فهرست بستن
fidarpolymer.com

دماغه شفاف بمب‌افکن‌های جنگ جهانی دوم چه کاربردی داشت؟

خرید رپورتاژ ارزان
آخرین مطالب سایت
دماغه شفاف بمب‌افکن‌های جنگ جهانی دوم چه کاربردی داشت؟

دماغه‌های شفاف به خدمه اجازه می‌دادند در نبود بمب‌های هدایت‌شونده، هدف را مستقیماً ببینند و زمان رهاسازی بمب را با دقت بیشتری تعیین کنند.

در جریان جنگ جهانی دوم، صنعت هوانوردی نظامی آمریکا با سرعتی کم‌سابقه توسعه پیدا کرد. این کشور در آن دوره بیش از ۳۰ هزار فروند بمب‌افکن چهارموتوره B-17 و B-24 تولید کرد. علاوه بر این، ۳,۹۷۰ فروند B-29 Superfortress نیز ساخته شد؛ هواپیمایی که بعدها بمب‌های اتمی مورد استفاده علیه هیروشیما و ناکازاکی را حمل کرد.

در میان این سه مدل، B-17 کوچک‌تر بود، اما به دلیل مقاومت چشمگیر در برابر آسیب‌های جنگی، لقب «دژ پرنده» را به دست آورد. این بمب‌افکن یکی از هواپیماهایی بود که نقش مهمی در عملیات هوایی متفقین ایفا کرد.

سرعت تولید این هواپیماها نیز قابل توجه بود. در کارخانه شرکت Douglas Aircraft Company در لانگ‌بیچ کالیفرنیا، تقریباً هر شش ساعت یک فروند B-17 از خط تولید خارج می‌شد. B-24 Liberator نیز با وجود ساختار بسیار پیچیده خود، هر ۶۳ دقیقه یک فروند تولید می‌شد. این هواپیما حدود ۱.۵ میلیون قطعه داشت؛ رقمی که در مقایسه با حدود ۱۵ هزار قطعه مورد استفاده در یک خودروی معمولی Ford، ابعاد پیچیدگی آن را نشان می‌دهد.

چرا بمب‌افکن‌ها به دماغه شفاف نیاز داشتند؟

وظیفه اصلی این هواپیماها حمل و رهاسازی بمب بود، اما فناوری آن زمان هنوز به مرحله‌ای نرسیده بود که مهمات بتوانند به‌صورت مستقل مسیر خود را اصلاح کنند. خبری از بمب‌های هوشمند امروزی یا سامانه‌های رایانه‌ای پیشرفته برای هدایت مهمات وجود نداشت.

خدمه بمب‌افکن‌ها برای تعیین زمان مناسب رهاسازی بمب به دید مستقیم نیاز داشتند. آن‌ها باید هدف را از داخل هواپیما مشاهده می‌کردند و با استفاده از تجهیزات ویژه، لحظه مناسب برای پرتاب مهمات را مشخص می‌کردند.

دماغه شفاف بمب‌افکن‌های جنگ جهانی دوم چه کاربردی داشت؟

در نتیجه، بخش جلویی برخی بمب‌افکن‌ها با پوششی شفاف ساخته شد تا میدان دید خدمه گسترده‌تر باشد. این طراحی بعدها به یکی از مشخصه‌های ظاهری معروف بمب‌افکن‌های سنگین جنگ جهانی دوم تبدیل شد.

البته استفاده از شیشه معمولی برای چنین کاری مناسب نبود. شیشه‌های مبتنی بر سیلیکا می‌توانستند در شرایط عملیاتی هواپیماهای نظامی آسیب ببینند یا خرد شوند. به همین دلیل، مواد شفاف سبک‌تر و مقاوم‌تر اهمیت زیادی پیدا کردند.

شرکت DuPont در سال ۱۹۳۱ پلاستیک اکریلیک مقاومی با نام Lucite تولید کرد. دو سال بعد، شیمی‌دان آلمانی اوتو روم نیز ماده‌ای با نام Plexiglas را معرفی کرد.

هر دو ماده در دوران جنگ جهانی دوم مورد استفاده نیروهای متفقین و محور قرار گرفتند. وزن پایین‌تر و مقاومت مناسب در برابر گلوله باعث شد این مواد جایگزین مناسبی برای شیشه معمولی باشند.

از Lucite و Plexiglas در قسمت‌های مختلف هواپیما استفاده می‌شد؛ از پنجره‌ها و پوشش کابین گرفته تا برجک‌های مسلسل و دماغه‌های شفاف بمب‌افکن‌ها.

دماغه‌های شفاف چگونه به بمباران دقیق‌تر کمک می‌کردند؟

دماغه‌های شفاف که گاهی «دماغه‌های شیشه‌ای» نامیده می‌شوند، در شماری از مشهورترین بمب‌افکن‌های جنگ جهانی دوم دیده می‌شدند. B-17، B-24 و B-29 از جمله شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها هستند.

آلمان نیز از این ایده در هواپیماهایی مانند Heinkel He 111 و Junkers Ju 88 استفاده کرد. نمونه اولیه بمب‌افکن دوربرد Messerschmitt Me 264 نیز دارای چنین طراحی‌ای بود.

بریتانیا نیز بمب‌افکن‌های Avro Lancaster و Handley Page Halifax را به دماغه‌های شفاف مجهز کرد. این طراحی حتی پس از پایان جنگ جهانی دوم نیز به‌طور کامل کنار گذاشته نشد. برای نمونه، هواپیماهای آمریکایی B-47 Stratojet و Douglas A-3 Skywarrior همچنان از این رویکرد بهره می‌بردند.

در بریتانیا نیز هواپیماهایی مانند Blackburn Beverley و Armstrong Whitworth Argosy با چنین طراحی‌ای ساخته شدند. روس‌ها نیز عمدتاً به دلیل تفاوت در مسیر توسعه فناوری و رویکردهای طراحی خود، استفاده از دماغه‌های شفاف را در برخی هواپیماها ادامه دادند.

دماغه شفاف بمب‌افکن‌های جنگ جهانی دوم چه کاربردی داشت؟

جنگ جهانی دوم را می‌توان یکی از صنعتی‌ترین جنگ‌های تاریخ دانست. فناوری در این جنگ با سرعت زیادی پیشرفت کرد و بسیاری از تجهیزات نظامی جدید در همین دوره توسعه یافتند. با این حال، بسیاری از فناوری‌های آن دوران در مقایسه با استانداردهای امروزی ابتدایی به نظر می‌رسند.

مقایسه آن‌ها با بمب‌افزارهای جنگ جهانی اول این تفاوت را بهتر نشان می‌دهد. بمب‌افکن‌های آن دوره عمدتاً هواپیماهای دوباله‌ای بودند که از سازه‌های چوبی و پارچه‌ای استفاده می‌کردند. برخی از آن‌ها برای تخمین مسیر از اهرم‌های مکانیکی ساده و سامانه‌های ابتدایی بهره می‌گرفتند و حتی در مواردی بمب‌ها مستقیماً از کنار هواپیما به پایین پرتاب می‌شدند.

Norden M-9 چگونه هدف بمب را مشخص می‌کرد؟

یکی از مهم‌ترین پیشرفت‌های آن دوران، سامانه Norden M-9 Bombsight بود. این تجهیزات توسط کارل نوردن برای نیروی دریایی آمریکا توسعه یافت و در سال ۱۹۳۲ برای نخستین‌بار توسط بال هوایی ارتش آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. این سامانه جایگزین تجهیزات ضعیف‌تر Sperry S-1 Bombsight شد.

Norden M-9 برای زمان خود فناوری پیشرفته‌ای محسوب می‌شد. خدمه‌ای که برای استفاده از آن آموزش دیده بود، اطلاعاتی مانند سرعت هواپیما، جهت باد و ارتفاع پرواز را وارد رایانه آنالوگ سامانه می‌کرد.

رایانه سپس اثر باد و انحراف احتمالی بمب را محاسبه می‌کرد و نقطه‌ای را که در آن باید بمب رها شود، مشخص می‌کرد. به این ترتیب، خدمه دیگر مجبور نبودند تنها بر حدس و تجربه تکیه کنند.

این سامانه یک ویژگی مهم دیگر نیز داشت. دوربین تلسکوپی Norden M-9 که برای بمباران از ارتفاع بالا استفاده می‌شد، به کمک یک ژیروسکوپ داخلی پایدار می‌ماند. همین موضوع به خدمه اجازه می‌داد هدف را در حین پرواز بهتر دنبال کنند.

ممکن است Norden M-9 در نگاه امروزی یادآور سازوکارهای مکانیکی پیچیده‌ای مانند Antikythera در یونان باستان باشد. با این حال، در مقایسه با تجهیزات ابتدایی‌تر جنگ جهانی اول، این سامانه یک جهش مهم در فناوری هدف‌گیری هوایی به شمار می‌رفت و دقت بسیار بیشتری در اختیار خدمه بمب‌افکن‌ها قرار می‌داد.

برچسب‌ها: