گسترش خدمات «الان بخر، بعداً پرداخت کن» و رشد ۱۲۹ درصدی خرید اعتباری در سال ۱۴۰۳ نشان میدهد که کاهش قدرت خرید و تورم، خانوارها را به استفاده از درآمد آینده برای تأمین نیازهای امروز کشانده است.
گسترش خرید اقساطی در ایران به مرحلهای رسیده که بخشی از هزینههای روزمره و مصرفی خانوار نیز با اعتبار و بدهی تأمین میشود. رشد شدید استفاده از خدمات «الان بخر، بعداً پرداخت کن» در سالهای اخیر نشان میدهد کاهش قدرت خرید، تورم و فشار بر درآمد واقعی خانوارها، استفاده از درآمد آینده برای تأمین نیازهای امروز را به رفتاری فراگیرتر تبدیل کرده است.
سلیمان محمدی در یادداشتی در روزنامه اعتماد گسترش خرید اعتباری را نشانهای از افت قدرت خرید و انتقال فشار اقتصادی امروز به درآمد ماههای آینده میداند؛ روندی که به تعبیر او، در نهایت میتواند به «قسطبندی فقر» منجر شود. او مینویسد که این روزها هر جایی از شهر آدم سرش را بچرخاند، یک واژه میخورد توی صورتش: «قسطی». از گوشی و لپتاپ و لباس و لوازم خانگی گرفته تا سفر و حتی خریدهای سوپرمارکتی، همه چیز قسطی شده است.
رشد خیرهکننده خرید اعتباری
گزارش تخصصی TechRasa Insight از صنعت «الان بخر، بعداً پرداخت کن» نشان میدهد حجم اعتبار مصرف شده این بازار در سال ۱۴۰۳ در ایران به حدود ۷۵ هزار میلیارد تومان رسیده و نزدیک به ۴۰ میلیون تراکنش از این نوع انجام شده است. دادههای بازیگران بزرگ بازار نیز همین جهت را نشان میدهد. در گزارش سال ۱۴۰۳ بزرگترین پلتفرم خرید آنلاین کشور، خرید اعتباری نسبت به سال قبل ۱۲۹ درصد رشد کرده است. یکی از شرکتهای ارائهدهنده اعتبار نیز در گزارش خود آورده است که سه ماه پاییز ۱۴۰۳ به تنهایی ۱۱ هزار میلیارد تومان اعتبار داده و بیش از ۲.۵ میلیون نفر از خدمات آن استفاده کردهاند.
دادههای ۹ ماهه ۱۴۰۴ نیز از ادامه همین روند حکایت دارد؛ حجم اعتبار تخصیصیافته این شرکت نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۳۰ درصد افزایش یافته است. این آمار فقط متعلق به یک شرکت از بین صدها شرکت ارائهدهنده اعتبار است.
از رفاه تا فشار؛ وقتی قسط به دام تبدیل میشود
نویسنده یادداشت با اشاره به نظریه «اثر وابستگی» جان کنت گالبرایت، توضیح میدهد که در نظام سرمایهداری، تولیدکننده فقط منتظر نمیماند تا ببیند مصرفکننده چه میخواهد؛ آنها با تبلیغات مفرط برای مردم نیاز درست میکنند. در این شرایط، اعتبار زمان را وارد معامله میکند و فرد دیگر فقط پول موجود در حسابش را خرج نمیکند، بلکه بخشی از درآمدی را خرج میکند که هنوز به دست نیاورده است.
یک قسط به تنهایی شاید رقم بزرگی نباشد، اما قسط گوشی کنار قسط لوازم خانگی، بدهی خرید اینترنتی و اعتبار خریدهای روزمره قرار میگیرد و در نهایت بخشی از حقوق ماه آینده، قبل از آنکه ماه آغاز شود، مصرف شده است. این همان جاست که خرید قسطی از ابزار رفاه به عامل فشار تبدیل میشود.
نکته زننده این فرآیند جایی است که سرمایهدار در بیلبورد به مردم میگوید: «آجیل بخر، پول نداری؟ قسطی از من بخر.» تفاوت بنیادین میان قسط خانه و قسط آجیل این است که خانهای که برایش بیست سال قسط میدهیم، بیست سال بعد نیز وجود دارد، اما آجیل چند روز بعد تمام میشود. وقتی اعتبار به چنین کالاهایی میرسد، مرز مهمی جابهجا میشود؛ درآمد آینده دیگر فقط برای ساختن آینده خرج نمیشود، بلکه برای تأمین مصرف امروز به کار گرفته میشود و اینگونه، آرامآرام فقر را هم قسطبندی میکنیم. مردم فشار اقتصادی امروز را به ماههای بعد منتقل میکنند تا بتوانند زندگی امروز را ادامه دهند.








