از کولر خودرو تا زیپ لباس؛ افزایش سرسامآور هزینههای تعمیر، بسیاری از خانوارها را بین خرید کالای نو و تعمیر وسیلهی خراب سرگردان کرده است
افزایش هزینههای زندگی صرفاً باعث دشوار شدن خرید کالاهای جدید برای بسیاری از خانوارها نشده، بلکه تعمیر وسایل موجود را هم به یک تصمیم اقتصادی سخت تبدیل کرده است. در شرایطی که قیمت قطعات، اجرت تعمیرکاران و هزینه خدمات روزبهروز بیشتر میشود، بسیاری از مردم ترجیح میدهند وسایل خراب خود را کنار بگذارند یا استفاده از آنها را محدود کنند. از کولر خودرو و لوازم خانگی گرفته تا لباس و کفش، تعمیر وسایل دیگر یک انتخاب مقرونبهصرفه نیست و برای بخشی از جامعه به مسئلهای دستنیافتنی تبدیل شده است، وضعیتی که کارشناسان از آن با عنوان «فقر تعمیراتی» یاد میکنند.
روایت یک کارمند بانک از هزینهی باورنکردنی تعمیر کولر ماشین
«غزل» کارمند بانک است و حقوق کمی ندارد، اما در ماههای اخیر هزینههای زندگی آنقدر برایش سنگین شده که مدام از خرجهای مختلفش میزند. او میگوید با خودش فکر کرده که احتمالاً باید پنج میلیونی برای تعمیر کولر ماشینش هزینه کند و خودش را برای این هزینه آماده کرده بوده، اما وقتی مکانیک گفت فقط برای قطعهای که خراب شده باید ۱۲ میلیون تومان بپردازد، انگار یک ظرف آب سرد روی سرش ریخته شده و باورش نمیشده است. بعد که پرسیده هزینه کار خودش چقدر میشود، فهمیده که پنج میلیونی هم باید برای آن بدهد و شوکه و مبهوت، چند ثانیهای مکث کرده و بعد از آن هم مغازه را ترک کرده است.
او البته آنقدر پول داشت که بتواند این هزینه را بپردازد، اما در آن صورت برای پایان ماه حسابش خالی میماند و نگران خرجهای اصلیتر مانند اجاره خانه، قسط و هزینههای روزمره بود. اجاره خانه را سر ماه داده بود، اما چند قسط باقی مانده بود و هزینه کلاس دخترش هم بود. ضمن اینکه وقتی بچه داشته باشی همیشه باید چند میلیونی ته حسابت بگذاری برای وقت مبادا. به همین دلیل همان روز مستقیم به خانه برگشت و ماشینش را داخل پارکینگ پارک کرد و با خودش تصمیم گرفت از وسایل حملونقل عمومی استفاده کند تا هوا خنکتر شود. او میگوید منطق اینکه نزدیک به ۲۰ میلیون تومان بدهد برای اینکه فقط کولر ماشینش را تعمیر کند، برایش قابل درک نیست و تا چند سال پیش با این عدد میتوانستند یک ماشین بخرند و حالا باید پول تعمیر بدهند.
از اتوی لباس تا زیپ شلوار؛ وقتی تعمیر وسایل کوچک هم گران میشود
این فقط داستان یک کولر خودرو نیست؛ در بسیاری از خانهها، وسایلی وجود دارند که خراب شدهاند، اما به تعمیرگاه برده نمیشوند. فهرست این لوازم هم محدود به اتو و بخاری و مایکروفر نیست؛ گاهی حتی به لباس و کیف و کفش هم میرسد. «مسعود» میگوید اتوی لباس خانه چند ماه پیش خراب شد و ابتدا تصمیم داشت آن را تعمیر کند، اما وقتی هزینه تعمیر را پرسید، متوجه شد با کمی هزینه بیشتر میتواند یک اتوی جدید و البته با کیفیتی پایینتر بخرد. در نهایت تصمیم گرفت خرید یا تعمیر را به آینده موکول کند. اما مشکل آنجاست که هزینه خدمات در تمام حوزهها آنقدر بالا رفته که قابل باور نیست. او میگوید شاید بتوانی با گرانی تعمیر اتو کنار بیایی، اما وقتی تعمیر زیپ یک لباس یا کوتاهی یک شلوار هم قیمتش بالا برود، دیگر از تحمل خارج میشود. همین هفته گذشته لباسی را به خیاطی برده تا زیپش را درست کنند و خیاطی ۸۵۰ هزار تومان قیمت به او داده و به خودش هم گفته که با این قیمت بهتر است یک شلوار نو بخرد. هرچند در حقیقت همین کار را هم نمیتواند بکند، ولی همین قیمت باعث شده کلاً بیخیال این کار شود.
تعمیرکاران از کاهش شدید مشتریان میگویند
ساعت هنوز به ۱۰ صبح نرسیده، اما درِ مغازه از همان اول وقت باز است. روی قفسهها انواع موتورهای سوخته، بردهای الکترونیکی، پنکه، اتو، سشوار و قطعات ریز و درشت دیده میشود. صاحب تعمیرگاه میگوید تا چند سال قبل در همین ساعت چند وسیله برای تعمیر روی میز بود، اما حالا بیشتر مراجعهکنندهها فقط یک سؤال دارند: «هزینه تعمیر چقدر میشود؟». او میگوید بیشتر مردم قبل از اینکه وسیله را روی میز بگذارند، قیمت میپرسند و وقتی مبلغ را میشنوند، تشکر میکنند و میروند و خیلیها حتی وسیله را از ماشین هم پیاده نمیکنند. به گفته این تعمیرکار، گرانی فقط برای مشتریها مشکل ایجاد نکرده است؛ قیمت قطعات، اجاره مغازه، مالیات، هزینه برق و دستمزد همگی افزایش پیدا کردهاند و او هم ناچار است هزینه واقعی تعمیر را اعلام کند. مشتری فکر میکند آنها گران میگیرند، اما خودش اگر قیمت قطعه را بپرسد، متوجه میشود بخش زیادی از مبلغ اصلاً دست آنها نیست.
او به سشواری اشاره میکند که چند روز است روی قفسه مانده است. صاحب دستگاه بعد از شنیدن هزینه تعمیر گفته فعلاً آن را نمیخواهد و شاید بعداً برگردد. چنین اتفاقی دیگر عادی شده است. بعضی وسایل هفتهها و حتی ماهها در مغازه میمانند، چون صاحبشان برای پرداخت هزینه مردد است. قبلاً روزی ۱۰ وسیله تعمیر میکرد، حالا شاید چهار یا پنجتا. قیمت هر تعمیر بیشتر شده، اما تعداد کارها پایین آمده است.
فقر تعمیراتی؛ پدیدهای با ابعاد اقتصادی و اجتماعی گسترده
علیاصغر سعیدی، جامعهشناس اقتصادی، میگوید این پدیده تأسفبرانگیزی است و شاید بتوان نام آن را محرومیت از تعمیر یا حتی «فقر تعمیراتی» گذاشت؛ یعنی وضعیتی که برخی خانوارها نه توان خرید کالای نو را دارد و نه میتواند هزینه تعمیر و نگهداری کالای موجود را بپردازد. در نتیجه، وسیله معیوب برای مدتی طولانی بلااستفاده میماند، با نقص و خطر استفاده میشود یا خانوار به تعمیرات موقت و کمکیفیت روی میآورد. در نقطه آغاز، معمولاً یک تصمیم اقتصادی است، اما صرفاً اقتصادی نیست. خانوار میان چند هزینه مقایسه میکند؛ اجرت تعمیرکار، قیمت قطعه، هزینه رفتوآمد یا حمل وسیله، احتمال خرابی مجدد و قیمت خرید کالای جایگزین. اگر درآمد خانوار برای نیازهای فوریتری مانند خوراک، مسکن، دارو و آموزش کافی نباشد، تعمیر حتی زمانی که از نظر بلندمدت بهصرفه است، به تعویق میافتد. وقتی هزینهها بالا میروند، نسبت هزینههای خوراکی به غیرخوراکی افزایش پیدا میکند.
نکته شایان توجه اینکه پدیده مورد بحث لزوماً «گذار از تعمیر به تعویض» نیست؛ در میان گروههای کمدرآمد ممکن است گذار از تعمیر به محرومیت باشد. تجربه اروپا نیز نشان میدهد علاقه فرهنگی به تعمیر لزوماً کافی نیست. در یک نظرسنجی اروپایی، ۷۷ درصد مردم گفتهاند ترجیح میدهند وسایل خود را تعمیر کنند، اما بسیاری در عمل به علت هزینه تعمیر و کیفیت یا دسترسپذیری خدمات، کالا را جایگزین میکنند یا دور میاندازند. از سوی دیگر، گرانی خدمات رسمی معمولاً بخشی از تقاضا را به سمت تعمیرکاران غیررسمی سوق میدهد؛ تعمیرکاران خانگی، کارگاههای بدون مجوز، واسطههای قطعات دستدوم، تعمیرکاران سیار و افرادی که از طریق شبکههای اجتماعی مشتری پیدا میکنند. این روند دو وجه دارد؛ از یک سو، اقتصاد غیررسمی میتواند نقش حمایتی داشته باشد و تعمیرکار محلی ممکن است با دستمزد کمتر، استفاده از قطعه دست دوم یا تعمیر قطعه بهجای تعویض کامل آن، امکان ادامه استفاده از کالا را فراهم کند. این بخش همچنین برای افراد دارای مهارت ولی فاقد سرمایه یا مدرک رسمی، فرصت اشتغال ایجاد میکند. اما از سوی دیگر، گسترش آن میتواند پیامدهای منفی داشته باشد؛ مخاطراتی مانند ورود تعمیرکاران مبتدی به چرخه تعمیرات، نبود ضمانت و امکان پیگیری شکایت، استفاده از قطعات تقلبی یا نامطمئن، افزایش تعمیرات موقت و تکرار هزینه، فرار مالیاتی و کاهش درآمد عمومی، نبود بیمه و حمایت اجتماعی برای تعمیرکاران، خطرهای ایمنی در تعمیر خودرو، برق، گاز و وسایل حرارتی و شکلگیری بازار خرید و فروش قطعات بازشده از وسایل مستعمل یا با منشأ نامعلوم.
پیامدهای فقر تعمیراتی؛ از افزایش نابرابری تا مخاطرات ایمنی
سعیدی مهمترین پیامد این وضعیت را در افزایش نابرابری در کیفیت زندگی میداند. خرابی یک وسیله برای خانوار پردرآمد مشکلی موقت است، اما برای خانوار کمدرآمد ممکن است ماهها ادامه یابد. در نتیجه، نابرابری فقط در مالکیت کالا دیده نمیشود، بلکه در توان نگهداری از داراییها نیز ظاهر میشود. خرابی یخچال، ماشین لباسشویی، کولر، بخاری، خودرو یا تلفن همراه مستقیم بر زندگی روزمره اثر میگذارد. نبود امکان تعمیر میتواند هزینههای دیگری ایجاد کند؛ مانند فساد مواد غذایی، افزایش کار خانگی، دشواری رفتوآمد یا محرومیت از آموزش و خدمات دیجیتال. در بسیاری از خانوادهها، خرابی وسایلی مانند ماشین لباسشویی، جاروبرقی یا تجهیزات پختوپز به افزایش کار بدون مزد زنان منجر میشود؛ بنابراین فقر تعمیراتی میتواند بُعد جنسیتی نیز داشته باشد. همچنین خانواری که توان تعمیر خودرو، وسایل برقی، سیستم گرمایشی یا سیمکشی را ندارد، ممکن است همچنان از وسیله معیوب استفاده کند. این وضع احتمال تصادف، آتشسوزی، برقگرفتگی یا آلودگی را افزایش میدهد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز تأکید کرده است که تحقق اقتصاد چرخشی فقط با توصیه به مردم ممکن نیست و خدمات تعمیر باید واقعاً در دسترس و مقرونبهصرفه باشد و کاهش مالیات بر خدمات تعمیر را یکی از ابزارهایی میداند که میتواند هزینه تعمیر را کاهش داده و استفاده مجدد از کالاها را تقویت کند.
راهکارها و چالشهای پیش رو
سعیدی در پاسخ به این پرسش که آیا دشواری امروز مردم در تأمین، نگهداری و تعمیر وسایل، صرفاً نتیجه فقر و نابسامانی اقتصادی است، یا حاصل وابستگی انسان جدید به سطحی از آسایش است که تمدن صنعتی آن را به «ضرورت» تبدیل کرده است، میگوید که دیدگاه سنتگرایانه و محافظهکارانه از این فرض آغاز میکند که انسان جدید میان نیاز واقعی و میل ایجادشده تفاوت نمیگذارد. تمدن صنعتی، تبلیغات و مصرفگرایی، بسیاری از وسایلی را که زمانی امکاناتی برای آسایش بودند، به نیازهای ظاهراً اجتنابناپذیر تبدیل کردهاند. با این حال، تمدن جدید را میتوان به دلیل تولید خواستههای بیپایان نقد کرد، اما نمیتوان دستاوردهای آن در کاهش رنج و کار فرساینده را انکار کرد. قناعتی که نظریه سنتگرایانه تبیین میکند زمانی فضیلت است که انتخابی آزادانه و عادلانه باشد؛ هنگامی که فقر آن را تحمیل میکند، قناعت نام دیگری برای محرومیت میشود. راهحل نه بازگشت کامل به زندگی سنتی است و نه تسلیمشدن به مصرفگرایی، بلکه ساختن جامعهای است که در آن کالاها بادوام و قابل تعمیر باشند، مردم مهارت و حق تعمیر داشته باشند و برخورداری از امکانات ضروری به امتیاز طبقات مرفه محدود نشود.
در ایران افزایش قیمت قطعات، دشواری تأمین قطعات وسایل خارجی و استفاده از قطعات واردشده از مسیرهای غیررسمی از عوامل افزایش هزینه تعمیر گزارش شده است. درباره بعضی وسایل، بهویژه بردهای الکترونیکی، کمبود و گرانی قطعه میتواند تعمیر را بسیار پرهزینه کند. در حقیقت مشکل از نوسانات اقتصادی ناشی میشود، به این نحو که در دورهای وضع اقتصادی خوب بود و مردم توان خرید داشتند و روی به محصولات بهتری آوردند و این محصولات نسبت به محصولات گذشته فناوریمحورتر بودند و حالا که وضع اقتصادی خراب شده، دیگر توان تعمیر آنها را ندارند، برای اینکه تعمیر این وسایل از نوع وسایل گذشته گرانتر است. بیاعتمادی به تعمیرکار و نگرانی از تعویض قطعات سالم یا اعلام قیمت نامشخص، نامعلوم بودن نتیجه تعمیر و ترس از خرابی مجدد، دشواری یافتن قطعه اصلی، نبود ضمانت معتبر برای تعمیر، طراحی برخی کالاها به شکلی که بازکردن، تعمیر یا تعویض قطعه آنها دشوار است، ارزش نمادین کالا و احساس شرمندگی از استفاده از وسیله کهنه یا تعمیرشده از دیگر عوامل مؤثر در این تصمیمگیری هستند. بنابراین تصمیم خانوار را میتوان نوعی محاسبه اقتصادی در شرایط بیاطمینانی دانست. مسئله فقط این نیست که تعمیر گران است؛ خانوار نمیداند در برابر این هزینه، چه مقدار عمر مفید و اطمینان دریافت خواهد کرد.







