قیمت پایه یک جنگنده تنها بخش کوچکی از هزینه نهایی را تشکیل میدهد؛ تسلیحات، آموزش، پشتیبانی و زیرساختها، هزینه واقعی خرید و نگهداری یک توانمندی رزمی را چند برابر میکنند.
وقتی در بسیاری از مقالهها درباره قیمت جنگندهها صحبت میشود، معمولاً تمرکز روی «هزینه خروج از کارخانه» یا هزینه پایه (Flyaway Cost) است؛ یعنی هزینه اولیه ساخت و تحویل هواپیما. هرچند این رقم مهم و قابلتوجه است، اما تنها بخشی از هزینه واقعی خرید یک جنگنده را تشکیل میدهد و اگر فقط به این عدد توجه شود و سایر هزینهها نادیده گرفته شوند، این معیار بیش از آنکه مفید باشد، میتواند گمراهکننده باشد. شرکتهای سازنده معمولاً از این عدد ساده و قابل فهم برای تبلیغ جنگندههای خود بهعنوان گزینههایی «مقرونبهصرفه» استفاده میکنند، اما هزینه واقعی ایجاد و حفظ یک توانمندی رزمی مبتنی بر جنگنده بسیار پیچیدهتر است.
هزینه خروج از کارخانه جنگندهها در نگاه اول ممکن است وسوسهکننده به نظر برسد. برای مثال، میانگین هزینه خروج از کارخانه هر فروند F-35A برابر با ۸۲.۵ میلیون دلار است که از بسیاری از جنگندههای نسل چهارم سنگین یا نیمهسنگین نیز ارزانتر به نظر میرسد. اما این رقم تنها نقطه شروع برای ارزیابی هزینه واقعی است. جنگندهای که از کارخانه خارج میشود، هنوز آماده نبرد نیست و هزینه پرواز از کارخانه شامل تجهیزات پشتیبانی، شبیهسازها، موتورهای یدکی، تسلیحات، تجهیزات پشتیبانی زمینی، غلافهای هدفگیری، غلافهای جنگ الکترونیک، مخازن سوخت خارجی و بسیاری از تجهیزات دیگر نمیشود. برای مثال، اگرچه قیمت هر فروند F-35A حدود ۸۲ میلیون دلار است، اما هزینه خرید آن همراه با سامانههای تسلیحاتی، آموزش و مدیریت برنامه میتواند به ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون دلار برسد و ارزش کل بسته صادراتی این جنگنده، بسته به خریدار، ممکن است بین ۱۵۰ تا ۲۲۰ میلیون دلار برای هر فروند باشد.
قراردادهای خرید جنگنده معمولاً بهصورت بستههای کامل ارائه میشوند که تنها بخشی از ارزش آن مربوط به خود هواپیماها است. بررسی قراردادهای مختلف نشان میدهد که سهم قیمت پایه هواپیما از کل ارزش قرارداد معمولاً بین ۳۵ تا ۶۰ درصد است و باقی هزینه به تسلیحات (حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد)، قطعات یدکی، تجهیزات پشتیبانی، شبیهسازها، آموزش، اسناد فنی، خدمات پشتیبانی پیمانکار و زیرساختها اختصاص دارد. برای مثال، در قرارداد خرید ۱۲ فروند F-16 Block 70 توسط پرو با ارزش ۳.۵ میلیارد دلار، سهم قیمت پایه هواپیما تنها ۲۲ تا ۲۴ درصد از کل قرارداد بوده است.

هزینه مهمات یکی از بزرگترین بخشهای هزینههای مرتبط با جنگندهها است. نیروی هوایی آمریکا در بودجه سال مالی ۲۰۲۷ درخواست تخصیص ۱۱.۳۸ میلیارد دلار برای خرید موشک ارائه کرده است؛ رقمی که تقریباً هماندازه بودجه خرید جنگندهها و بمبافکنها است. یک فروند جنگنده با هزینه خروج از کارخانه بیش از ۷۰ میلیون دلار، از نظر تئوری میتواند تنها در یک مأموریت، بیش از ۱۵ میلیون دلار موشک شلیک کند. پس از تنها پنج مأموریت مشابه، ارزش موشکهای مصرفشده از هزینه اولیه خود جنگنده نیز فراتر میرود. به همین دلیل، در یک جنگ پرشدت، سهم هزینه خود هواپیما در مقایسه با دوران صلح بهطور قابلتوجهی کاهش پیدا میکند.
سایر عوامل کمتر آشکار نیز بر هزینه نهایی تأثیر میگذارند. گذار یک اسکادران نیروی هوایی از جنگندههای قدیمی به نوع جدید، مستلزم ایجاد زیرساختهای زمینی جدید، آموزش گسترده خلبانان و نیروهای تعمیر و نگهداری است. هزینه آموزش یک خلبان F-35A در سال ۲۰۱۸ حدود ۱۰.۲ میلیون دلار بود و احتمالاً در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۳ تا ۱۵.۷ میلیون دلار میرسد. همچنین ریسکهای مرتبط با خرید جنگندههای جدید که هنوز سابقه عملیاتی چند دههای ندارند و همچنین توانایی سازندگان در ارائه ارتقاها و پشتیبانی پایدار طی چندین دهه، از دیگر هزینههای پنهان محسوب میشوند. در نهایت، قیمت اعلامشده برای هر فروند هواپیما تنها یکی از اجزای هزینه کل یک برنامه جنگنده در سراسر چرخه عمر آن است؛ جزئی که در بسیاری از موارد سهم نسبتاً کوچکی از کل هزینه را تشکیل میدهد.










