اکبر عبدی، آن بازیگر محبوب سینمای ایران که خیلیها با نقشهای کمدی و چهرههای بهیادماندنیاش توی خاطرشان ماندگار شده، روز گذشته در ۶۶ سالگی از میان ما رفت. راستش را بخواهید، اکثر مردم وقتی اسم عبدی میآید، یاد آن شخصیتهای بامزه و شوخطبعش میافتند، اما خیلیها نمیدانند که این بازیگر در طول بیش از چهل سال فعالیت هنریاش، پای ثابت فیلمها و سریالهای تاریخی هم بوده. بله، عبدی فقط کمدی بازی نمیکرد؛ او چندین بار در نقش شخصیتهای تاریخساز ایران ظاهر شد و از ناصرالدینشاه گرفته تا مظفرالدینشاه قاجار را به تصویر کشید. در واقع، اگر سری به آثار تاریخی سینما و تلویزیون بزنید، حتماً ردپای او را میبینید؛ جایی که توانست با بازی متفاوتش، استعدادش را فراتر از قالب طنز نشان بدهد.
جنگجوی پیروز

فیلم «جنگجوی پیروز» را مجتبی راعی سال ۱۳۷۷ روی پرده برد. داستان فیلم به یکی از دورههای حکومت ناصرالدینشاه قاجار برمیگردد؛ جایی که اوضاع سیاسی حسابی داغ است، توطئههای درباری در کار است، انگلیسیها هم برای مسئلهٔ هرات سنگاندازی میکنند و رقابتهای قدرت، قصه را به سمتی دراماتیک میبرد.
در این میان، اکبر عبدی در نقشی کاملاً جدی و تاریخی ظاهر شده و لباس پادشاهی را به تن کرده؛ همان ناصرالدینشاه. این یکی از آن نقشهای نابی است که خیلی کم پیش آمد عبدی در قالب یک چهرهٔ واقعی تاریخ ایران ببینیمش، و به نظرم دقیقاً همین نکته، تماشای این فیلم را برای طرفدارانش جذابتر میکند.
مظفرنامه
«مظفرنامه» را محمدرضا ورزی ساخته و یک اثر تاریخی تمامعیار محسوب میشه که مخاطب رو میبره به روزهای آخر سلطنت ناصرالدینشاه، دوران کوتاه ولی پرتنش مظفرالدینشاه و اون روزهای حساسی که جرقههای مشروطه زده شد. قصه از همون لحظه ترور ناصرالدینشاه کلید میخوره و تا جایی پیش میره که فرمان مشروطه امضا میشه؛ یعنی درست همون نقطه عطفی که تاریخ ایران رو برای همیشه تغییر داد.
توی این فیلم، اکبر عبدی دوباره قدم به عرصه نقشهای تاریخی گذاشته و این بار در قامت مظفرالدینشاه ظاهر شده؛ شخصیتی که شاید کمتر کسی تصور میکرد عبدی بتونه از پسش بربیاد، اما او با بازی خودش ثابت کرد که فقط برای خنداندن ساخته نشده.
دلشدگان
فیلم «دلشدگان» ساخته زندهیاد علی حاتمی، یکی از آن فیلمهای درخشان تاریخی سینمای ماست که تماشای آن برای هر سینمادوستی خالی از لطف نیست. قصه در سالهای پایانی دوره قاجار میگذرد و کمکم پا به روزهای آغازین پهلوی میگذارد، یعنی دورانی پر از تغییر و تحول که خودش بهتنهایی سوژهٔ جذابی برای یک فیلم تاریخی محسوب میشود.
در این میان، اکبر عبدی در نقشی متفاوت و بهیادماندنی ظاهر شده؛ او نقش رمضان را بازی میکند، یکی از اعضای همان گروه موسیقی سنتی که برای ضبط صفحه گرامافون راهی اروپا میشوند. اینجا خبری از پادشاه و درباریها نیست، بلکه عبدی در قامت یک هنرمند موزیسین، تجربهای تازه و عمیق از کار تاریخی ارائه میدهد. خیلیها این فیلم را یکی از شاخصترین نقشهای تاریخی عبدی میدانند؛ جایی که او نشان داد میتواند فراتر از قالب کمدی هم بدرخشد.
ناصرالدین شاه آکتور سینما
فیلمی که محسن مخملباف ساخته، اصلاً شبیه کارهای معمول تاریخی نیست؛ یک روایت فانتزی و استعاری است که توی دلش، تاریخ سینمای ایران را ورق میزند. ماجرا از زمان ناصرالدینشاه قاجار شروع میشود و به شکلی جادویی، شخصیتهای واقعی تاریخ را کنار چهرههای افسانهای سینما مینشاند؛ یعنی تماشاگر مدام بین واقعیت و خیال سرگردان میشود.
توی این فضای عجیب و غریب قاجاری، اکبر عبدی با گریمی خاص و حالوهوایی کاملاً مربوط به آن دوران، در نقشی مکمل به اسم «ملیجک» دیده میشود. اینجا عبدی نه پادشاه است و نه وزیر؛ بلکه جور دیگری جلوی دوربین رفته و با همان نگاه خاصش، توانسته توی این فیلم متفاوت هم بدرخشد.
ای ایران
فیلم «ای ایران» ساخته ناصر تقوایی، یکی از اون کارهای نادره که تماشاگر رو میبره به دوران اشغال ایران در جنگ جهانی دوم؛ روزهایی که نیروهای متفقین وارد کشور شدن و همهچیز زیر و رو شد. جالب اینجاست که تقوایی توی این فیلم فضایی طنزآلود خلق کرده، ولی قصه توی دل یکی از حساسترین برهههای تاریخ معاصر ایران میگذره؛ ترکیبی که کمتر کسی جرأت ساختنش رو داشته.
توی این فیلم، اکبر عبدی در نقش یکی از آدمهای روستا ظاهر شده و کنار ستارههای بزرگی مثل عزتالله انتظامی و حمید جبلی بازی کرده. جالبتر اینکه عبدی اینجا دیگه خبری از نقش پادشاه یا درباری نیست؛ بلکه یک آدم ساده روستایی رو بازی میکنه که در دل اون فضای طنز، تماشاگر رو با خودش همراه میکنه.
امام علی (ع)
حتماً خیلیها سریال ماندگار «امام علی (ع)» را به یاد دارند؛ آن اثر عظیم تاریخی که داوود میرباقری ساخت و هنوز هم بعد از سالها، جزو مهمترین و فاخرترین تولیدات تلویزیون ایران محسوب میشود. توی این مجموعه، اکبر عبدی یکی از بهیادماندنیترین نقشهای تاریخیاش را بازی کرد؛ یعنی ابودلف، شخصیتی که توی روایت وقایع صدر اسلام حضور پیدا میکنه و مخاطب را با خودش به دل تاریخ میبرد.
جالب اینجاست که عبدی توی این سریال خبری از شوخی و خنده نیست؛ اون توی فضایی کاملاً جدی و تاریخی نقشآفرینی کرده و نشان داده که بهخوبی از پس شخصیتهای عمیق و اثرگذار برمیآید. این نقش برای خیلی از تماشاگرها شاید یکی از اولین تصاویری باشه که از عبدی در قالب یک شخصیت تاریخی در ذهنشون مونده.
معصومیت از دست رفته
اکبر عبدی، همکاریاش با داوود میرباقری را فقط به «امام علی (ع)» ختم نکرد؛ اونها در سریال «معصومیت از دست رفته» هم کنار هم بودند و عبدی این بار در نقش خالد بن عبدالله ظاهر شد. قصهٔ این مجموعه مربوط به سالهای بعد از واقعهٔ عاشوراست، وقتی که حکومت امویان بر سر کار بود و فضای جامعه حسابی پرتنش و پیچیده شده بود.
این سریال هم جزو اون دسته از آثار تاریخی بود که مخاطب زیادی پیدا کرد و خیلیها پای تلویزیون میخکوبش کرد. توی این فضا، عبدی باز هم با آن چهرهٔ آشنا و بازی متفاوتش، تونست توی یک نقش تاریخی جدی بدرخشد و ثابت کنه که حضورش در این ژانر، فقط تصادفی یا مقطعی نبوده؛ بلکه یک انتخاب جدی و درست بوده.
سالهای مشروطه
سریال «سالهای مشروطه» را محمدرضا ورزی ساخته و همانطور که از اسمش پیداست، به دوران حساس انقلاب مشروطه و روزهای پایانی حکومت قاجار میپردازد؛ یعنی دقیقاً همون برههای که تاریخ ایران دستخوش بزرگترین تغییرات سیاسیاش شد.
در این مجموعه، اکبر عبدی دوباره به نقش مظفرالدینشاه برگشت و بار دیگر در قامت این پادشاه قاجاری ظاهر شد. برای خیلی از مخاطبها، این دومین بار بود که عبدی را در این نقش میدیدند و جالب اینجاست که هر بار با بازی متفاوتش، تونست تصویر تازهای از این شخصیت تاریخی ارائه بده.
در چشم باد
سریال «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی، یکی از اون آثار بلند و جذابه که مخاطب رو از نهضت جنگل میبره تا سالهای دفاع مقدس؛ یعنی یک دورهٔ پرماجرای تاریخ معاصر ایران رو توی چندین قسمت روایت میکنه. توی این مجموعهٔ بزرگ، اکبر عبدی هم در یکی از نقشهای فرعی دیده میشه، ولی جالب اینجاست که یکی از سکانسهای حضور او در سالهای اخیر حسابی سر زبانها افتاده؛ اون صحنهای که عبدی اجرای روحوضیخوانی میکنه و با اون حالوهوای قدیمی و سنتیاش، یادآور روزگارانی میشه که کمتر کسی توی تلویزیون جرأت بازآفرینیش رو داشته. این سکانس برای خیلی از مخاطبا تبدیل به یکی از بهیادماندنیترین لحظات سریال شده و نشون میده که عبدی حتی توی نقشهای کوتاه و فرعی هم میتونه ردپایی عمیق بذاره.










