وقتی ارقام آماری از پشت پنجره آشپزخانه بیرون میزنند و حسابی کهنه میشوند؛ نفوذ گرانی به جان سفرههای ایرانی.
افزایش بیوقفه سطح قیمتها در ایران، مدتهاست که از قاب جداول و گزارشهای رسمی بیرون زده و داغی خود را مستقیم روی مخارج روزمره مردم گذاشته است. پژوهشی تازه که توسط «برترینها» انجام شده، نشان میدهد که مخارج پخت یک خورش سبزی برای چهار نفر در فاصله کمتر از چند ماه، به رقم پرداختی برای یک وعده چلوگوشت در سال پیش رسیده است؛ مقایسهای که شاید روشنتر از هر منحنی اقتصادی، ژرفای دگرگونی شرایط معیشتی را به تصویر بکشد.
«برترینها» گزارش داده که برای درک ملموستر تأثیر گرانی بر زیست روزمره، میتوان یک خوراک ساده و ریشهدار ایرانی مانند قرمهسبزی را مثال زد؛ غذایی که تقریباً در هر خانهای با موادی چون گوشت، لوبیا، سبزی مخصوص، برنج، روغن و لیمو عمانی طبخ میشود و به همین خاطر، تغییرات قیمت در سبد خوراکی را به خوبی نشان میدهد.
در دیماه سال ۱۴۰۴، برای درست کردن قرمهسبزی برای چهار نفر، اگر هزینههای عادی را تخمین بزنیم، ترکیب اولیه چیزی نزدیک به این موارد بوده: حدود ۳۰۰ گرم گوشت گوسفندی یا گوساله، یک پیمانه لوبیا قرمز، سبزی خورشتی، برنج ایرانی برای همراه غذا، روغن نباتی یا مایع برای سرخ کردن، و مقداری هم لیمو عمانی و ادویه. در آن بازه، با توجه به سطح عمومی قیمتها، چنین وعده غذایی در مجموع تقریباً چیزی بین ۳۵۰ تا ۴۵۰ هزار تومان خرج برمیداشت؛ که بسته به مرغوبیت مواد و منطقه خرید فرق میکرد.
اما با توجه به نرخهای رشد اعلام شده برای گروه خوراکیها در یک سال منتهی به اردیبهشت ۱۴۰۵ از جمله ۱۵۶ درصد افزایش برای گوشت، ۱۷۳ درصد برای برنج ایرانی و حتی جهشهای شدیدتری مثل ۳۷۵ درصدی در روغن نباتی تصویر امروز کاملاً متفاوت شده است. همان سبد خوراکی دیگر با بهای قبلی قابل تصور نیست.
اگر فقط سه جزء اصلی را در نظر بیاوریم، دگرگونی به خوبی نمایان میشود: گوشت تقریباً دو و نیم برابر شده، برنج ایرانی هم نزدیک به دو و نیم برابر رشد کرده، و روغن که در پختن این خوراک نقش پایهای دارد، چندبرابر جهش داشته. حتی اگر سایر موارد مثل لوبیا، لیمو عمانی و چاشنیها را با افزایش کمتر فرض کنیم، باز هم اثر ترکیبی این رشدها قابل ملاحظه است.

در اردیبهشت ۱۴۰۵، همان قرمهسبزی برای چهار نفر حالا به طور میانگین بین ۹۰۰ هزار تا حدود یک میلیون و سیصد هزار تومان هزینه میبرد؛ یعنی تقریباً دو تا سه برابر دیماه سال قبل. نکته مهم اینجاست که این بالا رفتن فقط یک عدد روی کاغذ نیست، بلکه مستقیم روی الگوی مصرف خانوادهها اثر گذاشته: کم شدن دفعات پخت گوشت، کوچکتر شدن سهم پروتئین در غذا، و جایگزینهایی که به اجبار سر سفره آمدهاند.
ولی برای درک عمیقتر این تغییر، کافی است یک مقایسه برعکس انجام دهیم. اگر در دیماه ۱۴۰۴ به جای قرمهسبزی، سراغ یک غذای گوشتی سنگینتر مثل چلوگوشت برای چهار نفر میرفتیم غذایی که معمولاً حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ گرم گوشت، برنج، کره یا روغن حیوانی و مخلفات ساده دارد خرج آن وعده در همان زمان حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان تخمین زده میشد. یعنی چلوگوشت در دیماه، کاملاً طبیعی از قرمهسبزی گرانتر بوده و یک خوراک «نسبتاً لاکچری» به حساب میآمده.
اما حالا با افزایش جهشوار قیمت گوشت و برنج، معادله وارونه شده است. همان مبلغی که در دیماه ۱۴۰۴ برای یک وعده چلوگوشت چهارنفره صرف میشد، امروز تقریباً معادل هزینه تهیه یک قرمهسبزی معمولی است. به زبان ساده، خوراکی که قبلاً انتخاب گرانتری روی سفره بود، حالا به تراز هزینه یک غذای خانگی تبدیل شده است.
همین جابهجایی ساده، معنای بزرگتری دارد: فاصله بین خوراکهای «روزمره» و «مجلسی» دارد نابود میشود. آنچه زمانی نماد پذیرایی از مهمان و هزینه بالاتر بود، امروز به سطح حداقلی سبد خوراک نزدیک شده. به همین دلیل است که میتوان گفت: چلوگوشت دیماه سال قبل، امروز طعم قرمهسبزی میدهد.









