فصل پایانی آخرین پیمان عملیاتی کنترل تسلیحات هستهای میان دو ابرقدرت هستهای جهان به انتها رسید. با انقضای پیمان نیو استارت در نیمهشب پنجشنبه، دورهای از محدودیتهای متقابل و تا حدی شفافیت در زرادخانههای اتمی آمریکا و روسیه به پایان رسید و جهان وارد مرحلهای بیسابقه از عدم اطمینان راهبردی شد. فقدان این چارچوب حقوقی که برای بیش از یک دهه به عنوان تنها زنجیره مهارکننده رقابت تسلیحاتی عمل میکرد، پنجرهای را به سوی یک عصر جدید و بالقوه بیثبات گشوده است.
پیامدهای این انقضا فراتر از یک تغییر دیپلماتیک صرف است. برای نخستین بار پس از دههها، واشنگتن و مسکو فاقد هرگونه سازوکار الزامآور برای محدود کردن تعداد کلاهکهای مستقر، سکوهای پرتاب یا تضمین حق بازرسی متقابل هستند. این خلأ نظارتی، امکان توسعه، استقرار و مانور آزادانهتر تسلیحات راهبردی را برای هر دو طرف فراهم میکند و منطق بازدارندگی را از یک حسابگری کنترلشده به سوی یک محاسبهگری مخاطرهآمیز و مبتنی بر حدس و گمان سوق میدهد.
در این فضای جدید، اظهارات مقامات دو طرف آشکارا برجستهتر و تهدیدآمیزتر به نظر میرسد. سخنان یک مقام ارشد روس درباره ظرفیت فناوری کشورش برای «نابودی کل سیاره زمین» را باید در این چارچوب تحلیل کرد: نه لزوماً به عنوان اعلام یک قصد فوری، بلکه به عنوان نمایشی از قدرت و هشداری در یک بازی جدید بدون قواعد روشن. از سوی دیگر، موضع آمریکا مبنی بر مشروط کردن هرگونه توافق آینده به مشارکت چین، نشاندهنده تحولی بنیادین در نگرش راهبردی واشنگتن است. این رویکرد، که خواستار سهجانبهسازی محدودیتهای هستهای است، با مخالفت قاطع پکن روبرو شده و به تنشهای ژئوپلیتیک موجود در آسیا ابعاد اتمی بخشیده است.
بازگشت به دوران پیش از نیو استارت، به معنای بازگشت به جهانی با خطر فزاینده سوءتفاهم، تصاعد سریع بحران و احتمال بالاتر درگیری تصادفی است. نهادهای پژوهشی مستقل هشدار دادهاند که جهان هرگز تا این اندازه به نمادینترین نشانه خطر نزدیک نبوده است. نگرانی اصلی، آغاز یک «مسابقه تسلیحاتی سه یا چندجانبه مهارنشدنی» است، جایی که نه تنها روسیه و آمریکا، بلکه قدرتهای هستهای دیگر مانند چین، هند و پاکستان نیز ممکن است در چرخه افزایش کمی و کیفی تسلیحات درگیر شوند.
واقعیت این است که تراکم عظیم توان تخریب همچنان در دستان دو کشوری است که اکنون فاقد یک سند الزامآور برای مدیریت آن هستند. برآوردها حاکی از آن است که این دو کشور همچنان مالک نزدیک به ۹۰ درصد کل کلاهکهای هستهای عملیاتی جهان هستند. اکنون، در غیاب پیمان نیو استارت، حتی اطلاعات پایه درباره تعداد دقیق کلاهکهای مستقر هر طرف نیز به رازی کاملاً محرمانه تبدیل شده است. این تاریکی اطلاعاتی، خود به عاملی برای بیثباتی و افزایش حدسهای پرهزینه در زمان بحران تبدیل خواهد شد.
آینده پیشرو به شدت به انتخابهای سیاسی واشنگتن و مسکو در ماههای آتی وابسته است. آیا دیپلماسی میتواند در سایه تنشهای عمیق کنونی، چارچوب جدیدی حتی مبتنی بر اصول سادهتر تعریف کند؟ یا جهان شاهد دور جدیدی از انباشت تسلیحات و عمیقتر شدن شکاف اعتماد خواهد بود؟ پایان نیو استارت یک پایاننامه نیست، بلکه سرفصلی خطرناک در کتاب طولانی و تاریک عصر هستهای است که قواعد فصل بعدی آن هنوز نوشته نشده است. در این فاصله، جهان ناچار است در سایه نوع جدیدی از بیاطمینانی راهبردی زندگی کند، بیاطمینانیای که هزینه اشتباه در آن به اندازه تاریخ بشریت گران خواهد بود.











