وزارت کشور سوریه روز گذشته از بازداشت امجد یوسف، یکی از مقامات پیشین رژیم بشار اسد، خبر داد. وی به اتهام نقشآفرینی در «کشتار تضامن» – یکی از وحشیانهترین قتلعامهای غیرنظامیان در طول جنگ سوریه – تحت بازداشت قرار گرفته و به بخشی از جنایات خود اعتراف کرده است.

فیلمی که یک جنایتِ سیستماتیک را روایت میکند
به تازگی ویدئویی از اعترافات امجد یوسف، نیروی سابق اطلاعات نظامی سوریه، منتشر شده که روایتگر جزئیات هولناکی از اعدام دستهجمعی غیرنظامیان در محله «تضامن» دمشق است. یوسف در این ویدئو تأیید کرده که ویدئوی پیشینِ منتسب به این کشتار – که یکی از تکاندهندهترین اسناد جنایت جنگی در سوریه محسوب میشود – مربوط به اقدامات او و همدستش، نجیب الحلبی، بوده است. به گفته او، دهها نفر که با عنوان «مظنون به همکاری با گروههای مسلح» بازداشت شده بودند، به محل گودالی از پیش حفرشده هدایت میشدند. نیروهای امنیتی به سوی آنها تیراندازی میکردند و پس از آن اجساد سوزانده شده و همان جا دفن میشدند.
چگونه نام «امجد یوسف» افشا شد؟
نخستین بار نام و تصویر این فرد در سال ۲۰۲۲ و در گزارش تحقیقی مجله «نیولاین» منتشر شد. این گزارش که بر پایه ویدئوهای ضبطشده از صحنه جنایت نوشته شده، نشان میداد که نیروهای نظامی سوریه در آوریل ۲۰۱۳، ۲۸۸ غیرنظامی از جمله هفت زن و دوازده کودک را به قتل رساندهاند. در آن فیلمها که شامل ۲۷ برداشت جداگانه است، نظامیان بدون هیچ هراسی چهره خود را مقابل دوربین نشان میدهند و با خونسردی کامل اسیران خود را اعدام میکنند. این گزارش توسط انصار شهود (پژوهشگر سوری) و اوغور اومیت اونگور (استاد دانشگاه آمستردام) نوشته شد و برای نخستین بار امجد یوسف را به عنوان یکی از عوامل اصلی این فاجعه معرفی کرد.

«آنا»؛ پروفایل جعلی که حقیقت را افشا کرد
نویسندگان این گزارش برای دستیابی به هویت قاتلان حاضر در فیلمها، یک پروفایل جعلی در فیسبوک به نام «آنا» (یک زن جوان طرفدار رژیم اسد) ایجاد کردند. فهرست دوستان این پروفایل شامل انبوهی از نیروهای وفادار به رژیم بود. سرانجام و به طور کاملاً تصادفی، هویت امجد یوسف از روی یک زخم افقی بر روی ابروی چپش – که در یکی از عکسهای منتسب به شعبه ۲۲۷ اطلاعات نظامی دیده میشد – تأیید شد. بررسی پستهای فیسبوکی یوسف نیز این هویت را قطعی کرد؛ از جمله پستی که در آن برای همدستش، نجیب الحلبی، که در سال ۲۰۱۵ کشته شده بود، سوگواری کرده بود.

قتل عام در روشنایی روز؛ با لباس رسمی و ضبط HD
گزارش نیولاین توصیف دقیقی از صحنه جنایت ارائه داده است. در سه ویدئوی جداگانه (هر کدام حدود هفت دقیقه)، امجد یوسف با لباس نظامی سبز و کلاه ماهیگیری زیتونی، همراه با نجیب الحلبی (با لباس نظامی خاکستری) مشغول اعدام ۴۱ غیرنظامی هستند. الحلبی در صحنه لبخند میزند، سیگار میکشد و حتی با لنز دوربین حرف میزند. قربانیان یکییکی از یک ون سفید پیاده شده و به سمت گودالی هدایت میشوند که از پیش با لاستیک خودرو برای سوزاندن اجساد آماده شده بود. برخی از قربانیان با کلاشینکف و برخی با تپانچه اعدام میشوند. یوسف در جریان اعدام فریاد میزند: «تکتیراندازه، حرومزاده!» و حتی وقتی یکی از قربانیان با شلیک اول و دوم نمرده، با عصبانیت خطاب به او میگوید: «بمیر، حرومزاده! بس نیست؟»
در یکی از صحنهها، دوربین روی اجساد کودکان و نوزادانی که با چاقو یا گلوله کشته شدهاند، میچرخد و فیلمبردار خشک و کوتاه میگوید: «بچههای بزرگترین تأمینکنندگان مالی از محله رکنالدین.» بیشتر قربانیان سنیمذهب بوده و به دلایل سیاسی یا نافرمانی از رژیم هدف گرفته شدهاند. نکته حائز اهمیت این است که تمامی این جنایات در منطقهای رقم خورده که تحت کنترل کامل رژیم اسد بوده و عاملان آن با لباس رسمی و مستقیماً زیر نظر بشار اسد عمل میکردهاند.

زندگی خصوصی یک قاتل؛ از هراس پدر تا افتخار به جنایت
امجد یوسف متولد ۱۹۸۶ در روستایی علوینشین در استان حما است. او بزرگترین پسر یک خانواده ده فرزندی است که پدرش یک شیخ علوی و افسر پیشین اطلاعاتی بوده. یوسف در سال ۲۰۰۴ وارد آکادمی اطلاعات نظامی شد تا از زندگی سخت در مزارع تنباکو فرار کند و رویای یک زندگی طبقه متوسط را دنبال کند، اما به تعبیر خودش «پسر نهاد» شد و مسیری کاملاً مشابه پدرش را طی کرد. حتی در ۳۶ سالگی هنوز از پدرش هراس داشت و جرأت نمیکرد جلوی او سیگار بکشد.
او پس از مدتی به درجه استواریکم رسید و به عنوان بازجو در شعبه ۲۲۷ اطلاعات نظامی (مرکز بدنام بازداشت و شکنجه مخالفان) مشغول شد. با آغاز اعتراضات ۲۰۱۱، به واحد عملیات منتقل و فرماندهی میدانی در جبهههای جنوب دمشق را بر عهده گرفت. مرگ برادر کوچکترش در ژانویه ۲۰۱۳، نقش تعیینکنندهای در رادیکالتر شدن او داشت. یوسف در گفتوگو با پروفایل جعلی «آنا» اعتراف کرده: «انتقام گرفتم… دروغ نمیگم… کشتم… خیلی کشتم… نمیدونم چند نفر.» وقتی بعداً با واقعیت ویدئوها مواجه میشود، ابتدا انکار میکند، سپس میگوید فقط افراد را بازداشت میکرده و در نهایت با صراحت میگوید: «کار من بود. به کاری که کردم افتخار میکنم.»
چرا یوسف اعتراف کرد؟
نویسندگان گزارش نیولاین معتقدند ترکیبی از کنجکاوی، تنهایی و سرخوردگی شغلی باعث شد یوسف با «آنا» همکاری کند. او پس از سالها فرماندهی میدانی، به یک پست اداری کسلکننده منتقل شده بود و از این وضعیت ناراضی به نظر میرسید. همچنین پس از سقوط رژیم اسد در دسامبر ۲۰۲۴، یوسف در روستاهای اطراف حماه مخفی شده بود تا اینکه سرانجام در ۲۴ آوریل ۲۰۲۶، وزارت کشور سوریه از دستگیری او در یک عملیات امنیتی دقیق خبر داد.

«گودال امجد یوسف»؛ سندی علیه یک دوران
پس از بازداشت او، مردم محله تضامن جشن گرفتند و گلهای سفید بر سر همان گودالی گذاشتند که یوسف و همدستانش قربانیان را در آن سلاخی کرده بودند. اکنون این مکان در نقشه گوگل با نام «گودال امجد یوسف» ثبت شده است؛ نامی که فراتر از یک نشانه جغرافیایی، به نمادی برای محاکمه جنایتهای رژیم گذشته تبدیل شده است.
با وجود اینکه یوسف اکنون در بازداشت دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع است، اما پرسش اصلی همچنان باقی است: واکنش حامیان دیروز بشار اسد – از جمله برخی رسانهها و نهادهای خارج از سوریه – به این اعترافات چه خواهد بود؟ همانهایی که سالها با شعار «دفاع از حرم» و «جنگ با تروریسم» از بقای این ساختار حمایت کردند. اکنون که اعترافات یک جلادِ رژیم اسد از کشتن، سوزاندن و دفن غیرنظامیان پرده برداشته، سکوت در برابر این جنایتها نه تنها ادامه همان حمایتهای پیشین، بلکه شراکت در پنهانسازی حقیقتی است که دیگر قابل انکار نیست.











