حسین خواجهامیری، صدای ماندگار برنامهٔ گلها و سینمای طلایی ایران، پس از هفت دهه حضور درخشان در موسیقی اصیل ایرانی، امروز در ۹۴ سالگی درگذشت و میراثی از دو هزار اثر شنیدنی را برای نسلها به جا گذاشت.
حسین خواجهامیری، صدای آشنا و بیبدیل موسیقی ایرانی که برای چندین نسل با نام هنری «ایرج» تداعیگر خاطراتی شیرین از روزهای اوج برنامهٔ گلها و سینمای پررونق پیش از انقلاب بود، امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ در سن ۹۴ سالگی، پس از تحمل دورهای بیماری، از میان ما رفت. ایرج که از او با عنوان «پهلوان آواز ایران» یاد میشود، بیگمان یکی از تأثیرگذارترین و ماندگارترین چهرههای موسیقی دستگاهی و آواز کلاسیک ایرانی در سدهٔ اخیر بود؛ هنرمندی که صدای بم و گیرایش، در عین قدرت و صلابت، لطافتی روحنواز داشت و با تحریرهای منحصربهفرد خود، مرزهای آواز را به چالش کشید و به قلههای رفیع این هنر دست یافت. نسلها با ترانهٔ ماندگار «گنج قارون» و آوازهای بینظیرش در برنامهٔ «گلها» خاطره دارند و او تا همیشه در تاریخ موسیقی ایران، چون کوهی استوار و مقتدر خواهد ماند.

ایرج که با نام اصلی حسین خواجهامیری در سال ۱۳۱۱ در خالدآباد نطنز اصفهان و در خانوادهای با سابقهٔ دیرینه در آواز و موسیقی دستگاهی دیده به جهان گشود، از کودکی با آواز و تعزیه عجین شد. پدربزرگش حاج ملامیرزا در دورهٔ ناصرالدینشاه به خوشخوانی شهرت داشت و پدرش نعمتالله خواجهامیری نیز که خود صدایی رسا داشت و با ردیف موسیقی ایرانی آشنا بود، نخستین آموزگار و مشوق او در مسیر دشوار آواز شد. او در نوجوانی پا به تهران گذاشت و در سال ۱۳۲۶، با حضور در کلاس ابوالحسن صبا، استاد بزرگ موسیقی ایرانی، راهی تازه در پیش گرفت. صبا پس از مدتی، تواناییهای خارقالعادهی این جوان را دریافت و او را به ابراهیم منصوری و سپس به رادیو معرفی کرد تا گام نخست در مسیری برداشته شود که بعدها به یکی از پرافتخارترین کارنامههای موسیقی ایران تبدیل شد. ورود به دانشکدهٔ افسری ارتش در سال ۱۳۲۹ و محدودیتهای فعالیت هنری برای نظامیان، باعث شد تا او نام برادرش «ایرج» را بهعنوان نام هنری خود انتخاب کند؛ نامی که چنان در خاطرهٔ عمومی ماندگار شد که شاید بسیاری ندانند که این نام، هویتِ دومی است برای یک هنرمند که آوازش، ماندگارترین شناسنامهٔ او شد.

اما آنچه ایرج را از بسیاری از همعصرانش متمایز کرد، تنها صدای رسا و تحریرهای پرتوانش نبود؛ او با حضور در برنامهٔ ماندگار «گلها» به مدیریت داوود پیرنیا، به جرگهٔ بزرگانی پیوست که موسیقی ایرانی را در قالبی نوین و فاخر به گوش جهانیان رساندند. نخستین اجرای او در این مجموعه با «برگ سبز ۴۳» و در دستگاه شور و ابوعطا شکل گرفت و همکاری او با ارکسترهای بزرگ و نوازندگان برجستهای چون علی تجویدی، همایون خرم، پرویز یاحقی، فرهنگ شریف و جلیل شهناز، آثاری بینظیر را به گنجینهٔ موسیقی ایران افزود. بیش از دویست اجرا در برنامهٔ گلها، نام او را در میان خوانندگان صاحبسبک و تأثیرگذار این عرصه تثبیت کرد؛ کسی که با قدرت نفس و گسترهٔ صوتی کمنظیر خود، بر دشوارترین گوشههای آواز ایرانی چیره شد و توانست در اجرای مرکبخوانی، از یک دستگاه به دستگاه دیگر، بیآنکه لطافتی از صدایش کاسته شود، سفر کند و مخاطب را شگفتزده سازد.

با آغاز دههٔ ۱۳۴۰ و رشد صنعت سینما، صدای ایرج به یکی از پرتکرارترین و ماندگارترین صداهای سینمای عامهپسند ایران تبدیل شد. او که نخستین تجربهٔ سینمایی خود را با فیلمهایی چون «میهنپرست» و «بلبل مزرعه» آغاز کرده بود، در دهههای ۴۰ و ۵۰، بیش از ۱۰۵ فیلم را با صدای خود همراه کرد و همکاری او با محمدعلی فردین، اسطورهٔ سینمای ایران، به افسانهای بدل شد.

فیلم «گنج قارون» به کارگردانی سعید مطلبی و با بازی فردین، نهتنها نقطهٔ اوج این همکاری بود، بلکه یکی از پرفروشترین و ماندگارترین آثار سینمایی تاریخ ایران به شمار میرود که ترانههای آن، با صدای ایرج، تا نسلها شنیده خواهد شد. هماهنگی بینظیر لبخوانی فردین با صدای ایرج، چنان این دو را به یک زوج هنری تبدیل کرد که گاه تماشاگران، تصویر فردین و صدای ایرج را در ذهن خود در هم میآمیختند و یکی را جدای از دیگری نمیتوانستند تصور کنند. از دیگر فیلمهای ماندگاری که ایرج برایشان خواند، میتوان به «یک مرد و یک جاده»، «قهرمانان ما»، «سه قاپ» و «کوه گوهر» اشاره کرد که هرکدام خاطرهای شیرین از سینمای آن روزگارند.

پس از انقلاب و تغییرات گسترده در فضای موسیقی، ایرج همچون بسیاری از همدوران خود، مدتی حضوری کمرنگتر داشت، اما هرگز بهطور کامل از صحنه کنار نرفت و با انتشار آلبومهای جدید و بازنشر آثار قدیمیاش، ارتباط خود را با مخاطبان وفادارش حفظ کرد. آلبومهای «نیاز»، «پرنده»، «بزم عاشقان»، «قصهٔ زندگی»، «بخوان با من»، «مثنویخوانی»، «سنگ صبور»، «همه چشمها به ایرانه»، «به یاد فردین» و «غزلخوان» از جمله آثاری هستند که در دورههای مختلف منتشر شدند و هرکدام، گوشهای از هنر بینظیر این خواننده را به نمایش گذاشتند. همکاری او با دیگر خوانندگان بزرگ همچون اکبر گلپایگانی، هایده، مهستی، حمیرا، گوگوش و پوران نیز، آثاری ماندگار را رقم زد که بخشی از هویت موسیقی پاپ و سنتی ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ به شمار میروند. همچنین آلبوم «من و استاد» که حاصل همکاری او با فرزندش احسان خواجهامیری است، نشان از پیوند نسلها در راه پر فراز و نشیب موسیقی ایرانی دارد.

ایرج در زندگی شخصی خود دو بار ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند شد که از میان آنها، احسان خواجهامیری، خواننده و آهنگساز شناختهشدهٔ موسیقی پاپ، مسیر پدر را در عرصهٔ هنر ادامه داد و با آثار متعدد خود، نام خانوادهٔ خواجهامیری را در موسیقی ایران زنده نگاه داشت. در سالهای پایانی عمر، ایرج با مشکلات جسمانی ناشی از افزایش سن دستوپنجه نرم میکرد و در تیرماه ۱۴۰۴، احسان از وخامت حال پدرش خبر داده بود. او روز ۳۱ تیر ۱۴۰۵ از بیمارستان مرخص شد تا مراقبتهای پزشکی را در منزل ادامه دهد، اما امروز، این صدای بینظیر برای همیشه خاموش شد. محمدرضا شجریان، بزرگمرد آواز ایران، صدای ایرج را معیاری برای سنجش توان حنجرهٔ خوانندگان میدانست و اکبر گلپایگانی نیز بارها از قدرت و سبک شخصی او تمجید کرده بود. جامعهٔ هنری و فرهنگی ایران، امروز یکی از ارکان اصلی موسیقی و آواز ایرانی را از دست داد و میراث او، شامل بیش از دو هزار اجرای ماندگار، تا ابد زنده خواهد بود.



























