادهاند.
دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، توسط آمریکا، اگر محقق شود، تنها یک اقدام حقوقی نیست؛ یک حرکت استراتژیک برای تصاحب اهرم کنترل بر این گنجینه زیرزمینی است. این رویداد میتواند نقشه دسترسی به منابع ونزوئلا را برای دههها تغییر دهد و آن را به یکی از کانونهای تنش آینده جهان تبدیل کند.
آینده در ترازو
ونزوئلا تجسم آشکار این اصل است که منابع طبیعی به خودی خود ثروت نمیآفرینند. ثروت واقعی حاصل حکمرانی خوب، زیرساخت مدرن، ثبات سیاسی و مشارکت هوشمندانه در بازار جهانی است. تا زمانی که این معادله در ونزوئلا برقرار نشود، این کشور همچنان اسیر تناقضی عظیم خواهد بود: ملتی گرسنه در سرزمینی از طلا. آینده ونزوئلا نه در اعماق زمین، که در اراده نخبگان سیاسی و انتخابهای جامعه بینالملل برای همکاری یا تحریم تعیین خواهد شد.











